داستانهایی كوتاه از امام رضا (ع)
|
۱۴ بهمن ۱۳۸۹, ۰۳:۳۷ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۴ بهمن ۱۳۸۹ ۰۴:۰۵ عصر، توسط boshra.)
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
داستانهایی كوتاه از امام رضا (ع)
داستانهایی كوتاه از امام رضا (ع) لایروبی چشمه امام رضا(ع) در نیشابور، به محله فوزا رفت. در آنجا حمامی وجود داشت و چشمه آبی، ولی آب آن اندك بود. آن حضرت تصمیم به لای روبی و بازسازی آن چشمه گرفت. مقنیان را طلبید و به آنها دستور پاك سازی و بازسازی چشمه را داد. آب چشمه زیاد شد. آنگاه حضرت دستور داد. در كنار چشمه حوضی ساختند. از آن چشمه، آب به داخل حوض می ریخت. حضرت رضا(ع) به میان حوض رفت و غسل كرد. سپس كنار آن حوض نماز خواند و همین كار برای مردم، سنت شد. از آن پس، می آمدند و در آن حوض غسل می كردند. سپس دركنار آن نماز می خواندند و دعا می كردند تا خداوند نیازهایشان را بر آورد و بر نعمت هایشان بیفزاید. مردم تا به امروز كنار آن چشمه می روند.(1) دژ مستحكم خدا آنگاه كه امام رضا(ع) به نیشابور رسید، حدیث شناسان نزد او گرد آمدند و گفتند: ای پسر پیامبر! از اینجا می روی و حدیثی برای ما روایت نمی كنی كه از آن بهره مند شویم؟ آن حضرت كه در كجاوه نشسته بود، سربیرون آورد و گفت: «از پدرم موسی بن جعفر شنیدم كه فرمود: از پدرم جعفر بن محمد شنیدم كه فرمود: از پدرم محمد بن علی شنیدم كه فرمود: از پدرم علی بن الحسین شنیدم كه فرمود: از پدرم حسین بن علی شنیدم كه فرمود: از پدرم امیرمؤمنان علی بن ابی طالب شنیدم كه فرمود از نبی اكرم(ص) شنیدم كه فرمود: از خداوند – عزوجل – شنیدم كه فرمود : «لا اله الا الله» دژ من است. پس هركس به دژ من در آید، از عذاب من در امان خواهد بود.» چون كاروان به راه افتاد، آن حضرت دوباره سر از كجاوه بیرون كرد و فرمود: با وجود شرایط آن و من از شرایط آن هستم».(2) اوج فروتنی اباصلت گوید: در سفر امام علی بن موسی الرضا(ع) به خراسان، با او همراه بودم روزی همه را بر سر سفره فراخواند و غلامان او با هر نژاد و رنگی، آمدند و بر سر سفره نشستند. به او گفتم: فدایت شوم! آیا بهتر نیست برای اینها سفره ای جداگانه گسترده شود؟ امام فرمود: «خاموش باش! خدای همه یكی است و همه از یك پدر و مادریم [پس تفاوت و تبعیضی نیست] و پاداش هركس بسته به كردار اوست».(3) همچنین، شخصی به نام یاسر خادم می گوید: چون حضرت رضا(ع) در خانه بود، همه حشم خود از كوچك و بزرگ را نزد خود جمع می كرد و با ایشان سخن می گفت و با ایشان انس می گرفت و آنها را با یكدیگر انس می داد. آن حضرت چنان بود كه هرگاه بر خوان طعام می نشست، هیچ كوچكی و بزرگی نبود، حتی میر آخور و حجام را، مگرآنكه او را با خودش سرسفره اش می نشاند. آن حضرت می فرمود: «اگر گاهی بالای سر شما ایستاده بودم و غذا می خوردید، بر نخیزید تا سیر شوید!»(4) شجاعتی آمیخته با توكل به خدا صفوان بن یحیی می گوید: چون امام موسی بن جعفر(ع) در گذشت و علی بن موسی الرضا(ع)، امر امامت و خلافت خود را آشكار ساخت، به حضرت عرض شد: «شما امر بزرگ و خطیری را اظهار داشته اید و ما از این ستمگر، هارون الرشیدبر شما می ترسیم؛ چرا كه از شمشیر او خون می چكد!» امام رضا(ع) فرمود: او هرچه بكوشد، برمن راهی پیدا نخواهد كرد. گفتار پیامبر اكرم(ص) به من نیرو و جرئت می بخشد كه فرمود: اگر ابوجهل توانست مویی از سر من كم كند، بدانید من پیامبر نیستم و من به شما می گویم: اگر هارون توانست مویی از سر من كم كند، بدانید كه من امام نیستم!» (5) پی نوشت ها : 1.شیخ عباس قمی، منتهی الامال، ص 1057.2. عیون الاخبار الرضا(ع)، صص 463 و 464. 3. منتهی الامال، ص 1028. 4.همان، ص 1028. 5. مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، صص 469 و 470. منبع:نشریه اشارات- شماره137 امام رضا(سلام الله عليه): ألا وإنّي لَمَقتولٌ بِالسَّمِّ ظُلما،ومَدفونٌ في مَوضِعِ غُربَةٍ؛ فَمَن شَدَّ رَحلَهُ إلى زِيارَتِي، استُجيبَ دُعاؤُهُ،وغُفِرَ لَهُ ذَنبُه بدانيد كه من با زهر ستم، كشته خواهم شد و در خاك غربت، دفن خواهم شد. پس، هر كه براى زيارت من بارِ سفر بربندد، دعايش مستجاب و گناهانش آمرزيده مىشود. نهج الدعاء، ج1، ص: 381 پس از مطالعه مطلب ارسالی ما را از نظر خویش بهره مند بفرمایید. |
|||
|
|
۸ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۴۸ عصر
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
کرامتی از حضرت رضا علیه السلام
حجة الاسلام صالحی خوانساری در شب ۲۱ ماه مبارک رمضان ۱۳۸۱ ش. در مصلای قدس شهر قم درباره شیخ حبیب اللّه گلپایگانی فرمودند: خودم شاهد بودم که عده ای از بیماران لاعلاج بعد از نماز در مسجد گوهرشاد به دور وی گرد آمده و از او خواستند تا برای آنها از خدا شفا بخواهد. آن عالم وارسته دست مبارک خود را بر سر هر مریضی که میکشید، بدنش عرق میکرد و شفا مییافت. آقای صالحی خوانساری، به نقل از یکی از مراجع تقلید کنونی، گفت: وقتی که فلسفه آن را از وی پرسیدم، در جواب فرمود: مدت چهل سال تمام همیشه نماز شب را پشت دربهای بسته حرم مطهر امام رضا علیه السلام میخواندم و همه روزه هنگامی که دربهای حرم را باز میکردند،۲ اوّلین کسی بودم که قبر مطهر آن حضرت را زیارت میکردم. یکبار یک هفته مریض شدم، به طوری که توان رفتن به حرم را نداشتم؛ یک شب از پنجره خانه چشمم به گلدسته های حرم امام رضا علیه السلام افتاد. رو کردم به حرم و عرض کردم: آقا! خودت میدانی که مدت چهل سال همه روزه اوّل زائر تو بودم ولی یک هفته است که مریضم؛ معذرت میخواهم که نتوانستم به زیارتت بیایم! شیخ حبیب اللّه میگوید: یکباره خوابم برد؛ در عالم رؤیا دیدم امام رضا علیه السلام بر روی صندلی نشسته و گل قشنگی در دست دارد و دو خادم جلوی امام ایستادهاند. امام گل را به دست یکی از خادمین داد و فرمود آن را به من بدهد. همین که گل را به دستم داد، احساس بهبودی کردم. ناگهان از خواب بیدار شدم. اتاق پر از بوی عطر بود و همان دسته گلی که امام در خواب به من داده بود، در دستم بود و کاملاً بهبود یافتم. بلند شدم طبق معمول همیشه، به جلوی حرم آمده و مشغول عبادت شدم تا اینکه درب حرم باز شد و مثل همیشه، اوّل زائر بودم. بعد از زیارت برای اقامه جماعت به مسجد گوهرشاد رفتم. بعد از نماز دیدم عده ای از بیماران جواب کرده دورم را گرفته و میگفتند: «شیخ حبیب اللّه! از آن گل که امام علیه السلام به تو داده، به بدن ما بمال تا خوب شویم!» متوجه شدم که این افراد که در جریان نبودند حتماً امام رضا علیه السلام آنها را پیش من فرستاده است. از برگ گل به سر و صورت آنها مالیدم؛ متوجه شدم که بیماری آنها خوب شده، از آن زمان به بعد فقط همین دستم که با آن گل را گرفته بودم، مریضها را شفا میدهد. آن مرجع تقلید بزرگوار میگوید: به شیخ حبیب اللّه گفتم: این گل را امام رضا علیه السلام به یکی از خادمین داد تا آن را به تو بدهد؛ از آن زمان به بعد دستت مریض، شفا میدهد. اگر خود امام رضا علیه السلام گل را به دستت میداد، چه کار میکردی؟ یک وقت شیخ حبیب اللّه چهره اش دگرگون شد و فرمود: واللّه اگر امام رضا علیه السلام خودش گل را به دستم میداد و دست مبارکش با بدنم تماس میگرفت بعد از آن، مطمئن بودم دستم اگر به مرده میخورد، آن را زنده میکرد. 1. گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی، ج ۷، ص ۵۱۲٫ ۲٫ قبلاً شبها درب حرم امام رضا علیه السلام را میبستند. آيا به آيات قرآن نمىانديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟ سوره محمد(ص)/ آیه 24
|
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان
1 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا





