جان به قربان تو آقا كه غريب وطني
|
۲۳ بهمن ۱۳۸۸, ۰۴:۵۱ عصر
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
جان به قربان تو آقا كه غريب وطني
كار دل جز غم و رنج و الم و ماتم نيست
حاصل عمر كه اين سان گذرد جز غم نيست آب آتشزده در ساحل دل موج زند سوز آه جگر سوختگان مبهم نيست اي كه بر قربت تو جن و ملك آگاهند بيخبر از دل سوزان تو در عالم نيست ديدهاي نيست كه از داغ تو گريان نشود خاطري نيست كه از ماتم تو در هم نيست جان به قربان تو آقا كه غريب وطني همسرت نيز در اين خانه به تو محرم نيست تيرباران تن پاك تو شد بعد حيات زين مصيبت دل ابناء بشر خرّم نيست جگرت سوخت از آن آب كه دادت همسر جگر هركه نسوزد ز غمت آدم نيست روز و شب دستخوش سرزنش دشمن و دوست درد جانكاه چونين تهمت بيجا كم نيست ريخت در طشت چو لخت جگرت زينب گفت وا مصيبت كه حيات تو به جز يكدم نيست صلح تو داد كم و كيف معاويه به باد اهرمن را خبر از داشتن خاتم نيست صلح تو داشت به بر نهضت خونين حسين آن حسيني كه مطاعش به جهان جز دَم نيست «صالحي» ذيل و بم شعر تو عاشورايي است هر ترنّم كه حسيني نبود، محكم نيست |
|||
|
|
۳۰ بهمن ۱۳۸۸, ۰۷:۰۶ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰ بهمن ۱۳۸۸ ۰۷:۳۳ عصر، توسط مشکات.)
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
آخر يه روز شيعه برات حرم ميسازه
حرم براي تو شه كرم ميسازه آخر برات يه گنبد طلا ميسازيم شبيه گنبد امام رضا ميسازيم به كوري عايشه و دشمن حيدر بقيع تو آباد ميشه گل پيامبر سرمزارت ضريح طلا ميسازيم مثل ضريح شش گوشه يهش مينازيم آخر يه روز ضريحت رو بغل ميگيرم حسن حسن ميگم پاي ضريح مي ميرم پنجره فولاد ميسازيم حاجت بگيريم دخيل ميبنديم بدونيم به تو اسيريم سقا خونه بنا كنيد باشور واحساس سرقبر ام البنين مادر عباس سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش |
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان
1 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا




