ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
غزل قطعه قطعه....
۱۱ بهمن ۱۳۸۹, ۱۲:۵۸ عصر
ارسال: #1
غزل قطعه قطعه....
شانی ات را گم کردم
از مادرت
از مادرت پرسیدم
گفت: قطعه 62 ردیف اول
آمدم
و یادم آمد می گفتی:
قطعه ، همان غزل است
اگر سر نداشته باشد
تو هم غزل بودی
قطعه ، قطعه...

[تصویر:  A0918254.jpg]

......یا بن الحسن روحی فداک ....متی ترانا و نراک....

[تصویر:  faraj.jpg]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط کبوتر حرم
۲ مهر ۱۳۹۰, ۰۳:۵۴ عصر
ارسال: #2
RE: غزل قطعه قطعه....
فرزند مگر نداشت صیاد؟
پروین اعتصامی

شد ساقی چرخ پیر خُرسند
پُر دید ز خون چو ساغری را

دستی سر راه دامی افکند
پیچاند به رشته‌ای سری را

جمعیت ایمنی پَراکند
شیرازه درید دفتری را

با تیشه‌ی ظلم ریشه‌ای کند
بر بست ز فتنه‌ای دری را

خون ریخت به‌کامِ کودکی چند
برچید بساط مادری را

فرزند مگر نداشت صیاد؟


برگرفته از كتاب:
اعتصامي، پروين؛ ديوان پروين اعتصامي؛ چاپ چهارم؛ تهران: مؤسسه انتشارات نگاه 1387.

Roseدر انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشیدArrow
من یک اخراجی هستم
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۹ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۵۴ صبح
ارسال: #3
RE: غزل قطعه قطعه....
گاهی ز نو و گه ز کهن می‌گویند
عطار نیشابوری


گاهی ز نو و گه ز کهن می‌گویند
گاهی ز کن و گه ز مکن می‌گویند

هرچند فراغتی‌ست لیک از سرِ لطف
با ما به زبان ما سخن می‌گویند

در عالم جان نه مرد پیداست نه زن
چه عالم جان نه جان هویداست نه تن

تا کی گویی ز ما و من شرمت باد
تا چند ز ما و من که نه ماست نه من



برگرفته از كتاب:
عطار، محمد بن ابراهيم؛ مختارنامه؛ تصحيح و مقدمه از محمدرضا شفيعي كدكني؛ چاپ سوم؛ تهران: انتشارات سخن 1386.

Roseدر انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشیدArrow
من یک اخراجی هستم
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا