ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 3 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اندرزهاي لقمان حكيم به پسرش
۹ بهمن ۱۳۹۰, ۰۸:۲۲ عصر
ارسال: #1
Star اندرزهاي لقمان حكيم به پسرش
اى پسرم ! [متاع] دنيا اندك است و عمر تو كوتاه .

اى پسرم ! از حسد بپرهيز ، كه در شأن تو نيست ، و از بد اخلاقى دورى كن ، كه از سرشت تو نيست ؛ چرا كه تو با آن دو ، جز به خودت زيان نمى‏رسانى ، و هر گاه خودت زيان‏رسانِ خود بودى ، زحمت دشمنت را درباره كارت كم كرده‏اى ؛ زيرا دشمنىِ تو با خودت ، زيان‏بارتر از دشمنىِ ديگرى است .

اى پسرم ! كار خوبت را براى اهلش انجام بده و در آن ، از خدا پاداش بخواه . [در خرج كردن ]ميانه‏رو باش و از ترس فقر و فلاكت ، [از خرج كردنْ ]خوددارى نكن ؛ ولى ريخت و پاش هم نكن .

اى پسرم ! سرور اخلاق حكيمانه ، دين خداى متعال است . مَثَل دين ، مانند درخت استوار است ؛ ايمان به خدا آب آن است و نماز ريشه‏هاى آن ، و زكات تنه آن ، و برادرى در راه خدا شاخه‏هاى آن ، و اخلاق نيكْ برگ‏هاى آن ، و بيرون آمدن از گناهان ، ميوه آن . و همان‏گونه كه درخت ، جز با ميوه پاكيزه به كمال نمى‏رسد ، دين نيز جز با بيرون آمدن از محرّمات ، كامل نمى‏گردد .

اى پسرم ! هر چيزى نشانه‏اى دارد كه بدان شناخته مى‏شود . دين نيز سه نشانه دارد : پاك‏دامنى ، دانش ، و بردبارى .


قصص الأنبياء : ص 196 ح 247 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 420 ح 14 .
http://www.hadithcity.com/


ادامه دارد..

آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟
سوره محمد(ص)/ آیه 24
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hamed ، boshra ، mahdiye
۱۰ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۳۴ عصر
ارسال: #2
Star RE: اندرزهاي لقمان حكيم به پسرش
[لقمان] گفت: «براى خردمند ، سزاوار نيست كه خود را از چهار وقت ، بى‏بهره بگذارد : وقتى كه در آن ، پروردگارش را بخواند؛ وقتى كه در آن ، از خود حساب‏كشى نمايد ؛ وقتى كه در آن ، براى هزينه زندگانى‏اش، كسب كند ؛ و وقتى كه در آن ، تنها به لذّت حلال مشغول باشد تا به واسطه آن ، براى وقت‏هاى ديگر ، يارى [و نيرو] بگيرد» .

نثر الدر : ج 7 ص 38


آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟
سوره محمد(ص)/ آیه 24
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط osaky ، hamed ، boshra
۱۴ اسفند ۱۳۹۰, ۱۲:۵۵ عصر
ارسال: #3
Star RE: اندرزهاي لقمان حكيم به پسرش
فتح الأبواب :

روايت شده كه لقمان حكيم ، در سفارش به فرزندش گفت: «به خشنودى و مدح و ذمّ مردم، دل خوش مدار؛ زيرا اين، دستْ يافتنى نيست؛ هر چند انسان در تحصيل آن ، نهايت تلاش خود را به انجام رساند» .
فرزندش به او گفت: معناى اين سخن چيست؟ دوست دارم براى آن ، مَثَلى يا كارى و يا سخنى را ببينم.
لقمان به او گفت: «من و تو بيرون برويم» .
بيرون رفتند و لقمان عليه السلام حيوانى را كه با آنها بود، سوار شد و پسرش را پياده رها كرد تا پشت سر او بيايد . بر گروهى گذر كردند، كه آنها گفتند: عجب پير سنگ‏دل و بى‏رحمى است ؛ خودش كه قوى‏تر است ، سوار حيوان شده و بچه را پياده رها كرده! اين ، كار بدى است .
لقمان به فرزندش گفت: «آيا سخن آنان را شنيدى كه سوار شدن من و پياده رفتن تو را بد شمردند؟» .
گفت: آرى.
لقمان عليه السلام گفت: «حال ، تو سوار شو تا من پياده بيايم» .
فرزند ، سوار شد و لقمان ، پياده راه افتاد تا اين كه بر گروه ديگرى گذر كردند، و آنها گفتند: عجب پدر و فرزند بدى هستند! پدر به اين دليلْ بد است كه بچه را خوب ادب نكرده و او سوار شده و پدر را پشت سر خود ، پياده رها كرده، در حالى كه پدر ، سزاوار احترام و سوار شدن است. فرزند نيز بد است ؛ زيرا او با اين حال، عاقّ پدر شده است. بنا بر اين، هر دو ، كار بدى كرده‏اند.
آن گاه ، لقمان به فرزندش گفت: «شنيدى؟» .
گفت: آرى .
لقمان گفت: «حال ، هر دو با هم ، سوار حيوان مى‏شويم» .
سوار شدند و وقتى بر گروهى ديگر گذر كردند، آنها گفتند: عجب! در دل اين دو سوار، رحمى نيست و از خدا بى‏خبرند؛ هر دو ، سوار اين حيوان شده‏اند و خارج از توان، از آن ، بار مى‏كشند. بهتر بود يكى سوار شود و ديگرى پياده برود .
لقمان گفت: «شنيدى؟» .
گفت: آرى.
آن گاه گفت: «حال ، بيا حيوان را بدون سواره، از پشت سر برانيم» .
چنين كردند و وقتى بر گروهى گذر كردند، آنها گفتند: اين كارِ اين دو شخص ، عجيب است كه حيوان را بدون سواره رها كرده‏اند و خودشان پياده مى‏روند.
در هر حال، آنها را مذمّت كردند. لقمان به فرزندش گفت: «مى‏بينى كه تحصيل رضايت مردم ، محال است . پس به آن اعتنا نكن و به جلب رضايت خداوند ـ جلّ جلاله ـ مشغول باش ، كه كسب و كار و سعادت و خوش‏بختىِ دنيا و روز حساب و سؤال ، در آن است» .

فتح الابواب : ص 307 ، بحار الأنوار : ج 13 ص 433 ح 27 .

آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟
سوره محمد(ص)/ آیه 24
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط boshra ، hamed
۱۷ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۵ عصر
ارسال: #4
ازوصایای لقمان
اي پسرجان! من چهار صد پيامبر را خدمت كردم، و از گفتار آنها چهار سخن را برگزيدم: 1ـ هنگامي كه در نماز هستي، حضور قلبت را حفظ كن 2ـ هنگامي كه در كنار سفره نشستي گلويت را (از مال حرام) حفظ كن 3ـ هنگامي كه به خانه ديگري رفتي، چشم خود را (از نگاه به نامحرم) حفظ كن 4 ـ و هنگامي كه بين انسان‏ها رفتي، زبانت را حفظ كن.»


«يا بُنَيَّ تَعَلَّمِ الْحِكْمَةَ تَشْرَفْ، فَاِنَّ الْحِكْمَةَ تَدُلُّ عَلَي الدِّينِ، وَ تُشَرِّفُ الْعَبْدَ عَلَي الْحُرِّ، وَ تَرْفَعُ الْمِسْكينَ عَلَي الْغَنِيّ، وَ تُقَدِّمُ الصَّغيرَ عَلَي الْكَبيرِ، وَ تُجْلِسُ الْمِسْكِينَ مَجالِسَ الْمُلُوكِ، وَ تَزيدُ الشَّرِيفَ شَرَفا، وَالسَّيِدَ سُؤْدَدا، وَالْغَنِيَّ مَجْدا...؛

اي پسر جان! حكمت را بياموز تا به مقام شامخ شرافت برسي، چرا كه حكمت راهنماي دين است، و شرافت بخش غلام بر آزاد است، تهي دست را ارجمندتر از ثروتمند مي‏كند، و كوچك را بر بزرگ مقدّم مي‏دارد و فقير درمانده را در جايگاه پادشاهان قرار مي‏دهد، و بر شرافت انسان شريف مي‏ افزايد، و آقايي آقا را زياد مي‏كند، و ثروتمند را ستوده مي‏نمايد، دين و زندگي بدون حكمت، گوارا نيست، و كار دنيا و آخرت، تنها در پرتو حكمت سامان مي‏يابد، مثال حكمت منهاي اطاعت از خدا، همچون پيكر بي‏روح، يا زمين بي‏آب است، همان گونه كه پيكر بدون روح و زمين بدون آب، نابسامان و بي‏ نشاط است، هم چنين حكمت بدون اطاعت خدا بي‏سامان و بي‏ن شاط مي‏ باشد.»

پس از مطالعه مطلب ارسالی ما را از نظر خویش بهره مند بفرمایید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط هُدهُد صبا
۱۷ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۷ عصر
ارسال: #5
لقمان
حکایت کرده‌اند که لقمان روزی در راهی می‌گذشت، پس قطعه کاغذی دید به روی زمین افتاده، چون آن را برداشت و ملاحظه نمود دید: بسم الله الرحمن الرحیم بر او ثبت شده است.

پس آن را شسته و آبش را تناول نمود و به برکت این احترام، خداوند عالم، او را حکمت تلقین فرمود.

"و لقد آتینا لقمان الحکمه."
و به تحقیق ما به لقمان حکمت دادیم .

پس از مطالعه مطلب ارسالی ما را از نظر خویش بهره مند بفرمایید.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hamed ، هُدهُد صبا
۶ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۸:۳۷ عصر
ارسال: #6
RE: اندرزهاي لقمان حكيم به پسرش

خوش اخلاقي


قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ : حَسِّن مَعَ جَميعِ النّاسِ خُلُقَكَ ؛ فَإِنَّ مَن حَسَّنَ خُلُقَهُ وأظهَرَ بِشرَهُ وبَسَطَهُ حَظِيَ عِندَ الأبرارِ ، وأحَبَّهُ الأَخيارُ ، وجانَبَهُ الفُجّارُ.

عرائس المجالس: لقمان عليه السلام به پسرش گفت: «اخلاقت را با همه مردم، نيكو گردان؛ چرا كه هر كس اخلاقش را نيكو كند و خوش‏خو و گشاده ‏رو باشد، نزد نيكوكاران، بهره ‏مند مى‏ شود و نيكان، او را دوست دارند و بَدان از او كناره مى ‏گيرند». عرائس المجالس: ص 315.

آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟
سوره محمد(ص)/ آیه 24
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hamed ، boshra
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا