ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات: 4.55
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان هاي واقعی
۲۲ مرداد ۱۳۸۹, ۰۶:۲۲ عصر
ارسال: #6
RE: یک داستان واقعی
خدايا به قضايت راضيم


يكي از شاگردان مرحوم الهي قمشه اي نقل كرد: آن جناب سفري به آستانه بوسي حضرت

رضاعليه السلام به مشهد مشرف شد. شبي در حرم حضرت رضا عرضه مي دارد: يابن رسول

اللَّه شما داراي مقام رضاي كامل هستيد، از حضرت حق بخواهيد ذره اي از اين مقام به اين

فقير عنايت كند. وقتي از حرم خارج مي شود، ماشيني در خيابان به او مي زند، وقتي چشم باز

مي كند خود را روي تخت بيمارستان مي بيند، سؤال مي كند چه شده؟

مي گويند: تصادف كرده ايد و راننده اي كه به شما زده دستگير شده و اينجاست، مي فرمايد:

كاغذ و قلمي به من بدهيد. يك رضايت نامه كامل مي نويسد و دستور مي دهد راننده را آزاد

كنيد، زيرا من چند لحظه قبل در حرم حضرت رضا از خداوند عزيز طلب مقام رضا كردم، و اين

مصيبت، برق اول اين مقام جهت امتحان استعداد و ادعاي من است، اگر در همين مرحله اول

زبان و دل به گله و شكايت باز كنم از به دست آوردن اين عنايت محروم خواهم گرديد!!


منبع : استاد حسين انصاريان: مجموعه داستان هاي عرفان اسلامي، ج 2، ص 55
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مشکات ، zeinab ، هُدهُد صبا ، seyedebrahim ، مهدی عبادی
ارسال پاسخ 


پیام‌های داخل این موضوع
داستان هاي واقعی - مشکات - ۶ بهمن ۱۳۸۸, ۱۰:۱۱ صبح
RE: یک داستان واقعی - sanazm - ۱ ارديبهشت ۱۳۸۹, ۰۶:۳۷ عصر
RE: یک داستان واقعی - ذوالقرنین - ۲۱ مرداد ۱۳۸۹, ۰۱:۰۷ عصر
RE: یک داستان واقعی - ضحی - ۲۲ مرداد ۱۳۸۹ ۰۶:۲۲ عصر
RE: یک داستان واقعی - ضحی - ۲۴ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۰۸ عصر
RE: یک داستان واقعی - ذوالقرنین - ۴ مهر ۱۳۸۹, ۰۳:۴۲ عصر
RE: یک داستان واقعی - Afkhami - ۴ مهر ۱۳۸۹, ۰۸:۰۳ عصر
RE: یک داستان واقعی - ذوالقرنین - ۵ مهر ۱۳۸۹, ۰۴:۰۴ عصر
RE: یک داستان واقعی - faezeh - ۱۱ مهر ۱۳۸۹, ۱۱:۰۷ عصر
RE: یک داستان واقعی - ضحی - ۵ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۵۷ صبح
RE: یک داستان واقعی - ضحی - ۱۸ اسفند ۱۳۸۹, ۰۵:۲۸ عصر
RE: یک داستان واقعی - هُدهُد صبا - ۱۸ اسفند ۱۳۸۹, ۰۷:۴۶ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۸ اسفند ۱۳۸۹, ۱۱:۴۵ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۲۷ فروردين ۱۳۹۰, ۱۰:۰۳ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۱ آبان ۱۳۹۰, ۰۴:۰۴ عصر
RE: یک داستان واقعی - مریم گلی - ۱۳ آبان ۱۳۹۰, ۰۵:۱۴ عصر
RE: انسان!!! - hamed - ۹ دي ۱۳۹۰, ۰۶:۳۵ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۳ دي ۱۳۹۰, ۰۸:۴۶ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۲۱ دي ۱۳۹۰, ۱۰:۰۴ عصر
RE: یک داستان واقعی - مریم گلی - ۲۲ دي ۱۳۹۰, ۱۰:۳۶ صبح
امر به معروف!!!!!!!! - خادم شهدا - ۲۲ بهمن ۱۳۹۰, ۱۲:۱۰ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۲ اسفند ۱۳۹۰, ۰۹:۴۰ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۰ اسفند ۱۳۹۰, ۰۹:۴۲ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۷ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۸ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۹ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۴۴ صبح
RE: یک داستان واقعی - ترنم بهاری - ۱۹ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۱۷ عصر
RE: بدترین پسر منطقه (داستان واقعی) - hamed - ۲۷ اسفند ۱۳۹۰, ۰۲:۰۴ عصر
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۱۲ فروردين ۱۳۹۱, ۰۶:۴۰ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۴ خرداد ۱۳۹۱, ۰۶:۲۷ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۲۴ خرداد ۱۳۹۱, ۱۰:۴۹ صبح
RE: یک داستان واقعی - Entezar - ۶ تير ۱۳۹۱, ۱۰:۴۷ صبح
RE: یک داستان واقعی - mass night wolf - ۶ تير ۱۳۹۱, ۰۳:۳۷ عصر
RE: یک داستان واقعی - Entezar - ۱۳ تير ۱۳۹۱, ۱۲:۱۵ عصر
RE: یک داستان واقعی - Entezar - ۲۴ تير ۱۳۹۱, ۱۰:۲۶ عصر
RE: یک داستان واقعی - seraj73 - ۲۸ تير ۱۳۹۱, ۰۶:۵۱ عصر
چرا زن ها می گریند !؟ ( زبان خدا) - Entezar - ۳۰ تير ۱۳۹۱, ۱۲:۲۱ صبح
RE: یک داستان واقعی - مریم گلی - ۱ مرداد ۱۳۹۱, ۰۸:۴۸ صبح
وصیت نامه اسکندر... - Entezar - ۷ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۳۶ صبح
داستان کوتاه جالب !!؟ - Entezar - ۱۰ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۲۱ صبح
واقعا خدا عادل است؟؟؟؟؟؟ - Entezar - ۱۴ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۳۷ صبح
داستان 4 برادر و هدیه شان به مادر ... - Entezar - ۲۳ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۰۵ صبح
داستانک؛ قدر خانواده ات را بدان... - Entezar - ۲۸ مرداد ۱۳۹۱, ۰۲:۱۶ صبح
RE: یک داستان واقعی - mass night wolf - ۱۲ شهريور ۱۳۹۱, ۱۲:۲۲ عصر
RE: یک داستان واقعی - گمنام - ۱۱ مهر ۱۳۹۱, ۰۷:۵۳ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۵ دي ۱۳۹۱, ۰۸:۵۴ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۲۴ بهمن ۱۳۹۱, ۱۰:۵۶ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۹ اسفند ۱۳۹۱, ۰۹:۲۵ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۹ مرداد ۱۳۹۲, ۰۷:۳۶ صبح
RE: یک داستان واقعی - hamed - ۷ شهريور ۱۳۹۲, ۱۱:۴۱ صبح
RE: یک داستان واقعی - آشنای غریب - ۱۸ آبان ۱۳۹۲, ۰۴:۲۹ عصر
یک داستان واقعی - Entezar - ۲۷ آبان ۱۳۹۲, ۰۳:۱۸ عصر
RE: یک داستان واقعی - Bitanem - ۲۷ آبان ۱۳۹۲, ۰۳:۲۰ عصر
RE: یک داستان واقعی - Bitanem - ۳ آذر ۱۳۹۲, ۰۱:۵۱ عصر
عشق... - Entezar - ۱۱ آذر ۱۳۹۲, ۰۳:۵۶ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۳۰ مهر ۱۳۹۳, ۰۹:۱۹ صبح
RE: داستان هاي واقعی - hamed - ۷ آبان ۱۳۹۳, ۱۰:۰۲ صبح
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۲۶ آبان ۱۳۹۳, ۰۹:۰۹ صبح
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۲۶ فروردين ۱۳۹۴, ۱۰:۱۲ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۳۰ فروردين ۱۳۹۴, ۱۰:۳۹ عصر
RE: داستان هاي واقعی - hamed - ۸ مرداد ۱۳۹۵, ۰۳:۵۹ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۲ مهر ۱۳۹۵, ۰۶:۴۹ صبح
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۴ مهر ۱۳۹۵, ۱۰:۳۷ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۴ آبان ۱۳۹۵, ۱۱:۴۰ صبح
RE: داستان هاي واقعی - hamed - ۱۳ آبان ۱۳۹۵, ۰۴:۱۳ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۶ دي ۱۳۹۵, ۱۱:۰۳ صبح
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۱۲ دي ۱۳۹۵, ۱۱:۰۳ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۱۰ اسفند ۱۳۹۵, ۱۱:۲۲ عصر
RE: داستان هاي واقعی - hamed - ۲ فروردين ۱۳۹۶, ۰۷:۱۱ صبح
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۲ ارديبهشت ۱۳۹۶, ۱۰:۱۳ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۲۷ تير ۱۳۹۶, ۱۱:۵۳ صبح
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۳۱ تير ۱۳۹۶, ۱۱:۲۴ صبح
RE: داستان هاي واقعی - mahsa-nita - ۳۱ تير ۱۳۹۶, ۰۲:۴۳ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۱۶ مهر ۱۳۹۶, ۱۱:۲۳ عصر
RE: داستان هاي واقعی - hamed - ۲۰ مهر ۱۳۹۶, ۰۱:۴۰ عصر
RE: داستان هاي واقعی - آشنای غریب - ۱ تير ۱۴۰۱, ۰۴:۴۸ عصر
حکایت پیرمرد و بچه ها - safirashgh - ۱۹ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۱۱ صبح
RE: حکایت پیرمرد و بچه ها - کبوتر حرم - ۲۰ بهمن ۱۳۸۸, ۱۲:۱۱ عصر
آبرو - مشکات - ۵ مهر ۱۳۹۰, ۰۹:۳۴ عصر
RE: آبرو - hamed - ۵ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۶ عصر
RE: آبرو - فاطمه گل - ۶ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۱ صبح
RE: حکایت پیرمرد و بچه ها - hamed - ۶ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۲۷ عصر
هر که بامش بیش برف بیشتر - paramis - ۲۶ آذر ۱۳۹۰, ۱۲:۴۳ عصر
آرامش شمع - nafas - ۸ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۱۷ عصر
دانشجویی به استاد خود گفت: - helma - ۲۷ خرداد ۱۳۹۲, ۱۲:۰۳ صبح
.... - Bitanem - ۲۶ آبان ۱۳۹۲, ۰۱:۴۱ عصر

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
2 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا