ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اشعــــــــارمناسبتی
۲ بهمن ۱۳۹۰, ۰۱:۳۱ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲ بهمن ۱۳۹۰ ۰۱:۳۶ عصر، توسط osaky.)
ارسال: #1
Lightbulb اشعــــــــارمناسبتی
[تصویر:  84103170916313188142186431180255226.jpg]
زبانحال حضرت رسول اکرم ص با دخت گرامیش فاطمه زهرا در هنگام احتضار
در ساعت آخرم سخن ها دارم
بگذار که لب بر رخ تو بگذارم
بگذار که با سوز و نوا یا زهرا
من پرده ز راز دل خود بردارم
من غمزده از مرگ نیم یار دلم
من غمزده از میخ در و مسمارم
از داغ در سوخته و سینه ی تو
چون ابر بهاری، گل من می بارم
آن لحظه که سوراخ شود سینه ی تو
آغشته شوم با دل خون، دلدارم
در موقع حادثه نگاهی انداز
آن لحظه منم بین در ودیوارم
سروده : جعفر ابوالفتحی

TuHaN
Heart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hamed
۳ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۳۸ عصر
ارسال: #2
RE: اشعــــــــارمناسبتی
[تصویر:  1411588831.jpg]

یا رضاجان(
شهادت امام رضا)

پــارۀ پیکــر رســول اکــرم

جگـرش پـاره شـد ای اهـل عالـم

حجره بسته، دل شکسته، دیده گریان

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان

در عــزای رضــا امـــام هشتـم

گشته صـاحب عـزا معصومه در قـم

گشته خواهر بی برادر در خراسان

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان

ای دو عالـم اسیــرِ یـک نگـاهت

قصـر مأمــون چـرا شـد قتلگاهت

حامی دین، کشتۀ حق، یار قرآن

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان

یــا رضــا! جــانِ مـا بـادا فدایت

تــو امــام رئــوف و مــا گـدایت

از چه بر خاک، سر نهادی، چون غریبان

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان

آسمـان در عـزایت گریـه می‌کرد

قـاتلت هـم بـرایت گریـه می‌کرد

در دلت بود سوز مخفی درد پنهان

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان

چشم اهــل عــزا گریـد بـه یادت

جــای معصومـه و جــای جـوادت

شیعه بسته با ولایت عهد و پیمان

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان

گرچـه بـر درد عالمـی طبیب است

شیعیـان شیعیـان رضـا غریب است

در غریبی کشته شد آن جان جانان

یا رضاجان یا رضاجان یا رضاجان



غلامرضا سازگار

TuHaN
Heart
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مشکات ، hamed
۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۵۱ صبح
ارسال: #3
Heart RE: اشعــــــــارمناسبتی
این رضا کیست که دل ها همه خوشنود از اوست
این رضا کیست که بر درد دل خلق دواست
بحر امواج فضایل که روان از لب اوست
چشمه هایی که روان بخش تر از آب بقاست
ای ضعیفی که تو را پشت و پناهی شود
شو پناهنده به شاهی که معین الضّعفاست
ساکن کوی رضا باش که این ابر کرم
سایه ی رحمت او بر سر سلطان و گداست
دامن ضامن آهو مده از دست که او
دوست را ضامن و فریادرس روز جزاست
شاعر :قاسم رسا

Roseدر انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشیدArrow
من یک اخراجی هستم
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مریم گلی ، osaky
۴ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۳۷ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۴ بهمن ۱۳۹۰ ۱۰:۴۷ صبح، توسط مریم گلی.)
ارسال: #4
RE: اشعــــــــارمناسبتی
خراسان می‎دهد بوی مدینه
خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟
چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت
چه شب‎هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست
مزار زاده‎ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی
ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند
امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند
چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند
به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور می‎سوخت
سرا پا همچو نخل طور می‎سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده
غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی‎تاب و گه در تاب می‎شد
همه چون شمع روشن آب می‎شد

میان حجره ی در بسته می سوخت
نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش
دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد
جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود
امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎گشت قلبش پاره پاره
پسر می‎کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد
پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پدر آهسته چشم خویش می‎بست
پسر می‎دید و جان می داد از دست

پسر از پرده‎ی دل ناله سر داد
پدر هم جان در آغوش پسر داد


"غلامرضا سازگار"

اللهم العجل لولیک الفرج
السَلامُ عَلَیکَ یا ثارَاللهِ و بنَ ثارهِ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط osaky ، hamed
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا