آگهی برای یک دل ...
|
۱۰ آذر ۱۳۸۸, ۱۰:۵۴ عصر
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آگهی برای یک دل ...
سلام :
قبل از اینکه این متن زیبا رو بخونید باید بگم که این متن رو خیلی اتفاقی تو یه وبلاگی خوندم و اونقدر به نظرم زیبا اومد که یادداشتش کردم اما متاسفانه فراموش کردم آدرس وبلاگ رو یادداشت کنم بنابراین از نویسنده ی این متن قشنگ هم تشکر می کنم و هم معذرت می خوام . ![]() ![]() ![]() ![]() من که واقعا لذت بردم ... دلم را سپردم به بنگاه دنیا. و هی آگهی دادم اینجا و آنجا . و هر روز برای دلم، مشتری آمد و رفت . و هی این و آن، سرسری آمد و رفت. ……. ولی هیچ کس واقعاً، اتاق دلم را تماشا نکرد. دلم قفل بود. کسی قفل قلب مرا وا نکرد. ……. یکی گفت: چرا این اتاق ، پر از دود و آه است؟ یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است؟ یکی گفت: چرا نور اینجا کم است؟ و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش، فقط از غم و غصه و ماتم است. ……. و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ ……….. و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست. و در را به روی همه پشت خود بست. ……… و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگربرای شما جا نداریم. از این پس به جز او ، کسی را در اینجا نداریم |
|||
|
|
۱۲ آذر ۱۳۸۸, ۰۴:۲۶ عصر
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
RE: آگهی برای یک دل ...
سلام
من یک بار از شما به خاطر این مطلب فوق العاده تشکر کردم ولی اینقدر این مطلب زیبا و قشنگه که یک بار تشکر کردن در مقابلش خیلی خیلی خیلی کمه . واقعأ متشکرم ! اي خدا ... من به سجود مستمر امواج ، بر ساحل عبوديتت رشك مي برم . مقام انسان را كهتر از آب و خاك مخواه ... |
|||
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان
1 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا






