<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان وب سایت ختم قرآن مجید - رفع شبهات قرآنی]]></title>
		<link>https://forum.ghorany.com/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان وب سایت ختم قرآن مجید - https://forum.ghorany.com]]></description>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2026 07:51:56 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[ چهره واقعی نکیر و منکر+فیلم]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-5325.html</link>
			<pubDate>Tue, 20 Dec 2016 16:25:54 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-5325.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;">چهره واقعی نکیر و منکر+فیلم.برای دیدن این کلیپ بر روی لینک زیر کلیک کنید</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-weight: bold;"><a href="http://danakadeh.ir/%D9%86%DA%A9%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D9%86%DB%8C/" target="_blank">قبر نکیر منکر</a></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;">چهره واقعی نکیر و منکر+فیلم.برای دیدن این کلیپ بر روی لینک زیر کلیک کنید</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-weight: bold;"><a href="http://danakadeh.ir/%D9%86%DA%A9%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D9%84%D9%85-%D9%82%D8%A8%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D9%86%DB%8C/" target="_blank">قبر نکیر منکر</a></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[اخبار غیبی در قرآن]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-3099.html</link>
			<pubDate>Sat, 02 May 2015 19:24:33 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-3099.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">اخبار غیبى در قرآن</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">قرآن مجید در قسمتى از آیاتش از امور مهمى که مربوط به آینده بود، خبر داده از حوادث و پیشامدهایى که بعدا واقع مى‏شد، پیشگویى نموده است و همه آن‏ها نیز پس از مدتى به وقوع پیوسته، هیچ یک از آن‏ها مخالف با واقع نگردیده است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">البته جاى تردید نیست که این همه اخبار از غیب و پیشگویى است که به جز طریق وحى، راهى بر آن نیست.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">اینک نمونه‏اى از پیشگویى‏هاى قرآن مجید:</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۱- پیشگویى در باره جنگ بدر</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَهِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ. انفال ۷</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">و به یاد آرید، هنگامى را که خداوند به شما وعده داده بود که یکى از دو گروه [کاروان قریش یا لشکر مسلح آن‏ها] نصیب شما خواهد بود، شما دوست داشتید که کاروان براى شما باشد ولى خداوند مى‏خواهد، حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع کند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">مؤمنین وعده غلبه و پیروزى بر دشمن و از بین رفتن کفار را داد. با این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشکر و وسایل جنگ، ضعیف و در اقلیت بودند، تا جایى که در میان آنان تنها مقداد و زبیر بن عوام، سواره و بقیه همه پیاده بودند و در برابر آنان کفار در اکثریت و از نیروى بیش‏ترى برخوردار بودند و به طورى که قرآن بیان مى‏کند، کفار آن چنان داراى نیرو و قدرت بودند که مؤمنین از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى‏بردند ولى خداوند در این آیه اراده خویش را به مسلمانان اطلاع داده است که او مى‏خواهد حق را بر باطل پیروز گرداند و به وعده‏اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پیروز و کفار را ریشه‏کن ساخت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۲- پیشگویى در سرنوشت دشمنان پیامبر</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ. إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ. الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ. حجر۹۴</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">آن چه را که مأمور هستى، آشکارا بیان کن و از مشرکان روى گردان! ما [خطر] استهزا کنندگان را از تو رفع خواهیم نمود، همانانى که به خدا شرک مى‏ورزند و آنان به زودى [از نتایج اعمال‏شان‏] اطلاع خواهند یافت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه شریفه در مکه، در اوایل دعوت اسلامى نازل گردید و بعضى از مفسّرین مانند بزّاز و طبرانى در سبب نزول این آیه، از انس بن مالک چنین نقل نموده‏اند که روزى رسول خدا در مکه از کنار عده‏اى مى‏گذشت و آنان پیغمبر را مسخره و استهزا مى‏نمودند و چنین مى‏گفتند که: «این همان است که خیال مى‏کند پیامبر است و جبرئیل همراه او است.» در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید و پیروزى رسول خدا و کمک‏هاى غیبى را که شامل حال وى خواهد گردید، نوید داد، خذلان و شکست سرکشان را که پیامبر را استهزا و مسخره مى‏کردند، اعلام نمود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه در هنگامى نازل گردید که کسى تصور نمى‏کرد روزى خواهد آمد که قریش شوکت و عزت خویش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پیروزى رسول خدا (ص) از بین برود و این آیه شریفه چنین روز و سرنوشتى را براى قریش پیش بینى کرد و عینا به وقوع پیوست.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۳- پیشگویى در باره پیروزى اسلام بر تمام ادیان دیگر</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. صف ۹</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">اوست که پیامبرش را با هدایت و آیین حق به سوى مردم فرستاد تا دین وى را بر تمام دین‏ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه شریفه هنگامى نازل گردید که اسلام هنوز در جزیره عربستان رواج کامل پیدا نکرده بود که این آیه از پیروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام ادیان و ملل دنیا خبر داد که بخش عظیمى از آن تحقق یافت و تحقق کامل آن با ظهور مهدى و مصلح جهان خواهد بود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۴- پیشگویى در باره جنگ ایران و روم</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">غُلِبَتِ الرُّومُ. فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ.روم۲</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">روم در نزدیک‏ترین سرزمین شکست خورد ولى پس از مغلوب شدن به زودى پیروز و غالب خواهد گردید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">آن چه این آیه خبر داده بود، در مدت کم‏تر از ده سال واقع گردید و شاه روم بر پادشاه ایران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمین فارس گردید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۵- پیشگویى در هزیمت دشمن نیرومند</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنْتَصِرٌ. سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُر قمر ۴۴</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">یا مى‏گویند: ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم ولى بدانند به زودى جمع‏شان شکست مى‏خورد و پا به فرار خواهند گذاشت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه از هزیمت و شکست مشرکین و از پاشیده شدن اجتماعاتشان خبر مى‏دهد. این جریان نیز در جنگ بدر واقع گردید، آن‏گاه که ابو جهل اسب خویش را جلو راند و در پیشاپیش لشکر خویش قرار گرفت و گفت: ما امروز از محمد و یارانش انتقام خواهیم گرفت ولى خداوند او را هلاک و جمعیتش را متفرق ساخت و حق را آشکار و کلمه حق را برتر گردانید. این جریان در موقعى به وقوع پیوست که مسلمانان در اقلیت بودند و کسى نمى‏توانست، باور کند که سیصد و سیزده مردى که هیچ گونه وسایل جنگ در اختیارشان نبود و به جز یک یا دو اسب و هفتاد شتر که به نوبت سوار آن‏ها مى‏شدند وسیله‏اى نداشتند، بر یک لشکر انبوه و نیرومندى که از نظر تعداد، وسایل و تجهیزات جنگى برترى کامل دارند، غالب شوند، نیرو و قدرت آنان را درهم بشکنند، شوکت و عزت‏شان را به باد فنا و نیستى بسپارند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">۶- پیشگویى در سرنوشت أبو لهب</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ. ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ. سَیَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ. وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَب   لهب ۱</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">بریده باد هر دو دست ابو لهب [و مرگ بر او باد]، همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشید، به زودى وارد آتش شعله‏ور دوزخ مى‏شود. [و نیز] همسرش در حالى که هیزم‏کش [دوزخ‏] است و در گردنش طنابى است، از لیف خرما! این سوره که در حال حیات ابو لهب نازل گردیده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخ خبر مى‏دهد و از این آیه چنین استفاده مى‏شود که آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذیرفت و در عناد و لجاجت خویش باقى خواهند ماند و یک سرنوشت شوم و ذلت‏بارى در انتظار آن‏هاست و همان‏طور که قرآن پیش‏بینى کرده بود، آن دو نفر در حال کفر و بى‏دینى از این جهان رخت بربسته و مستوجب عذاب ابدى گردیدند. در دنیا به ذلت و نکبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلا شدند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><br />
</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #c71585;"><span style="font-weight: bold;"><a href="http://newharf.com/%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ba%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/" target="_blank">منبع: سایت نیو حرف</a></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">اخبار غیبى در قرآن</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">قرآن مجید در قسمتى از آیاتش از امور مهمى که مربوط به آینده بود، خبر داده از حوادث و پیشامدهایى که بعدا واقع مى‏شد، پیشگویى نموده است و همه آن‏ها نیز پس از مدتى به وقوع پیوسته، هیچ یک از آن‏ها مخالف با واقع نگردیده است.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">البته جاى تردید نیست که این همه اخبار از غیب و پیشگویى است که به جز طریق وحى، راهى بر آن نیست.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">اینک نمونه‏اى از پیشگویى‏هاى قرآن مجید:</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۱- پیشگویى در باره جنگ بدر</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَیْنِ أَنَّها لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذاتِ الشَّوْکَهِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ یَقْطَعَ دابِرَ الْکافِرِینَ. انفال ۷</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">و به یاد آرید، هنگامى را که خداوند به شما وعده داده بود که یکى از دو گروه [کاروان قریش یا لشکر مسلح آن‏ها] نصیب شما خواهد بود، شما دوست داشتید که کاروان براى شما باشد ولى خداوند مى‏خواهد، حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع کند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">مؤمنین وعده غلبه و پیروزى بر دشمن و از بین رفتن کفار را داد. با این که مسلمانان در آن روز از نظر تعداد لشکر و وسایل جنگ، ضعیف و در اقلیت بودند، تا جایى که در میان آنان تنها مقداد و زبیر بن عوام، سواره و بقیه همه پیاده بودند و در برابر آنان کفار در اکثریت و از نیروى بیش‏ترى برخوردار بودند و به طورى که قرآن بیان مى‏کند، کفار آن چنان داراى نیرو و قدرت بودند که مؤمنین از جنگ با آنان در ترس و وحشت به سر مى‏بردند ولى خداوند در این آیه اراده خویش را به مسلمانان اطلاع داده است که او مى‏خواهد حق را بر باطل پیروز گرداند و به وعده‏اش وفا نمود و مسلمانان را بر دشمنان پیروز و کفار را ریشه‏کن ساخت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۲- پیشگویى در سرنوشت دشمنان پیامبر</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ. إِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ. الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ. حجر۹۴</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">آن چه را که مأمور هستى، آشکارا بیان کن و از مشرکان روى گردان! ما [خطر] استهزا کنندگان را از تو رفع خواهیم نمود، همانانى که به خدا شرک مى‏ورزند و آنان به زودى [از نتایج اعمال‏شان‏] اطلاع خواهند یافت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه شریفه در مکه، در اوایل دعوت اسلامى نازل گردید و بعضى از مفسّرین مانند بزّاز و طبرانى در سبب نزول این آیه، از انس بن مالک چنین نقل نموده‏اند که روزى رسول خدا در مکه از کنار عده‏اى مى‏گذشت و آنان پیغمبر را مسخره و استهزا مى‏نمودند و چنین مى‏گفتند که: «این همان است که خیال مى‏کند پیامبر است و جبرئیل همراه او است.» در این هنگام این آیه شریفه نازل گردید و پیروزى رسول خدا و کمک‏هاى غیبى را که شامل حال وى خواهد گردید، نوید داد، خذلان و شکست سرکشان را که پیامبر را استهزا و مسخره مى‏کردند، اعلام نمود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه در هنگامى نازل گردید که کسى تصور نمى‏کرد روزى خواهد آمد که قریش شوکت و عزت خویش را از دست دهند و نفوذ و قدرت آنان با پیروزى رسول خدا (ص) از بین برود و این آیه شریفه چنین روز و سرنوشتى را براى قریش پیش بینى کرد و عینا به وقوع پیوست.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۳- پیشگویى در باره پیروزى اسلام بر تمام ادیان دیگر</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ. صف ۹</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">اوست که پیامبرش را با هدایت و آیین حق به سوى مردم فرستاد تا دین وى را بر تمام دین‏ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه شریفه هنگامى نازل گردید که اسلام هنوز در جزیره عربستان رواج کامل پیدا نکرده بود که این آیه از پیروزى جهانى اسلام و از برترى و غلبه آن بر تمام ادیان و ملل دنیا خبر داد که بخش عظیمى از آن تحقق یافت و تحقق کامل آن با ظهور مهدى و مصلح جهان خواهد بود.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۴- پیشگویى در باره جنگ ایران و روم</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">غُلِبَتِ الرُّومُ. فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ.روم۲</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">روم در نزدیک‏ترین سرزمین شکست خورد ولى پس از مغلوب شدن به زودى پیروز و غالب خواهد گردید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">آن چه این آیه خبر داده بود، در مدت کم‏تر از ده سال واقع گردید و شاه روم بر پادشاه ایران غالب شد و سپاه روم وارد سرزمین فارس گردید.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ffa500;"><span style="font-weight: bold;">۵- پیشگویى در هزیمت دشمن نیرومند</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;">أَمْ یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنْتَصِرٌ. سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُر قمر ۴۴</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">یا مى‏گویند: ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم ولى بدانند به زودى جمع‏شان شکست مى‏خورد و پا به فرار خواهند گذاشت.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">این آیه از هزیمت و شکست مشرکین و از پاشیده شدن اجتماعاتشان خبر مى‏دهد. این جریان نیز در جنگ بدر واقع گردید، آن‏گاه که ابو جهل اسب خویش را جلو راند و در پیشاپیش لشکر خویش قرار گرفت و گفت: ما امروز از محمد و یارانش انتقام خواهیم گرفت ولى خداوند او را هلاک و جمعیتش را متفرق ساخت و حق را آشکار و کلمه حق را برتر گردانید. این جریان در موقعى به وقوع پیوست که مسلمانان در اقلیت بودند و کسى نمى‏توانست، باور کند که سیصد و سیزده مردى که هیچ گونه وسایل جنگ در اختیارشان نبود و به جز یک یا دو اسب و هفتاد شتر که به نوبت سوار آن‏ها مى‏شدند وسیله‏اى نداشتند، بر یک لشکر انبوه و نیرومندى که از نظر تعداد، وسایل و تجهیزات جنگى برترى کامل دارند، غالب شوند، نیرو و قدرت آنان را درهم بشکنند، شوکت و عزت‏شان را به باد فنا و نیستى بسپارند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">۶- پیشگویى در سرنوشت أبو لهب</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ. ما أَغْنى‏ عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ. سَیَصْلى‏ ناراً ذاتَ لَهَبٍ. وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَهَ الْحَطَب   لهب ۱</span><br />
<span style="font-family: tahoma;">بریده باد هر دو دست ابو لهب [و مرگ بر او باد]، همان طور هم خواهد بود. آن چه از ثروت و اولاد به دست آورده است، به حال وى سودى نخواهد بخشید، به زودى وارد آتش شعله‏ور دوزخ مى‏شود. [و نیز] همسرش در حالى که هیزم‏کش [دوزخ‏] است و در گردنش طنابى است، از لیف خرما! این سوره که در حال حیات ابو لهب نازل گردیده است، از داخل شدن او و همسرش به آتش دوزخ خبر مى‏دهد و از این آیه چنین استفاده مى‏شود که آنان تا زنده هستند، اسلام را نخواهند پذیرفت و در عناد و لجاجت خویش باقى خواهند ماند و یک سرنوشت شوم و ذلت‏بارى در انتظار آن‏هاست و همان‏طور که قرآن پیش‏بینى کرده بود، آن دو نفر در حال کفر و بى‏دینى از این جهان رخت بربسته و مستوجب عذاب ابدى گردیدند. در دنیا به ذلت و نکبت و در آخرت به عذاب الهى مبتلا شدند.</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><br />
</span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #c71585;"><span style="font-weight: bold;"><a href="http://newharf.com/%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ba%db%8c%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86/" target="_blank">منبع: سایت نیو حرف</a></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گفتمان قرآنی]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-3091.html</link>
			<pubDate>Sun, 12 Apr 2015 12:57:55 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-3091.html</guid>
			<description><![CDATA[سلسه نشست های پاسخ به شبهات قرآنی<br />
روزهای سه شنبه ساعت 16 با حضور اساتید برجسته قرآنی همچون سید محسن میرباقری و استاد بهرام پور و ...<br />
همراه با پاسخگویی به شوالات شرکت کنندگان<br />
برای شرکت در جلسه به سایت موسسه نورالمجتبی به نشانی namquran.ir بخش گفتمان آنلاین مراجعه نمایید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلسه نشست های پاسخ به شبهات قرآنی<br />
روزهای سه شنبه ساعت 16 با حضور اساتید برجسته قرآنی همچون سید محسن میرباقری و استاد بهرام پور و ...<br />
همراه با پاسخگویی به شوالات شرکت کنندگان<br />
برای شرکت در جلسه به سایت موسسه نورالمجتبی به نشانی namquran.ir بخش گفتمان آنلاین مراجعه نمایید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گفتمان قرآنی]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2840.html</link>
			<pubDate>Sat, 10 Jan 2015 17:35:48 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2840.html</guid>
			<description><![CDATA[<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<br /><img src="images/attachtypes/image.gif" border="0" alt=".jpg" />&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=460" target="_blank">gofteman--kalam-khoda-1.jpg</a> (اندازه:  408.53 KB / تعداد دفعات دریافت:  11)
<!-- end: postbit_attachments_attachment --> جلسه گفتمان قرآنی با موضوع :قرآن کلام خدا <br />
باهدف پاسخگویی به شبهات]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<!-- start: postbit_attachments_attachment -->
<br /><img src="images/attachtypes/image.gif" border="0" alt=".jpg" />&nbsp;&nbsp;<a href="attachment.php?aid=460" target="_blank">gofteman--kalam-khoda-1.jpg</a> (اندازه:  408.53 KB / تعداد دفعات دریافت:  11)
<!-- end: postbit_attachments_attachment --> جلسه گفتمان قرآنی با موضوع :قرآن کلام خدا <br />
باهدف پاسخگویی به شبهات]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مزد رسالت در قرآن]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2693.html</link>
			<pubDate>Sat, 17 May 2014 17:20:21 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2693.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><img src="images/smilies/blank.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blank" title="Blank" /></span>در بسیاری از آیات قرآنی خداوند حضرت محمد ( ص) و سایر پیامبران را از گرفتن مزد رسالت منع من نماید <br />
آیاتی مانند  72 مریم ،   57 فرقان ،  109  شعرا ، 86  ص  ، 23 شوری ، 40  طور <br />
<br />
همچنین در آیات 19 و 20 سوره یس از مردم می خواهد که از کسانی که اجر رسالت نمی خواهند پیروی کنید <br />
<br />
با توجه به این آیات کسانی که برای برپایی مجالس مذهبی  ، سخنرانی و مداحی و روضه خوانی مزد دریافت میکنند یا امامان جماعت و یا مدرسین قرآنی که از دولت یا مردم مزد دریافت می نمایند ، از طرفی مردم که این مزد را می پردازند چه حکمی دارند ؟<br />
<img src="images/smilies/blank.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blank" title="Blank" />اگر پیامبران مزد رسالت طلب می کردند در این امر پیشرفتی داشتند ؟<br />
<span style="font-family: tahoma;">[/font][font=tahoma]</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><img src="images/smilies/blank.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blank" title="Blank" /></span>در بسیاری از آیات قرآنی خداوند حضرت محمد ( ص) و سایر پیامبران را از گرفتن مزد رسالت منع من نماید <br />
آیاتی مانند  72 مریم ،   57 فرقان ،  109  شعرا ، 86  ص  ، 23 شوری ، 40  طور <br />
<br />
همچنین در آیات 19 و 20 سوره یس از مردم می خواهد که از کسانی که اجر رسالت نمی خواهند پیروی کنید <br />
<br />
با توجه به این آیات کسانی که برای برپایی مجالس مذهبی  ، سخنرانی و مداحی و روضه خوانی مزد دریافت میکنند یا امامان جماعت و یا مدرسین قرآنی که از دولت یا مردم مزد دریافت می نمایند ، از طرفی مردم که این مزد را می پردازند چه حکمی دارند ؟<br />
<img src="images/smilies/blank.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blank" title="Blank" />اگر پیامبران مزد رسالت طلب می کردند در این امر پیشرفتی داشتند ؟<br />
<span style="font-family: tahoma;">[/font][font=tahoma]</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[علم قاضی، استفتاء، راه اثبات زنا و ارتباط آن با تکنولوژی]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2516.html</link>
			<pubDate>Wed, 01 Jan 2014 13:10:22 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2516.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">به نام خدا</span></span>  <span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">-- سوال: آیا علم قاضی و  وجود فیلم و آزمایشات پزشکی و پیام کوتاه ادله کافی برای اثبات زنا / زنای محصنه است؟</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"> و دلیل مجازات سنگین سنگسار  چیست؟</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"><br />
</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"><br />
</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">-- جواب: خیر  ----</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"><br />
و به دلایل اشاره شده در متن زیر دقت شود:<br />
<br />
</span></span></span> <br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">با توجه به آیه شریفه 15 از سوره نساء نیز میتوان به خوبی درک نمود که منظور از 4 شاهد چیست؟!!</span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">منظور آیه شریفه دقیقا تاکید مینماید که ممکن است با وجود 3 شاهد بسیار قابل قبول و حتی از علماء به راحتی علم به زنا حاصل گردد!!!!</span></span></div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">اما نباید حکمی صادر گردد!!</span></span></div></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;"><div style="text-align: JUSTIFY;">چرا که آیه شریفه فقط و فقط و صرفا بر وجود 4 شاهد آنهم بر اساس احکام خاص دلالت دارد (همگی باید صحنه دخول را همچون ورود نخ بر سوزن دیده باشند و به مانند هم مکان و انچام گناه و شرایط را تعریف نمایند!)</div></span></span><br />
 <span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">قرآن کریم و دین بزرگ و مهربان اسلام برای اینکه اجتماع مومنین و مسلمانان به دور از هر گونه عمل زشت و گناه بوده و عموم مسلمین بدون هرگونه محرمات و با انتخاب راه درست هدایت شوند مجازاتی را برای انواع گناهان در نظر گرفته است. <span style="text-decoration: underline;">اما توجه نمایید که هر گناهی راه های اثباتی دارد </span>تا به هیچ عنوان شک و تردیدی و جود نداشته باشد و سوء استفاده ای در این میان نباشد و مرتکب واقعی به مجازات خویش برسد. خداوند متعال برای عمل زنا مجازات سنگینی وضع نموده است اما به نظر میرسد که منظور از این مجازات بیشتر به دلیل انجام نشدن و جلوگیری از آن در انزار عمومی و عدم اشاعه فحشا است. یعنی اگر چنانچه اشخاصی وقیحانه قصد ترویج و اجرای آن را در بین چند نفر داشته باشند باید به شدت مجازات شوند(خود قضاوت کنید اگر موجودی دوپا اینقدر وقیح باشد که با داشتن همسر سالم و قابل قبول و در شرایط تمکین بخواهد در نزد بیشتر از 3 نفر شاهد عاقل عمل زنا انجام دهد آیا شایسته مرگ سنگین نیست تا درس عبرت شود؟) <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">اما به شرطی که واقعا ثابت شود و با طرق شرعی و راه های اثباتی که خداوند و شرع مشخص نموده است (اقرار و شهود) ثابت شود که بسیار نیز اثبات آن سخت است و ضمنا ائمه اطهار (س) و معصومین (ع) به طور کامل تجسس در این رابطه را منع نموده اند! </span>در مورد شاهدها سختگیری فراوان شده است مثلا شاهدها همگی باید عادل و عاقل باشند، صحنه دخول را کاملا دیده باشند، موضوع زنا را به مانند هم و بدون تردید تعریف نمایند! و <span style="font-weight: bold;"><span style="text-decoration: underline;">صرفا لخت خوابیدن دو نفر در کنار هم و عشق بازی، زنا محسوب نمیشود.</span></span> <br />
<br />
در حالتی که همسر در مسافرت باشد یا زوجه عادت ماهیانه باشد مرد و زن سنگسار نمیشوند. <span style="text-decoration: underline;">سنگسار یا اعدام زمانی اتفاق میافتد که همه شواهد منجر به زنا در کنار هم به ترتیب چیده شوند <span style="font-weight: bold;">و فقط و فقط از طریق شرعی ثابت شود.</span></span> عمل زنا از لحاظ اسلام فقط و فقط به طرق شرعی و باید به صورت دو طریق اثبات شود ( اقرار و شهود ). اقرار یعنی فردی در نزد قاضی محترم 4 بار به عمل زنا اقرار نماید(که بعید به نظر میرسد!) و شهود یعنی 4 شاهد عاقل و بالغ  عمل زنا را <span style="font-weight: bold;">(دخول آلت تناسلی مرد به زن را همچون ورود نخ به سوزن و کاملا از نزدیک) </span>دیده باشند و همگی عمل زنا را به مانند هم و بدون مکث و تفکر و تردید تعریف نمایند( که باز هم بعید به نظر میرسد که شخصی اینقدر وقیح باشد که بخواهد در نزد 4 نفر عمل دخول را انجام و ادامه دهد به طوری که آن 4 نفر کاملا صحنه را ببینند!). <span style="font-weight: bold;">این سخت گیری در اثبات عمل زنا را دین اسلام و خدای مهربان و بخشنده و توبه پذیر به این خاطر قرار داده است که آبروی انسانها حفظ شود و به هیچ وجه اشخاصی نتوانند با آبروی انسانها بازی نمایند و یا اگر شخصی اشتباهی نمود به در گاه خداوند متعال و در خفاء توبه نماید و توبه او واقعی باشد و هرگز به دنبال عمل زشت زنا نرود. <br />
<br />
</span>اما اگر شخصی اینقدر وقیح و کثیف و پست باشد که در نزد 4 نفر یا بیشتر عمل زنا کند و با وجود آن 4 نفر یا بیشتر عمل خود را ادامه دهد مستحق مجازات سنگین خواهد بود و خودتان در مورد این موجود وقیح قضاوت نمایید. قرآن کریم میفرماید و کسانی که به زنان و مردان مسلمان تهمت میزنند 4 شاهد بیاورند و اگر 4 شاهد نیاورند همگی را شلاق بزنید. <span style="font-weight: bold;">خداوند متعال و مهربان راه اثبات زنا را بسیار سخت قرار داده است تا هیچکس حق تهمت نداشته باشد. ائمه اطهار (ص) و معصومین (ع) نیز بسیار سختگیری مینمودند تا کسی به این راحتی مجازات نشود بلکه توبه نماید.  حتی اگر دونفر لخت در کنار هم خوابیده باشند زنا محسوب نمیشود مگر آنکه طرفین به دخول آلت تناسلی اقرار نمایند و یا عمل دخول را 4 نفر از نزدیک دیده باشند</span>. حضرت علی (ع) میفرماید تجسس در زندگی دیگران نکنید و هرگاه از دور عمل گناهی را شاهد هستید با سرو صدا مرتکب را ازحضورتان مطلع نمایید تا مرتکب گناه بلافاصله گناه خویش را بدون اینکه شرمنده شود و متوجه شود شما میدانید بپوشاند!! اشخاصی که در نزد علی (ع) و یا پیغمبر (ص) به جهت اقرار به گناه میرفتند، حضرات به بهانه ها و سوالهای مختلفی آنها را به منزلشان میفرستادند تا اقرار آنها به اندازه 4 دفعه نشود مگر آنکه اشخاص، خود بر مجازات خویش تاکید مینمودند!! <br />
<br />
روایت است 3 نفر نزد علی (ع) رفته و شهادت دادند عمل زنا و دخول دونفر را دیده اند و هر 3 نفر  صحنه را به مانند هم تعریف نمودند. حضرت بعد از شنیدن شهادت شهود فرمودند نفر چهارم کجاست؟ آن 3 نفر گفتند در راه است!! حضرت دستور دادند هر سه نفر را شلاق زدند و بعد از رسیدن نفر چهارم او را نیز شلاق زدند!! آری دین مهربان و بخشنده اسلام آنچنان مهربان است و راه اثبات گناه زنا را سخت نموده است که به راحتی آبروی مومنین نریزد چرا که آبروی مومن به مانند خون اوست. امام صادق (ع) میفرماید اگر شاهد زنا باشم هرگز جزو 3 نفر اول شهادت نخواهم داد زیرا بیم آن دارم یکی از آن سه نفر پشیمان شود و یا ضد و نقیض تعریف کند من هم شلاق بخورم!</span></span>  <span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">حال با توجه به این مطالب معلوم میشود که گناهکاری که بدون وقاحت در ادامه عمل زشت،  یا بدون قصد علنی نمودن موضوع از روی ناآگاهی و صرفا وساوس ذاتی گناهی مرتکب شده است و 4 نفر شاهدی ندارد، باید در خفاء و در نزد خداوند توبه نماید و  بر طبق گفته قرآن حتی نزدیک این عمل زشت هم نشود. خداوند مهربان و توبه پذیر راه اثبات این گناه را فقط دو راه شرعی (اقرار و شهود ) قرار داده است و بر اساس این راه های دشوار اثبات، مجازات سنگین وضع نموده است. <br />
<br />
با عنایت به گفته های یاد شده میتوان نتیجه گرفت که راه اثبات زنا بسیار و بسیار مشکل است و به دو طریق شرعی است ولی در صورت اثبات از طرق شرعی میبایست حد مجازات جاری گردد که این حد مجازات اشاره به تورات نیز دارد. اما به جهت حفظ آبروی اسلام حاکم شرع میتواند کیفیت مرگ را تغییر و به اعدام تبدیل نماید به شرطی که حاکم شرع بتواند در اثبات زنای محصن حتما دلایل کافی با راه های اثبات و طرق شرعی ارائه دهد و نه صرفا استناد به علم خویش یا فیلم و یا آزمایشات پزشکی و غیره. چرا که قانون کیفری ایران نیز تجسس در این موارد را به شدت منع نموده است. بر اساس گفته های شرعی و راه های اثبات زنا بر طبق شرع (اقرار و شهود) حال<span style="font-weight: bold;"> چگونه است که ما بخواهیم راههای دیگری را به " قرآن کریم و دستور خداوند" وارد نماییم در صورتی که مجازات سنگین آن را تغییر ندهیم!!! (و همان مجازات خداوند را قرار دهیم!!) <span style="text-decoration: underline;">از این موضوعات استنباط میشود که فیلم و آزمایشات پزشکی و علم قاضی جزو طرق شرعی محسوب نمیشوند و راه اثبات زنا نمیباشند</span>. <br />
<br />
چرا که اگر تکنولوژی فیلم و پیام کوتاه در زمان پیغمبر (ص) وجود میداشت طبیعتا خداوند مهربان راه های سختتری برای مومنین قرار میداد تا آبروی گناهکار و جایزالخطا ( اگر که قصد اشاعه فحشا نداشته است و یا بدون آگاهی قبلی و از روی نادانی و اشتباه، گناهی انجام داده است و کسی وی را ندیده است و قصد توبه واقعی دارد)به راحتی نریزد و در خفاء به درگاه خداوند مهربان توبه نماید.</span> </span></span>  <span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">انسان موجودی است جایزالخطا و اگر گناهش بدون قصد و آگاهی و از روی اشتباه و بدون قصد اعشای فحشاء انجام شده است و به دنبال توبه و عدم ادامه عمل است بنابراین باید راهی برای او وجود داشته باشد. </span></span>  <span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">بنابراین، علم قاضی و پیام کوتاه و فیلم و آزمایشات پزشکی جزو حدسو گمان بوده و علم یقین نمیباشند و طرق شرعی اثبات زنا محسوب نمیشوند. فیلم و پیام کوتاه فقط میتوانند ادله ای بر افزایش علم قاضی نسبت به وجود  رابطه نامشروع باشد و نه زنا. رابطه نامشروع جریمه تعزیر دارد (مانند شلاق 35 ضربه و یا جریمه نقدی و یا ...، اما زنا جزو جرایم حد بوده و سنگین است و همچنین راه اثبات آن نیز بسیار دشوار است. <br />
<br />
</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: red;">(حتی  لخت در کنار هم خوابیدن و لخت دستگیر شدن و یا عشق بازی و رابطه معاشقه  وار ملاک زنا نیست تا زمانی که عمل دخول توسط 4 نفر دیده نشده باشد و یا  زانی و زانیه خود اقرار نکرده باشند. بر طبق مواد قانونی در قانون مجازات  اسلامی جدید و استفتاءات (فتوای مراجع محترم) حد و اثبات زنا مشخص شده است و  اثبات صرفا میبایست از طرق شرعی ( اقرار و شهود صورت پذیرد) در بسیاری از  مواقع فیلم به جهت افزایش علم قاضی در مواقع حساس مانند انجام قتل از طرف  زانی یا زانیه یا ارتکاب جرایم دیگر "به مدارک دیگر" در نظر گرفته شود ولی  به تنهایی کافی نیست و شاید بتواند در نهایت ارتباط نامشروع را مشخص نماید  نه زنا. زیرا در اسلام و قانون عنوان شده است که تجسس در موارد زنا کاملا  اشتباه است و زمانی که تجسسی نباشد از کجا معلوم که اصلا فیلم واقعی باشد  یا نه؟! و یا قصد و نیت انجام فیلم برداری چیست و آیا اصلا فیلم  فوق کاملا دخول  را به مانند وارد شدن نخ بر سوزن نمایش میدهد؟! <br />
<br />
 -بنابراین، ابهاماتی وجود دارد و در مسئله به این مهمی که شامل اجرای حد   است به هیچ وجه ابهام مورد قبول نیست و فقط اثبات طرق شرعی با رعایت مراتب  آن مورد قبول خواهد بود.</span></span></span> <span style="text-decoration: underline;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">بر اساس <br />
استفتاء 8187 آیت الله موسوی اردبیلی و مکارم شیرازی و گلپایگانی و دیگر علماء و مراجع،</span></span></span>	قاضی نمیتواند با علم خود زنای محصنه را محرز نماید. به عبارت دیگر علم قاضی در اثبات احصان منتفی بوده و اثبات زنای محصنه فقط باید به طرق شرعی باشد.( طرق شرعی فقط اقرار و شهود است و نه وجود فیلم و پیام کوتاه).<br />
<br />
-<br />
با توجه به کتاب گناهان کبیره جلد 1  آیت الله سید عبدالحسین دستغیب:<br />
<br />
در واقع به نوشته آیت الله دستغیب (فرا و مافوق  دید و نگرش سطحی در گناه) باید به طور کامل و دقیق در مورد اقرار و شهود اقدام نمود تا هیچ ابهامی برای قاضی محترم وجود نداشته باشد. به طور دقیق باید 4 نفر شاهد در صحنه زنا،  عملیات زنا و صحنه دخول و مکان وقوع و جزئیات مکان وقوع و محل دقیق ارتکاب زنا را دیده باشند و در هنگامی که تعریف و تفسیر صورت میگیرد هرگز تردید نداشته باشند و عادل و عاقل و بالغ و سالم باشند! در غیر اینصورت حد قذف بر آنها جاری میشود (شلاق میخورند!)<br />
همچنین قاضی در هنگام پرسیدن سوالات از متهم به گناه، نباید به هیچ عنوان متهم را با اداء جملات یا کلماتی تشویق به اعتراف و اقرار نماید و نباید با گفتار و ادای کلماتی منجر به ایجاد رعب و ترس و یا عذاب وجدان شدید در متهم شود و نباید در این صورت، اقدام به تایید اقرار و اعتراف نماید! <br />
<br />
اقرار باید 4 مرتبه صورت بگیرد و اگر 3 مرتبه صورت بگیرد حد مرگ بر وی جاری نمیشود. قاضی باید حدالامکان در ثبوت گناه کمک ننماید و میبایست در تعبیر و تفسیر شبهات به نفع متهم باشد و بر اساس سنت معصومین (ع) همواره در صدد تشویق متهم به انکار گناه بوده و همواره انکار گناه را تلقین نماید و نه اقرار گناه را!<br />
<br />
در جمع بندی کلیه نکات یاد شده میتوان به راحتی به منظور اسلام پی برد که همواره مهربان و بخشنده است و به دنبال حفظ آبروی انسان جایزالخطا است و طرق شرعی (اقرار وشهود) را با مراتب خاص و بسیار مشکل در جهت اثبات زنا مقرر نموده است و در صورت اثبات با این طرق و راه های بسیار سخت، در واقع به این نتیجه می رسیم که اشخاص زانی و زنا کار فقط جایزالخطا نیستند و قصد توبه ندارند  و منظور و هدف دیگری دارند و منظورشان خراب نمودن جامعه و دور نمودن انسانها از خدا بوده بنابراین میبایست مجازات شوند. چرا که انسانی که اینقدر وقیح است که در انزار عمومی و در مقابل چشمان بیشتر از 3 نفر عاقل و بالغ عمل زنا و دخول را انجام میدهد و دارای همسری مهربان و سالم و بالغ و قابل قبول و بدون عذر شرعی و قانونی و در تمکین وی میباشد زنا را آنهم در انزار عمومی انجام میدهد آیا مستحق زنده بودن است؟!-----------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
<span style="color: #ff0000;">بررسی قانون مجازات اسلامی جدید:</span><br />
<span style="color: #ff0000;"><br />
</span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">بررسی قانون مجازات اسلامی جدید:</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در مطالب یاد شده بالا اثبات جرم زنا از دید معصومین (ع) و اسلام بررسی گردید و حال باتوجه به اینکه قانون مجازات اسلامی نیز بر اساس شرع مقدس اسلام و شیوه معصومین (ع) وضع گردیده است به تفاسیر و مطالب مختصر ولی مفیدی پیرامون مواد قانونی مندرج در قانون مجازات اسلامی جدید خواهیم پرداخت:</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 217 : صراحتا عنوان مینماید که مرتکب، اگر علم، قصد و شرایط کیفری رفتار ارتکابی را بداند و علاوه بر آن به حرمت شرعی گناه نیز آگاه باشد مسئول انجام گناه بوده و مجازات میگردد.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">با دقت بر این مطلب، مقنن محترم متذکر شده است که اگر شخصی صرفا از روی وساوس ذاتی و از روی ناآگاهی، عملی گناه انجام داده است و به حرمت شرعی گناه آگاه نبوده است مجازات او واجب نیست و بهترین استنباطی که میتوان از این مطلب انجام داد این است که بر طبق شرع مقدس، اگر شخص مرتکب، قصد اشاعه فحشا نداشته و چه بسا انسان بی آزاری است که از روی ناآگاهی کامل، این عمل گناه را انجام داده است مسئول نیست. [سختی راه اثبات زنا از همین ماده قانونی نیز مشخص میگردد]</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 218 : با استناد به این ماده از قانون مجازات اسلامی جدید نیز منظور مقنن مشخص است که باز هم در تلاش است که راه اثبات زنا را مشکل نماید و به شیوه معصومین (ع) عمل نماید. چرا که به خوبی میدانیم آن شخصی که در حال گناه زنا است در بیشتر مواقع به مسولیت کیفری آن آگاه نیست و از روی وسوسه ذاتی و بدلیل فشار زیاد جسمی گناهی را مرتکب شده است! بنابراین باید رها گردد! [مگر آنکه شخص واقعا موجود بد ذاتی باشد و نه تنها از روی قصد و آگاهی، عمل زنا و دخول را در مقابل جمع بیشتر از 3 نفر! انجام داده است بلکه انسانی است وقیح]</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 221: این ماده قانون مجازات عنوان مینماید که زنا عبارت است از دخول آلت تناسلی مرد در زن و با استناد به این ماده قانونی واضح است که شهود میبایست صحنه دخول را کاملا دیده و به مانند هم تعریف نمایند در غیر این صورت زنا احراز نمیگردد.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">-- بعد از عمل به شیوه معصومین(ع) و برقراری عدالت کامل و در نظر گرفتن احکام و مراتب خاص در قضاوت، </div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اگر چنانچه جرم زنا اثبات گردد، حد آن اجرا میگردد که 100 تازیانه خواهد بود. </div></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;">اما پس از اثبات زنا بر طبق طرق شرعی و راه سخت آن، حال باید بررسی نمود که آیا مرتکب شامل احصان میگردد یا خیر؟</span></div>
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در اینجاست که کار، بسیار مشکل میشود و با کمی بی احتیاطی و بی دقتی چه بسا خود قاضی محترم ممکن است با یک قضاوت نادرست نعوذ بلله قاتل گردد!!</div></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">احصان شرایطی دارد که بسیار حائز اهمیت است. </span></span></div>
<br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">قانون گذار محترم به صراحت در ماده 226 قانون مجازات اسلامی جدید میگوید چنانچه مرد یا زن، دارای همسر دائمی باشند و ضمن آن هر وقت که بخواهند بتوانند با یکدیگر جماع نمایند!! دارای شرایط احصان خواهند بود.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="text-decoration: underline;">این یعنی اینکه مرد یا زن هر وقت بخواهد باید همسرش برای جماع در دسترس او باشد </span>و اگر در دسترس او نباشد و آن شخص با جنس مخالف دیگری عمل زنا انجام دهد شرایط احصان را نداشته و رجم[سنگسار] نمیگردد.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در واقع منظور مقنن محترم مشخص است و این نشان میدهد که مقنن محترم در کمال آگاهی کامل از منظور اسلام و با توجه به شیوه علی (ع) و در نظر گرفتن شرایط کنونی و بدون احساسات فردی و انسانی، این قانون را وضع نموده است، </div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">معلوم است چنانچه اگر هر انسانی هر وقت که بخواهد همسرش در دسترس باشد و با او جماع نماید آیا دیوانه است که سراغ دیگری برود؟</span></div></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #303030;">و در واقع اگر چنانچه با وجود اینکه همسرش هر لحظه در اختیار اوست باز هم به سراغ دیگری برود و اینقدر وقیح بوده است که زنای او نیز ثابت شده است[در نزد بیشتر از 4 نفر شاهد عادل، زنا کرده است یا اقرار نموده است] از نظر اسلام باید حد بر او جاری گردد.</span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;"> [البته باید اثبات گردد که مرتکب با همسرش تمکین داشته است و پس از آن زنای احصان احراز شود و این خود یکی از مشکلترین موضوعات است و بسیار شبهه بر انگیز است، چرا که ممکن است بر اثر اختلافات یا نفرت و یا مسائل دیگر، مرتکب و همسرش تمکین نداشته باشند ولی همسر مرتکب به دروغ ادعای تمکین نماید!!]</span></span></div>
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 227 : با عنایت به محتویات این ماده قانونی نیز راه اثبات احصان و شرایط احراز احصان، به شیوه علی (ع) نزدیکتر شده و اسلام، به خوبی از لحاظ مقنن محترم رعایت گردیده است و مقنن صراحتا میگوید اموری از قبیل مسافرت، حبس، حیض و بیماری، زوجین را از احصان خارج مینماید. بنابراین قانون گذار به صراحت عنوان مینماید که شرایط احصان بسیار حائز اهمیت است.</div></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;"><div style="text-align: JUSTIFY;">منظور قانون گذار محترم واضح است:</div>
<div style="text-align: JUSTIFY;">1- شرایط اثبات زنا با مراتب خاص</div>
<div style="text-align: JUSTIFY;">2- شرایط اثبات احصان با شرایط خاص.</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">زنا خود بر اساس طرق شرعی(اقرار و شهود با مراتب خاص) اثبات میگردد که البته علم قاضی در صحت شهود بینه نیز جایگاه ویژه ای دارد اما علم قاضی به طور مستقیم و بدون وجود بینه در اثبات زنا به خصوص احصان منتفی است و به خصوص تکنولوژی فیلم و امثالهم در این رابطه اعتباری ندارد.</div></span><br />
<span style="color: #ff0000;"><br />
</span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">تفسیر ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید و ارتباط آن با فیلم و اثبات زنا</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">- {تفسیر ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید و ارتباط آن با فیلم و پیام کوتاه و آزمایشات پزشکی و طرق شرعی اثبات زنا}</div></span></span><br />
<br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">علم قاضی نمیتواند در احراز احصان دخیل باشد ]</div></span></span><span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">چرا که در مورد علم قاضی که باید به یقین برسد و مستند "بینه" از طرق شرعی حاصل میگردد و هرگز نباید سوال و ابهامی وجود نداشته باشد و وجدان در علم قاضی و طرق شرعی در مورد ابهامات سازگار نیست (در مورد حد زنا) همچنین وجود فیلم و ادله دیگر از جمله آزمایشات پزشکی و پیام کوتاه نمیتواند دلیل کافی و معتبر باشد، زیرا استفتاءات و دیگر فتفای مراجع معظم نیز بر طرق شرعی تاکید نموده و اینگونه اعلام مینماید که اثبات زنا فقط میبایست بر اساس طرق شرعی (اقرار و شهود باشد و لاغیر!)،</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 211 قانون مجازات اسلامي جديد مقرر مي‌دارد: «علم قاضي عبارت از يقين حاصل از مستندات بيّن در امري است که نزد وي مطرح مي‌شود. در مواردي که مستند حکم، علم قاضي است، وي موظف است قرائن و امارات بيّن مستند علم خود را به ‌طور صريح در حكم قيد كند.</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">تبصره- مواردي از قبيل نظريه کارشناس، معاينه محل، تحقيقات محلي، اظهارات مطلع، گزارش ضابطان و ساير قرائن و امارات كه نوعاً علم‌آور باشند مي‌تواند مستند علم قاضي قرار گيرد. در هرحال مجرّد علم استنباطي كه نوعاً موجب يقين قاضي نمي‌شود، نمي‌تواند ملاك صدور حكم باشد.»</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">با توجه به سياق اين ماده کاملا مشخص مي‌شود که مستندات علم قاضي بايد بيّن و روشن بوده و هيچ شکي در آن نباشد.</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در مورد ماده 211 ق.م.ا.ج ، مقنن محترم بر کلمه "بین" تاکید دارد! از کلمه فوق به راحتی میشود نتیجه گرفت که بینه در اثبات گناه حائز اهمیت است. همچنین در تبصره اعلام مینماید که [اگر علم یقین جاصل از بینه بدست نیاید] ملاک حکم نمیتواند علم قاضی باشد. </div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">بنابراین علم قاضی در مواردی که بدون شبهه و همچنین با استناد به طرق شرعی بینه، به یقین تبدیل گردد میتواند در نظر گرفته شود که در ذیل به آنها اشاره میگردد.</div></span></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">در واقع بیشترین منظور از علم قاضی در مورد حدود در رابطه با شناسایی و راستی آزمایی مربوط به صحت شهود میباشد!! چرا که ممکن است شهود دست به یکی کرده و بخواهند آبروی مومنی را ببرند !! و یا شخصی از روی دیوانگی بخواهد اقرار به گناهی نماید که صحت نداشته است!!</span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">پس ماهیت و منظور کلی از علم قاضی این نیست که قاضی در صدد احراز زنا بر اساس استنباط و علم خود باشد!! </span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;"><br />
</span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">بلکه باید با تدبیر و علم خویش تا آخرین لحظه در صدد احراز صدق گفتار شهود و احراز صدق طرق شرعی باشد و نه چیز دیگر و همچنین در صدد نجات مرتکب در صورت توبه و حتی در صورت حصول علم به توبه شخص، در ضمیر خود باشد!!</span></span></div></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: red;"><br />
-- در آخر عنوان میشود که: </span></span></span> فيلم ويدئويي هم مي تواند از امارات و شواهدی باشد که در مواقع حساس چون ایجاد قتل یا اقدام به قتل در کنار ادله دیگر، علم قاضی را افزایش دهد! اما در رابطه با مسئله زنا به طور کامل منتفی خواهد بود چرا که ابهام در مورد زنا حتی 1% قابل قبول نبوده و  قاضي نمي تواند حكم خود را بر مبناي فيلم و امثال آن قرار دهد که اصلا معلوم نیست که فیلم یا صدا بر مبنای چه چیزی به وجود آمده است و به نظر بسیاری از مفسرین (اجتماع باید از آثار منفی و مخرب این موارد همچون اخاذی و ریختن آبرو  و سوء استفاده بسیاری از انسانهای فاسد مبنی بر ساخت و مونتاژ و یا تکثیر این گونه فیلم ها که شاید جهت اخاذی و به طور مخفیانه تهیه میگردند و شاید با مونتاژ و صداگذاری واقعیت را وارونه جلوه میدهند و شاید هم یک اشتباه و یا گناه بدون آگاهی و قصد قبلی انجام شده را که منجر به توبه شده است را به جای درپوش گذاشتن بر روی آن به از بین رفتن آبروی یک انسان تبدیل مینمایند که میبایست دید جامعه طوری باشد که از اینگونه ترفندها و تجسس در مورد فیلم و آزمایشات پزشکی و پیام کوتاه ایمن گردد! <br />
و آبروی انسانها که هیچوقت قابل برگشت نخواهد بود به طور کامل حفظ گردد! <br />
<br />
بنابراین،  گشودن باب اين مطلب كه هر علمي حجت باشد، موجب سلب اعتماد مردم و لغزش قضات خواهد شد، لذا در اين راه بايد از وسواس شديدي برخوردار بود.<br />
<br />
منابع : - استفتاء<br />
-  نقد دکتر محمد علی مجاهد<br />
- قانون مجازات اسلامی جدید<br />
- نقد فیلم سنگسار ثریا <br />
- گناهان کبیره جلد 1  آیت الله سید عبدالحسین دستغیب <br />
- سایر منابع<br />
<br />
کلمات کلیدی:<br />
علم قاضی، علم قاضی در حدود، علم قاضی در امور کیفری، فیلم، زنای محصنه، سنگسار ، زنا ، محصنه ، محصن ، احصان ،  دادگاه ، دادسرا ، قرآن ، استفتاء ، تفسیر سوره نساء، تفسیر قرآن، تحلیل زنا، راه اثبات زنا، طرق شرعی، استفتائات مراجع، استفتاء مراجع، دادستان، دیوان عالی کشور، امور جزا، قانون کیفری، آیین دادرسی، قانون مجازات اسلامی جدید، تفسیر ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">به نام خدا</span></span>  <span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">-- سوال: آیا علم قاضی و  وجود فیلم و آزمایشات پزشکی و پیام کوتاه ادله کافی برای اثبات زنا / زنای محصنه است؟</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"> و دلیل مجازات سنگین سنگسار  چیست؟</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"><br />
</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"><br />
</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">-- جواب: خیر  ----</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;"><br />
و به دلایل اشاره شده در متن زیر دقت شود:<br />
<br />
</span></span></span> <br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">با توجه به آیه شریفه 15 از سوره نساء نیز میتوان به خوبی درک نمود که منظور از 4 شاهد چیست؟!!</span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">منظور آیه شریفه دقیقا تاکید مینماید که ممکن است با وجود 3 شاهد بسیار قابل قبول و حتی از علماء به راحتی علم به زنا حاصل گردد!!!!</span></span></div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">اما نباید حکمی صادر گردد!!</span></span></div></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;"><div style="text-align: JUSTIFY;">چرا که آیه شریفه فقط و فقط و صرفا بر وجود 4 شاهد آنهم بر اساس احکام خاص دلالت دارد (همگی باید صحنه دخول را همچون ورود نخ بر سوزن دیده باشند و به مانند هم مکان و انچام گناه و شرایط را تعریف نمایند!)</div></span></span><br />
 <span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">قرآن کریم و دین بزرگ و مهربان اسلام برای اینکه اجتماع مومنین و مسلمانان به دور از هر گونه عمل زشت و گناه بوده و عموم مسلمین بدون هرگونه محرمات و با انتخاب راه درست هدایت شوند مجازاتی را برای انواع گناهان در نظر گرفته است. <span style="text-decoration: underline;">اما توجه نمایید که هر گناهی راه های اثباتی دارد </span>تا به هیچ عنوان شک و تردیدی و جود نداشته باشد و سوء استفاده ای در این میان نباشد و مرتکب واقعی به مجازات خویش برسد. خداوند متعال برای عمل زنا مجازات سنگینی وضع نموده است اما به نظر میرسد که منظور از این مجازات بیشتر به دلیل انجام نشدن و جلوگیری از آن در انزار عمومی و عدم اشاعه فحشا است. یعنی اگر چنانچه اشخاصی وقیحانه قصد ترویج و اجرای آن را در بین چند نفر داشته باشند باید به شدت مجازات شوند(خود قضاوت کنید اگر موجودی دوپا اینقدر وقیح باشد که با داشتن همسر سالم و قابل قبول و در شرایط تمکین بخواهد در نزد بیشتر از 3 نفر شاهد عاقل عمل زنا انجام دهد آیا شایسته مرگ سنگین نیست تا درس عبرت شود؟) <br />
<br />
<span style="font-weight: bold;">اما به شرطی که واقعا ثابت شود و با طرق شرعی و راه های اثباتی که خداوند و شرع مشخص نموده است (اقرار و شهود) ثابت شود که بسیار نیز اثبات آن سخت است و ضمنا ائمه اطهار (س) و معصومین (ع) به طور کامل تجسس در این رابطه را منع نموده اند! </span>در مورد شاهدها سختگیری فراوان شده است مثلا شاهدها همگی باید عادل و عاقل باشند، صحنه دخول را کاملا دیده باشند، موضوع زنا را به مانند هم و بدون تردید تعریف نمایند! و <span style="font-weight: bold;"><span style="text-decoration: underline;">صرفا لخت خوابیدن دو نفر در کنار هم و عشق بازی، زنا محسوب نمیشود.</span></span> <br />
<br />
در حالتی که همسر در مسافرت باشد یا زوجه عادت ماهیانه باشد مرد و زن سنگسار نمیشوند. <span style="text-decoration: underline;">سنگسار یا اعدام زمانی اتفاق میافتد که همه شواهد منجر به زنا در کنار هم به ترتیب چیده شوند <span style="font-weight: bold;">و فقط و فقط از طریق شرعی ثابت شود.</span></span> عمل زنا از لحاظ اسلام فقط و فقط به طرق شرعی و باید به صورت دو طریق اثبات شود ( اقرار و شهود ). اقرار یعنی فردی در نزد قاضی محترم 4 بار به عمل زنا اقرار نماید(که بعید به نظر میرسد!) و شهود یعنی 4 شاهد عاقل و بالغ  عمل زنا را <span style="font-weight: bold;">(دخول آلت تناسلی مرد به زن را همچون ورود نخ به سوزن و کاملا از نزدیک) </span>دیده باشند و همگی عمل زنا را به مانند هم و بدون مکث و تفکر و تردید تعریف نمایند( که باز هم بعید به نظر میرسد که شخصی اینقدر وقیح باشد که بخواهد در نزد 4 نفر عمل دخول را انجام و ادامه دهد به طوری که آن 4 نفر کاملا صحنه را ببینند!). <span style="font-weight: bold;">این سخت گیری در اثبات عمل زنا را دین اسلام و خدای مهربان و بخشنده و توبه پذیر به این خاطر قرار داده است که آبروی انسانها حفظ شود و به هیچ وجه اشخاصی نتوانند با آبروی انسانها بازی نمایند و یا اگر شخصی اشتباهی نمود به در گاه خداوند متعال و در خفاء توبه نماید و توبه او واقعی باشد و هرگز به دنبال عمل زشت زنا نرود. <br />
<br />
</span>اما اگر شخصی اینقدر وقیح و کثیف و پست باشد که در نزد 4 نفر یا بیشتر عمل زنا کند و با وجود آن 4 نفر یا بیشتر عمل خود را ادامه دهد مستحق مجازات سنگین خواهد بود و خودتان در مورد این موجود وقیح قضاوت نمایید. قرآن کریم میفرماید و کسانی که به زنان و مردان مسلمان تهمت میزنند 4 شاهد بیاورند و اگر 4 شاهد نیاورند همگی را شلاق بزنید. <span style="font-weight: bold;">خداوند متعال و مهربان راه اثبات زنا را بسیار سخت قرار داده است تا هیچکس حق تهمت نداشته باشد. ائمه اطهار (ص) و معصومین (ع) نیز بسیار سختگیری مینمودند تا کسی به این راحتی مجازات نشود بلکه توبه نماید.  حتی اگر دونفر لخت در کنار هم خوابیده باشند زنا محسوب نمیشود مگر آنکه طرفین به دخول آلت تناسلی اقرار نمایند و یا عمل دخول را 4 نفر از نزدیک دیده باشند</span>. حضرت علی (ع) میفرماید تجسس در زندگی دیگران نکنید و هرگاه از دور عمل گناهی را شاهد هستید با سرو صدا مرتکب را ازحضورتان مطلع نمایید تا مرتکب گناه بلافاصله گناه خویش را بدون اینکه شرمنده شود و متوجه شود شما میدانید بپوشاند!! اشخاصی که در نزد علی (ع) و یا پیغمبر (ص) به جهت اقرار به گناه میرفتند، حضرات به بهانه ها و سوالهای مختلفی آنها را به منزلشان میفرستادند تا اقرار آنها به اندازه 4 دفعه نشود مگر آنکه اشخاص، خود بر مجازات خویش تاکید مینمودند!! <br />
<br />
روایت است 3 نفر نزد علی (ع) رفته و شهادت دادند عمل زنا و دخول دونفر را دیده اند و هر 3 نفر  صحنه را به مانند هم تعریف نمودند. حضرت بعد از شنیدن شهادت شهود فرمودند نفر چهارم کجاست؟ آن 3 نفر گفتند در راه است!! حضرت دستور دادند هر سه نفر را شلاق زدند و بعد از رسیدن نفر چهارم او را نیز شلاق زدند!! آری دین مهربان و بخشنده اسلام آنچنان مهربان است و راه اثبات گناه زنا را سخت نموده است که به راحتی آبروی مومنین نریزد چرا که آبروی مومن به مانند خون اوست. امام صادق (ع) میفرماید اگر شاهد زنا باشم هرگز جزو 3 نفر اول شهادت نخواهم داد زیرا بیم آن دارم یکی از آن سه نفر پشیمان شود و یا ضد و نقیض تعریف کند من هم شلاق بخورم!</span></span>  <span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">حال با توجه به این مطالب معلوم میشود که گناهکاری که بدون وقاحت در ادامه عمل زشت،  یا بدون قصد علنی نمودن موضوع از روی ناآگاهی و صرفا وساوس ذاتی گناهی مرتکب شده است و 4 نفر شاهدی ندارد، باید در خفاء و در نزد خداوند توبه نماید و  بر طبق گفته قرآن حتی نزدیک این عمل زشت هم نشود. خداوند مهربان و توبه پذیر راه اثبات این گناه را فقط دو راه شرعی (اقرار و شهود ) قرار داده است و بر اساس این راه های دشوار اثبات، مجازات سنگین وضع نموده است. <br />
<br />
با عنایت به گفته های یاد شده میتوان نتیجه گرفت که راه اثبات زنا بسیار و بسیار مشکل است و به دو طریق شرعی است ولی در صورت اثبات از طرق شرعی میبایست حد مجازات جاری گردد که این حد مجازات اشاره به تورات نیز دارد. اما به جهت حفظ آبروی اسلام حاکم شرع میتواند کیفیت مرگ را تغییر و به اعدام تبدیل نماید به شرطی که حاکم شرع بتواند در اثبات زنای محصن حتما دلایل کافی با راه های اثبات و طرق شرعی ارائه دهد و نه صرفا استناد به علم خویش یا فیلم و یا آزمایشات پزشکی و غیره. چرا که قانون کیفری ایران نیز تجسس در این موارد را به شدت منع نموده است. بر اساس گفته های شرعی و راه های اثبات زنا بر طبق شرع (اقرار و شهود) حال<span style="font-weight: bold;"> چگونه است که ما بخواهیم راههای دیگری را به " قرآن کریم و دستور خداوند" وارد نماییم در صورتی که مجازات سنگین آن را تغییر ندهیم!!! (و همان مجازات خداوند را قرار دهیم!!) <span style="text-decoration: underline;">از این موضوعات استنباط میشود که فیلم و آزمایشات پزشکی و علم قاضی جزو طرق شرعی محسوب نمیشوند و راه اثبات زنا نمیباشند</span>. <br />
<br />
چرا که اگر تکنولوژی فیلم و پیام کوتاه در زمان پیغمبر (ص) وجود میداشت طبیعتا خداوند مهربان راه های سختتری برای مومنین قرار میداد تا آبروی گناهکار و جایزالخطا ( اگر که قصد اشاعه فحشا نداشته است و یا بدون آگاهی قبلی و از روی نادانی و اشتباه، گناهی انجام داده است و کسی وی را ندیده است و قصد توبه واقعی دارد)به راحتی نریزد و در خفاء به درگاه خداوند مهربان توبه نماید.</span> </span></span>  <span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">انسان موجودی است جایزالخطا و اگر گناهش بدون قصد و آگاهی و از روی اشتباه و بدون قصد اعشای فحشاء انجام شده است و به دنبال توبه و عدم ادامه عمل است بنابراین باید راهی برای او وجود داشته باشد. </span></span>  <span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">بنابراین، علم قاضی و پیام کوتاه و فیلم و آزمایشات پزشکی جزو حدسو گمان بوده و علم یقین نمیباشند و طرق شرعی اثبات زنا محسوب نمیشوند. فیلم و پیام کوتاه فقط میتوانند ادله ای بر افزایش علم قاضی نسبت به وجود  رابطه نامشروع باشد و نه زنا. رابطه نامشروع جریمه تعزیر دارد (مانند شلاق 35 ضربه و یا جریمه نقدی و یا ...، اما زنا جزو جرایم حد بوده و سنگین است و همچنین راه اثبات آن نیز بسیار دشوار است. <br />
<br />
</span></span></span><span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: red;">(حتی  لخت در کنار هم خوابیدن و لخت دستگیر شدن و یا عشق بازی و رابطه معاشقه  وار ملاک زنا نیست تا زمانی که عمل دخول توسط 4 نفر دیده نشده باشد و یا  زانی و زانیه خود اقرار نکرده باشند. بر طبق مواد قانونی در قانون مجازات  اسلامی جدید و استفتاءات (فتوای مراجع محترم) حد و اثبات زنا مشخص شده است و  اثبات صرفا میبایست از طرق شرعی ( اقرار و شهود صورت پذیرد) در بسیاری از  مواقع فیلم به جهت افزایش علم قاضی در مواقع حساس مانند انجام قتل از طرف  زانی یا زانیه یا ارتکاب جرایم دیگر "به مدارک دیگر" در نظر گرفته شود ولی  به تنهایی کافی نیست و شاید بتواند در نهایت ارتباط نامشروع را مشخص نماید  نه زنا. زیرا در اسلام و قانون عنوان شده است که تجسس در موارد زنا کاملا  اشتباه است و زمانی که تجسسی نباشد از کجا معلوم که اصلا فیلم واقعی باشد  یا نه؟! و یا قصد و نیت انجام فیلم برداری چیست و آیا اصلا فیلم  فوق کاملا دخول  را به مانند وارد شدن نخ بر سوزن نمایش میدهد؟! <br />
<br />
 -بنابراین، ابهاماتی وجود دارد و در مسئله به این مهمی که شامل اجرای حد   است به هیچ وجه ابهام مورد قبول نیست و فقط اثبات طرق شرعی با رعایت مراتب  آن مورد قبول خواهد بود.</span></span></span> <span style="text-decoration: underline;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #555555;">بر اساس <br />
استفتاء 8187 آیت الله موسوی اردبیلی و مکارم شیرازی و گلپایگانی و دیگر علماء و مراجع،</span></span></span>	قاضی نمیتواند با علم خود زنای محصنه را محرز نماید. به عبارت دیگر علم قاضی در اثبات احصان منتفی بوده و اثبات زنای محصنه فقط باید به طرق شرعی باشد.( طرق شرعی فقط اقرار و شهود است و نه وجود فیلم و پیام کوتاه).<br />
<br />
-<br />
با توجه به کتاب گناهان کبیره جلد 1  آیت الله سید عبدالحسین دستغیب:<br />
<br />
در واقع به نوشته آیت الله دستغیب (فرا و مافوق  دید و نگرش سطحی در گناه) باید به طور کامل و دقیق در مورد اقرار و شهود اقدام نمود تا هیچ ابهامی برای قاضی محترم وجود نداشته باشد. به طور دقیق باید 4 نفر شاهد در صحنه زنا،  عملیات زنا و صحنه دخول و مکان وقوع و جزئیات مکان وقوع و محل دقیق ارتکاب زنا را دیده باشند و در هنگامی که تعریف و تفسیر صورت میگیرد هرگز تردید نداشته باشند و عادل و عاقل و بالغ و سالم باشند! در غیر اینصورت حد قذف بر آنها جاری میشود (شلاق میخورند!)<br />
همچنین قاضی در هنگام پرسیدن سوالات از متهم به گناه، نباید به هیچ عنوان متهم را با اداء جملات یا کلماتی تشویق به اعتراف و اقرار نماید و نباید با گفتار و ادای کلماتی منجر به ایجاد رعب و ترس و یا عذاب وجدان شدید در متهم شود و نباید در این صورت، اقدام به تایید اقرار و اعتراف نماید! <br />
<br />
اقرار باید 4 مرتبه صورت بگیرد و اگر 3 مرتبه صورت بگیرد حد مرگ بر وی جاری نمیشود. قاضی باید حدالامکان در ثبوت گناه کمک ننماید و میبایست در تعبیر و تفسیر شبهات به نفع متهم باشد و بر اساس سنت معصومین (ع) همواره در صدد تشویق متهم به انکار گناه بوده و همواره انکار گناه را تلقین نماید و نه اقرار گناه را!<br />
<br />
در جمع بندی کلیه نکات یاد شده میتوان به راحتی به منظور اسلام پی برد که همواره مهربان و بخشنده است و به دنبال حفظ آبروی انسان جایزالخطا است و طرق شرعی (اقرار وشهود) را با مراتب خاص و بسیار مشکل در جهت اثبات زنا مقرر نموده است و در صورت اثبات با این طرق و راه های بسیار سخت، در واقع به این نتیجه می رسیم که اشخاص زانی و زنا کار فقط جایزالخطا نیستند و قصد توبه ندارند  و منظور و هدف دیگری دارند و منظورشان خراب نمودن جامعه و دور نمودن انسانها از خدا بوده بنابراین میبایست مجازات شوند. چرا که انسانی که اینقدر وقیح است که در انزار عمومی و در مقابل چشمان بیشتر از 3 نفر عاقل و بالغ عمل زنا و دخول را انجام میدهد و دارای همسری مهربان و سالم و بالغ و قابل قبول و بدون عذر شرعی و قانونی و در تمکین وی میباشد زنا را آنهم در انزار عمومی انجام میدهد آیا مستحق زنده بودن است؟!-----------------------------------------------------------------------------------------------------<br />
<span style="color: #ff0000;">بررسی قانون مجازات اسلامی جدید:</span><br />
<span style="color: #ff0000;"><br />
</span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">بررسی قانون مجازات اسلامی جدید:</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در مطالب یاد شده بالا اثبات جرم زنا از دید معصومین (ع) و اسلام بررسی گردید و حال باتوجه به اینکه قانون مجازات اسلامی نیز بر اساس شرع مقدس اسلام و شیوه معصومین (ع) وضع گردیده است به تفاسیر و مطالب مختصر ولی مفیدی پیرامون مواد قانونی مندرج در قانون مجازات اسلامی جدید خواهیم پرداخت:</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 217 : صراحتا عنوان مینماید که مرتکب، اگر علم، قصد و شرایط کیفری رفتار ارتکابی را بداند و علاوه بر آن به حرمت شرعی گناه نیز آگاه باشد مسئول انجام گناه بوده و مجازات میگردد.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">با دقت بر این مطلب، مقنن محترم متذکر شده است که اگر شخصی صرفا از روی وساوس ذاتی و از روی ناآگاهی، عملی گناه انجام داده است و به حرمت شرعی گناه آگاه نبوده است مجازات او واجب نیست و بهترین استنباطی که میتوان از این مطلب انجام داد این است که بر طبق شرع مقدس، اگر شخص مرتکب، قصد اشاعه فحشا نداشته و چه بسا انسان بی آزاری است که از روی ناآگاهی کامل، این عمل گناه را انجام داده است مسئول نیست. [سختی راه اثبات زنا از همین ماده قانونی نیز مشخص میگردد]</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 218 : با استناد به این ماده از قانون مجازات اسلامی جدید نیز منظور مقنن مشخص است که باز هم در تلاش است که راه اثبات زنا را مشکل نماید و به شیوه معصومین (ع) عمل نماید. چرا که به خوبی میدانیم آن شخصی که در حال گناه زنا است در بیشتر مواقع به مسولیت کیفری آن آگاه نیست و از روی وسوسه ذاتی و بدلیل فشار زیاد جسمی گناهی را مرتکب شده است! بنابراین باید رها گردد! [مگر آنکه شخص واقعا موجود بد ذاتی باشد و نه تنها از روی قصد و آگاهی، عمل زنا و دخول را در مقابل جمع بیشتر از 3 نفر! انجام داده است بلکه انسانی است وقیح]</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 221: این ماده قانون مجازات عنوان مینماید که زنا عبارت است از دخول آلت تناسلی مرد در زن و با استناد به این ماده قانونی واضح است که شهود میبایست صحنه دخول را کاملا دیده و به مانند هم تعریف نمایند در غیر این صورت زنا احراز نمیگردد.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">-- بعد از عمل به شیوه معصومین(ع) و برقراری عدالت کامل و در نظر گرفتن احکام و مراتب خاص در قضاوت، </div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">اگر چنانچه جرم زنا اثبات گردد، حد آن اجرا میگردد که 100 تازیانه خواهد بود. </div></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;">اما پس از اثبات زنا بر طبق طرق شرعی و راه سخت آن، حال باید بررسی نمود که آیا مرتکب شامل احصان میگردد یا خیر؟</span></div>
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در اینجاست که کار، بسیار مشکل میشود و با کمی بی احتیاطی و بی دقتی چه بسا خود قاضی محترم ممکن است با یک قضاوت نادرست نعوذ بلله قاتل گردد!!</div></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">احصان شرایطی دارد که بسیار حائز اهمیت است. </span></span></div>
<br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">قانون گذار محترم به صراحت در ماده 226 قانون مجازات اسلامی جدید میگوید چنانچه مرد یا زن، دارای همسر دائمی باشند و ضمن آن هر وقت که بخواهند بتوانند با یکدیگر جماع نمایند!! دارای شرایط احصان خواهند بود.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="text-decoration: underline;">این یعنی اینکه مرد یا زن هر وقت بخواهد باید همسرش برای جماع در دسترس او باشد </span>و اگر در دسترس او نباشد و آن شخص با جنس مخالف دیگری عمل زنا انجام دهد شرایط احصان را نداشته و رجم[سنگسار] نمیگردد.</div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در واقع منظور مقنن محترم مشخص است و این نشان میدهد که مقنن محترم در کمال آگاهی کامل از منظور اسلام و با توجه به شیوه علی (ع) و در نظر گرفتن شرایط کنونی و بدون احساسات فردی و انسانی، این قانون را وضع نموده است، </div></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-weight: bold;">معلوم است چنانچه اگر هر انسانی هر وقت که بخواهد همسرش در دسترس باشد و با او جماع نماید آیا دیوانه است که سراغ دیگری برود؟</span></div></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #303030;">و در واقع اگر چنانچه با وجود اینکه همسرش هر لحظه در اختیار اوست باز هم به سراغ دیگری برود و اینقدر وقیح بوده است که زنای او نیز ثابت شده است[در نزد بیشتر از 4 نفر شاهد عادل، زنا کرده است یا اقرار نموده است] از نظر اسلام باید حد بر او جاری گردد.</span><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;"> [البته باید اثبات گردد که مرتکب با همسرش تمکین داشته است و پس از آن زنای احصان احراز شود و این خود یکی از مشکلترین موضوعات است و بسیار شبهه بر انگیز است، چرا که ممکن است بر اثر اختلافات یا نفرت و یا مسائل دیگر، مرتکب و همسرش تمکین نداشته باشند ولی همسر مرتکب به دروغ ادعای تمکین نماید!!]</span></span></div>
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 227 : با عنایت به محتویات این ماده قانونی نیز راه اثبات احصان و شرایط احراز احصان، به شیوه علی (ع) نزدیکتر شده و اسلام، به خوبی از لحاظ مقنن محترم رعایت گردیده است و مقنن صراحتا میگوید اموری از قبیل مسافرت، حبس، حیض و بیماری، زوجین را از احصان خارج مینماید. بنابراین قانون گذار به صراحت عنوان مینماید که شرایط احصان بسیار حائز اهمیت است.</div></span><br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #ff0000;"><div style="text-align: JUSTIFY;">منظور قانون گذار محترم واضح است:</div>
<div style="text-align: JUSTIFY;">1- شرایط اثبات زنا با مراتب خاص</div>
<div style="text-align: JUSTIFY;">2- شرایط اثبات احصان با شرایط خاص.</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;">زنا خود بر اساس طرق شرعی(اقرار و شهود با مراتب خاص) اثبات میگردد که البته علم قاضی در صحت شهود بینه نیز جایگاه ویژه ای دارد اما علم قاضی به طور مستقیم و بدون وجود بینه در اثبات زنا به خصوص احصان منتفی است و به خصوص تکنولوژی فیلم و امثالهم در این رابطه اعتباری ندارد.</div></span><br />
<span style="color: #ff0000;"><br />
</span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">تفسیر ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید و ارتباط آن با فیلم و اثبات زنا</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">- {تفسیر ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید و ارتباط آن با فیلم و پیام کوتاه و آزمایشات پزشکی و طرق شرعی اثبات زنا}</div></span></span><br />
<br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">علم قاضی نمیتواند در احراز احصان دخیل باشد ]</div></span></span><span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">چرا که در مورد علم قاضی که باید به یقین برسد و مستند "بینه" از طرق شرعی حاصل میگردد و هرگز نباید سوال و ابهامی وجود نداشته باشد و وجدان در علم قاضی و طرق شرعی در مورد ابهامات سازگار نیست (در مورد حد زنا) همچنین وجود فیلم و ادله دیگر از جمله آزمایشات پزشکی و پیام کوتاه نمیتواند دلیل کافی و معتبر باشد، زیرا استفتاءات و دیگر فتفای مراجع معظم نیز بر طرق شرعی تاکید نموده و اینگونه اعلام مینماید که اثبات زنا فقط میبایست بر اساس طرق شرعی (اقرار و شهود باشد و لاغیر!)،</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">ماده 211 قانون مجازات اسلامي جديد مقرر مي‌دارد: «علم قاضي عبارت از يقين حاصل از مستندات بيّن در امري است که نزد وي مطرح مي‌شود. در مواردي که مستند حکم، علم قاضي است، وي موظف است قرائن و امارات بيّن مستند علم خود را به ‌طور صريح در حكم قيد كند.</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">تبصره- مواردي از قبيل نظريه کارشناس، معاينه محل، تحقيقات محلي، اظهارات مطلع، گزارش ضابطان و ساير قرائن و امارات كه نوعاً علم‌آور باشند مي‌تواند مستند علم قاضي قرار گيرد. در هرحال مجرّد علم استنباطي كه نوعاً موجب يقين قاضي نمي‌شود، نمي‌تواند ملاك صدور حكم باشد.»</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">با توجه به سياق اين ماده کاملا مشخص مي‌شود که مستندات علم قاضي بايد بيّن و روشن بوده و هيچ شکي در آن نباشد.</div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">در مورد ماده 211 ق.م.ا.ج ، مقنن محترم بر کلمه "بین" تاکید دارد! از کلمه فوق به راحتی میشود نتیجه گرفت که بینه در اثبات گناه حائز اهمیت است. همچنین در تبصره اعلام مینماید که [اگر علم یقین جاصل از بینه بدست نیاید] ملاک حکم نمیتواند علم قاضی باشد. </div></span></span><br />
<span style="color: #303030;"><span style="font-family: tahoma;"><div style="text-align: JUSTIFY;">بنابراین علم قاضی در مواردی که بدون شبهه و همچنین با استناد به طرق شرعی بینه، به یقین تبدیل گردد میتواند در نظر گرفته شود که در ذیل به آنها اشاره میگردد.</div></span></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">در واقع بیشترین منظور از علم قاضی در مورد حدود در رابطه با شناسایی و راستی آزمایی مربوط به صحت شهود میباشد!! چرا که ممکن است شهود دست به یکی کرده و بخواهند آبروی مومنی را ببرند !! و یا شخصی از روی دیوانگی بخواهد اقرار به گناهی نماید که صحت نداشته است!!</span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">پس ماهیت و منظور کلی از علم قاضی این نیست که قاضی در صدد احراز زنا بر اساس استنباط و علم خود باشد!! </span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;"><br />
</span></span></div></span><span style="color: #303030;"><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-weight: bold;">بلکه باید با تدبیر و علم خویش تا آخرین لحظه در صدد احراز صدق گفتار شهود و احراز صدق طرق شرعی باشد و نه چیز دیگر و همچنین در صدد نجات مرتکب در صورت توبه و حتی در صورت حصول علم به توبه شخص، در ضمیر خود باشد!!</span></span></div></span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: red;"><br />
-- در آخر عنوان میشود که: </span></span></span> فيلم ويدئويي هم مي تواند از امارات و شواهدی باشد که در مواقع حساس چون ایجاد قتل یا اقدام به قتل در کنار ادله دیگر، علم قاضی را افزایش دهد! اما در رابطه با مسئله زنا به طور کامل منتفی خواهد بود چرا که ابهام در مورد زنا حتی 1% قابل قبول نبوده و  قاضي نمي تواند حكم خود را بر مبناي فيلم و امثال آن قرار دهد که اصلا معلوم نیست که فیلم یا صدا بر مبنای چه چیزی به وجود آمده است و به نظر بسیاری از مفسرین (اجتماع باید از آثار منفی و مخرب این موارد همچون اخاذی و ریختن آبرو  و سوء استفاده بسیاری از انسانهای فاسد مبنی بر ساخت و مونتاژ و یا تکثیر این گونه فیلم ها که شاید جهت اخاذی و به طور مخفیانه تهیه میگردند و شاید با مونتاژ و صداگذاری واقعیت را وارونه جلوه میدهند و شاید هم یک اشتباه و یا گناه بدون آگاهی و قصد قبلی انجام شده را که منجر به توبه شده است را به جای درپوش گذاشتن بر روی آن به از بین رفتن آبروی یک انسان تبدیل مینمایند که میبایست دید جامعه طوری باشد که از اینگونه ترفندها و تجسس در مورد فیلم و آزمایشات پزشکی و پیام کوتاه ایمن گردد! <br />
و آبروی انسانها که هیچوقت قابل برگشت نخواهد بود به طور کامل حفظ گردد! <br />
<br />
بنابراین،  گشودن باب اين مطلب كه هر علمي حجت باشد، موجب سلب اعتماد مردم و لغزش قضات خواهد شد، لذا در اين راه بايد از وسواس شديدي برخوردار بود.<br />
<br />
منابع : - استفتاء<br />
-  نقد دکتر محمد علی مجاهد<br />
- قانون مجازات اسلامی جدید<br />
- نقد فیلم سنگسار ثریا <br />
- گناهان کبیره جلد 1  آیت الله سید عبدالحسین دستغیب <br />
- سایر منابع<br />
<br />
کلمات کلیدی:<br />
علم قاضی، علم قاضی در حدود، علم قاضی در امور کیفری، فیلم، زنای محصنه، سنگسار ، زنا ، محصنه ، محصن ، احصان ،  دادگاه ، دادسرا ، قرآن ، استفتاء ، تفسیر سوره نساء، تفسیر قرآن، تحلیل زنا، راه اثبات زنا، طرق شرعی، استفتائات مراجع، استفتاء مراجع، دادستان، دیوان عالی کشور، امور جزا، قانون کیفری، آیین دادرسی، قانون مجازات اسلامی جدید، تفسیر ماده 211 قانون مجازات اسلامی جدید]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[سوال های قرآنی شما]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2822.html</link>
			<pubDate>Tue, 17 Sep 2013 20:32:26 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2822.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام.دوستان قرانی<img src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" /><br />
<br />
میخواستم بدونم ایا لفظ"قران مجید" در قران چندبار اومده و اینکه چرا بیشترمردم میگن "قران کریم" ؟؟؟<br />
علت بخصوصی داره؟<img src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام.دوستان قرانی<img src="images/smilies/blush.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Blush" title="Blush" /><br />
<br />
میخواستم بدونم ایا لفظ"قران مجید" در قران چندبار اومده و اینکه چرا بیشترمردم میگن "قران کریم" ؟؟؟<br />
علت بخصوصی داره؟<img src="images/smilies/huh.gif" style="vertical-align: middle;" border="0" alt="Huh" title="Huh" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مراقب نگاه‌های خدا باشیم!]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2276.html</link>
			<pubDate>Fri, 11 Jan 2013 19:18:54 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2276.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #ff1493;"><span style="color: #0000cd;">مراقب نگاه‌های خدا باشیم!</span><br />
<br />
<br />
خدایا گناهانی را بر من پوشاندی و حال آنکه من محتاجم تا در آخرت آنها را  بپوشانی. تو به هیچ یک از بندگان صالحت نشان ندادی. خدایا در مقابل  بینندگان آخرت هم مرا رسوا نکن.</span></span></span><br />
<br />
<br />
رقیب و حاضر و ناظر بودن خدا در این عالم از باب  ربوبیت اوست، نوع دیدن خدا به بندگانش از باب تربیت و شبیه مراقب والدین از  فرزندانشان است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">قیامت</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">در قرآن آمده که  روز قیامت روزی است که شهود برمی خیزند و شهادت می دهند، نکته اینکه فقط یک  شاهد در آن زمان وجود ندارد بلکه شاهدان متعدد هستند. خداوند اولین و  برترین شاهد روز قیامت است، در آیات زیادی داریم که خداوند شاهد بر اعمال و  مراقب رفتار ماست. رقیب و حاضر و ناظر بودن خدا در این عالم از باب ربوبیت  اوست، نوع دیدن خدا به بندگانش از باب تربیت و شبیه مراقب والدین از  فرزندانشان است.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">مراقب نگاه های خدا باشیم</span></span><br />
<br />
نگاه خدا نگاه بازپرس گونه نیست و اصل نگاهش برای تربیت است.<br />
<br />
امیرمومنان  در یکی از حکمت های نهج البلاغه می فرماید: بپرهیزید که خدا را در  خلوتهایتان معصیت کنید. انسان باید هم از معصیت او بپرهیزد و هم از طرف  دیگر خوشحال باشد که تحت نظارت چنین چشمان مهربانی است. آدم زرنگ از این  مراقبت دائم استفاده می کند و هنگامی که در زندگی کم می آورد، این شاهد  بودن خدا برای او کمک محسوب می شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">اگر خدا شاهد است دیگر باقی شهود به چه کار می آیند؟</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">این  مسئله عمدتا جنبه تربیتی دارد. اولین دسته از شاهدان بعد از خدا ملائکه  هستند که بر اعمال نیک وشر ما شاهد هستند. از امام صادق علیه السلام  پرسیدند با وجود شاهد بودن خدا شهادت ملائکه برای چیست؟ حضرت پاسخ دادند:  وقتی کسی بداند چشم های متعددی او را می بیند بیشتر مراقب و مواظب خودش  است.<br />
<br />
در فرهنگ دینی ما هیچ موجودی نیست که شعور و درک وذکر نداشته  باشد؛ در فلسفه الهی همه حی هستند و ادراک دارند. هیچ چیزی در عالم نیست  مگر این که ذکری داشته باشد، در روایات هم هست که زمین کارهای خوب و بد ما  را می‌بیند لذا گفته شده که نماز واجب را در خانه خود و نمازهای مستحبی را  در جاهای مختلف زمین بخوان تا زمین شاهد آن باشد<br />
<br />
شخصی خدمت امام  حسین(علیه السلام) رسید و گفت: من مرتکب گناه می شوم و اراده ام برای ترک  گناه ضعیف است. امام در پاسخ فرمود: ۵ کار را انجام بده بعد هر گناهی  خواستی مرتکب شو؛ از رزق خدا استفاده نکن و هر گناهی خواستی بکن، از حکومت و  ولایت خدا بیرون برو و هرگناهی خواستی بکن، یک جای خلوت که کسی در آن  نباشد پیدا کن، وقتی فرشته مرگ خواست جانت را بگیرد او را از خودت دفع کن،  زمانی که ملک دوزخ که مالک نام دارد خواست تو را وارد جهنم کند مقاومت کن و  داخل نشو.</span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">سیستم نظارتی قوی، باعث رضایتمندی در زندگی است</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">در  مناجات شعبانیه که مورد تاکید همه ائمه(علیه السلام) است آمده: خدایا  گناهانی را بر من پوشاندی و حال آنکه من محتاجم تا در آخرت آنها را  بپوشانی. تو به هیچ یک از بندگان صالحت نشان ندادی. خدایا در مقابل  بینندگان آخرت هم مرا رسوا نکن.<br />
حضرت محمد<br />
<br />
دومین دسته از شاهدان  انبیا هستند که در قرآن به آن تصریح شده و آمده است از هر امتی یک شاهد  می‌آوریم. این شاهد هرکسی نمی‌تواند باشد، باید کسی باشد که همه چیز را  دیده و خبر دارد و هم این‌ که عادل باشد؛ پس غیر از معصوم نمی‌تواند باشد،  معصوم هر امتی را برای شهادت بر آن امت می آوردند.<br />
<br />
معصوم هر امتی از برزخ هم شاهد اعمال امتش هست.<br />
<br />
پیغمبر  اسلام شاهد بر همه پیغمبران است و گواه کارهای پیامبران دیگر است. امام  علی(علیه السلام) می فرماید: در روز قیامت همه را جمع می‌کنند و انبیا را  می آورند که شاهد باشند و پیامبر اکرم شاهد بر همه شهدای امت های گذشته  است.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">ائمه و امامان معصوم ، دسته سوم شاهدان اعمال</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">در  آیه ۱۰۵ سوره توبه تصریح شده: هر کاری که می‌خواهید بکنید، خدا و رسول  خدا(صلی الله علیه وآله) و مومنین می بینند. ائمه(علیهم السلام) فرمودند که  مقصود از مومنین در این آیه ما هستیم.</span><span style="font-size: small;"><br />
<br />
نگاه ائمه به اعمال امت هم  جنبه تربیتی دارد، ائمه به قدری از حال ما خبر دارند که همیشه برای ما دعا  می کنند حتی اگر از آنها چیزی نخواسته باشیم، ائمه مظاهر کرم خدا هستند. پس  ائمه شفیعان ما در دنیا و آخرت هستند و نه تنها در دنیا به ما کمک می‌کنند  بلکه در آخرت هم کمک دهنده هستند، لذا امام صادق می فرمایند مراقب باشید  آنانکه قرار است شفیعان شما در آخرت باشند خصم شما نشوند.<br />
<br />
امام علی  (علیه السلام) می فرماید: در روز قیامت همه را جمع می‌کنند و انبیا را می  آورند که شاهد باشند و پیامبر اکرم شاهد بر همه شهدای امت های گذشته است</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">دسته چهارم شاهدان</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">ملائکه  دسته چهارم از شهود هستند، خداوند می فرماید: هر کسی که وارد محشر می شود  یک ملک از پشت سر او را به سمت دادگاه هدایت می‌کند و یک ملک از پیش روی او  شهادت به اعمال او می‌دهد. البته گفته نشده که این دو ملک همان دو ملک  همراه انسان در دنیا هستند یا خیر، ولی قاعدتا باید همان دو باشند که کرام  الکاتبین هستند و کریم بودن آنها به این خاطر است که در نوشتن عمل خیر عجله  دارند و در نوشتن عمل شر تا هفت ساعت تامل می کنند تا بلکه بنده توبه کند.<br />
<br />
هر زمینی که بر آن عملی انجام دادیم شاهد عمل ماست.<br />
<br />
در  قرآن سوره زلزال آمده است «و اخرجت الارض اثقالها» روزی که زمین رازهای  سنگین خود را بیرون می ریزد؛ «یومئذ تحدث اخبارها»زمین شروع به گفتن می‌کند  و در این گفتن نیازی به لب و دهان نیست؛ «بان ربک اوحی لها» خداوند به  زمین دستور داده است.<br />
<br />
در فرهنگ دینی ما هیچ موجودی نیست که شعور و  درک وذکر نداشته باشد؛ در فلسفه الهی همه حی هستند و ادراک دارند. هیچ چیزی  در عالم نیست مگر این که ذکری داشته باشد، در روایات هم هست که زمین  کارهای خوب و بد ما را می‌بیند لذا گفته شده که نماز واجب را در خانه خود و  نمازهای مستحبی را در جاهای مختلف زمین بخوان تا زمین شاهد آن باشد.<br />
<br />
این  سوال در این جا مطرح است که وقتی انسان توبه کرد گناهی که توسط زمین ثبت  شده چگونه از بین می رود، توبه یک انقلاب درونی است و شهادت زمین در اینجا  چگونه توجیه می شود؛ امام صادق در این باره می فرمایند: اگر کسی مرتکب  گناهی شود و توبه کند خدا به زمین و ملائکه و همه شهود می فرماید که گناهش  را بپوشاند و توبه را حجابی بر گناه قرار می‌دهد.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Times New Roman;"><span style="font-size: large;"><span style="color: #ff1493;"><span style="color: #0000cd;">مراقب نگاه‌های خدا باشیم!</span><br />
<br />
<br />
خدایا گناهانی را بر من پوشاندی و حال آنکه من محتاجم تا در آخرت آنها را  بپوشانی. تو به هیچ یک از بندگان صالحت نشان ندادی. خدایا در مقابل  بینندگان آخرت هم مرا رسوا نکن.</span></span></span><br />
<br />
<br />
رقیب و حاضر و ناظر بودن خدا در این عالم از باب  ربوبیت اوست، نوع دیدن خدا به بندگانش از باب تربیت و شبیه مراقب والدین از  فرزندانشان است.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">قیامت</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">در قرآن آمده که  روز قیامت روزی است که شهود برمی خیزند و شهادت می دهند، نکته اینکه فقط یک  شاهد در آن زمان وجود ندارد بلکه شاهدان متعدد هستند. خداوند اولین و  برترین شاهد روز قیامت است، در آیات زیادی داریم که خداوند شاهد بر اعمال و  مراقب رفتار ماست. رقیب و حاضر و ناظر بودن خدا در این عالم از باب ربوبیت  اوست، نوع دیدن خدا به بندگانش از باب تربیت و شبیه مراقب والدین از  فرزندانشان است.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">مراقب نگاه های خدا باشیم</span></span><br />
<br />
نگاه خدا نگاه بازپرس گونه نیست و اصل نگاهش برای تربیت است.<br />
<br />
امیرمومنان  در یکی از حکمت های نهج البلاغه می فرماید: بپرهیزید که خدا را در  خلوتهایتان معصیت کنید. انسان باید هم از معصیت او بپرهیزد و هم از طرف  دیگر خوشحال باشد که تحت نظارت چنین چشمان مهربانی است. آدم زرنگ از این  مراقبت دائم استفاده می کند و هنگامی که در زندگی کم می آورد، این شاهد  بودن خدا برای او کمک محسوب می شود.<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">اگر خدا شاهد است دیگر باقی شهود به چه کار می آیند؟</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">این  مسئله عمدتا جنبه تربیتی دارد. اولین دسته از شاهدان بعد از خدا ملائکه  هستند که بر اعمال نیک وشر ما شاهد هستند. از امام صادق علیه السلام  پرسیدند با وجود شاهد بودن خدا شهادت ملائکه برای چیست؟ حضرت پاسخ دادند:  وقتی کسی بداند چشم های متعددی او را می بیند بیشتر مراقب و مواظب خودش  است.<br />
<br />
در فرهنگ دینی ما هیچ موجودی نیست که شعور و درک وذکر نداشته  باشد؛ در فلسفه الهی همه حی هستند و ادراک دارند. هیچ چیزی در عالم نیست  مگر این که ذکری داشته باشد، در روایات هم هست که زمین کارهای خوب و بد ما  را می‌بیند لذا گفته شده که نماز واجب را در خانه خود و نمازهای مستحبی را  در جاهای مختلف زمین بخوان تا زمین شاهد آن باشد<br />
<br />
شخصی خدمت امام  حسین(علیه السلام) رسید و گفت: من مرتکب گناه می شوم و اراده ام برای ترک  گناه ضعیف است. امام در پاسخ فرمود: ۵ کار را انجام بده بعد هر گناهی  خواستی مرتکب شو؛ از رزق خدا استفاده نکن و هر گناهی خواستی بکن، از حکومت و  ولایت خدا بیرون برو و هرگناهی خواستی بکن، یک جای خلوت که کسی در آن  نباشد پیدا کن، وقتی فرشته مرگ خواست جانت را بگیرد او را از خودت دفع کن،  زمانی که ملک دوزخ که مالک نام دارد خواست تو را وارد جهنم کند مقاومت کن و  داخل نشو.</span><br />
 <br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">سیستم نظارتی قوی، باعث رضایتمندی در زندگی است</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">در  مناجات شعبانیه که مورد تاکید همه ائمه(علیه السلام) است آمده: خدایا  گناهانی را بر من پوشاندی و حال آنکه من محتاجم تا در آخرت آنها را  بپوشانی. تو به هیچ یک از بندگان صالحت نشان ندادی. خدایا در مقابل  بینندگان آخرت هم مرا رسوا نکن.<br />
حضرت محمد<br />
<br />
دومین دسته از شاهدان  انبیا هستند که در قرآن به آن تصریح شده و آمده است از هر امتی یک شاهد  می‌آوریم. این شاهد هرکسی نمی‌تواند باشد، باید کسی باشد که همه چیز را  دیده و خبر دارد و هم این‌ که عادل باشد؛ پس غیر از معصوم نمی‌تواند باشد،  معصوم هر امتی را برای شهادت بر آن امت می آوردند.<br />
<br />
معصوم هر امتی از برزخ هم شاهد اعمال امتش هست.<br />
<br />
پیغمبر  اسلام شاهد بر همه پیغمبران است و گواه کارهای پیامبران دیگر است. امام  علی(علیه السلام) می فرماید: در روز قیامت همه را جمع می‌کنند و انبیا را  می آورند که شاهد باشند و پیامبر اکرم شاهد بر همه شهدای امت های گذشته  است.</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">ائمه و امامان معصوم ، دسته سوم شاهدان اعمال</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">در  آیه ۱۰۵ سوره توبه تصریح شده: هر کاری که می‌خواهید بکنید، خدا و رسول  خدا(صلی الله علیه وآله) و مومنین می بینند. ائمه(علیهم السلام) فرمودند که  مقصود از مومنین در این آیه ما هستیم.</span><span style="font-size: small;"><br />
<br />
نگاه ائمه به اعمال امت هم  جنبه تربیتی دارد، ائمه به قدری از حال ما خبر دارند که همیشه برای ما دعا  می کنند حتی اگر از آنها چیزی نخواسته باشیم، ائمه مظاهر کرم خدا هستند. پس  ائمه شفیعان ما در دنیا و آخرت هستند و نه تنها در دنیا به ما کمک می‌کنند  بلکه در آخرت هم کمک دهنده هستند، لذا امام صادق می فرمایند مراقب باشید  آنانکه قرار است شفیعان شما در آخرت باشند خصم شما نشوند.<br />
<br />
امام علی  (علیه السلام) می فرماید: در روز قیامت همه را جمع می‌کنند و انبیا را می  آورند که شاهد باشند و پیامبر اکرم شاهد بر همه شهدای امت های گذشته است</span><br />
<br />
<span style="font-weight: bold;"><span style="color: #9400d3;">دسته چهارم شاهدان</span></span><br />
<br />
<span style="font-size: small;">ملائکه  دسته چهارم از شهود هستند، خداوند می فرماید: هر کسی که وارد محشر می شود  یک ملک از پشت سر او را به سمت دادگاه هدایت می‌کند و یک ملک از پیش روی او  شهادت به اعمال او می‌دهد. البته گفته نشده که این دو ملک همان دو ملک  همراه انسان در دنیا هستند یا خیر، ولی قاعدتا باید همان دو باشند که کرام  الکاتبین هستند و کریم بودن آنها به این خاطر است که در نوشتن عمل خیر عجله  دارند و در نوشتن عمل شر تا هفت ساعت تامل می کنند تا بلکه بنده توبه کند.<br />
<br />
هر زمینی که بر آن عملی انجام دادیم شاهد عمل ماست.<br />
<br />
در  قرآن سوره زلزال آمده است «و اخرجت الارض اثقالها» روزی که زمین رازهای  سنگین خود را بیرون می ریزد؛ «یومئذ تحدث اخبارها»زمین شروع به گفتن می‌کند  و در این گفتن نیازی به لب و دهان نیست؛ «بان ربک اوحی لها» خداوند به  زمین دستور داده است.<br />
<br />
در فرهنگ دینی ما هیچ موجودی نیست که شعور و  درک وذکر نداشته باشد؛ در فلسفه الهی همه حی هستند و ادراک دارند. هیچ چیزی  در عالم نیست مگر این که ذکری داشته باشد، در روایات هم هست که زمین  کارهای خوب و بد ما را می‌بیند لذا گفته شده که نماز واجب را در خانه خود و  نمازهای مستحبی را در جاهای مختلف زمین بخوان تا زمین شاهد آن باشد.<br />
<br />
این  سوال در این جا مطرح است که وقتی انسان توبه کرد گناهی که توسط زمین ثبت  شده چگونه از بین می رود، توبه یک انقلاب درونی است و شهادت زمین در اینجا  چگونه توجیه می شود؛ امام صادق در این باره می فرمایند: اگر کسی مرتکب  گناهی شود و توبه کند خدا به زمین و ملائکه و همه شهود می فرماید که گناهش  را بپوشاند و توبه را حجابی بر گناه قرار می‌دهد.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[رفع شبهات]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2254.html</link>
			<pubDate>Sun, 09 Dec 2012 13:09:45 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2254.html</guid>
			<description><![CDATA[سلام چند مورد شبهات قرآنی قبرای من مطرح شد که خاستم دلیلش رو بدونم لطفا کمکم کنید<br />
با توجه به اینکه قرآن کتابی کامل است و در اون بیان میکنه که انسانها با هم برابر هستند ولی در چند ایه بیان میکنه که مرد از زن برتره ودلیل این برتری رو هم توضیح نمیده؟؟<br />
یا در سوره نسا که در اون صراحتا گفته شده که مرد میتونه همسر خودش رو تنبیه کنه؟؟(البته این رو هم بگم من مخصوصا زیاد دنبال این آیه رو گرفتم واکثرا هم بیان میکردن که در اینجا زدن شرط داره ونباید باعث کبودی وحتی سرخی بدن زن بشه)اما سوال اینجاست که چرا یک کتاب آسمانی چنین حکمی رو داده باید این رو هم در نظر بگیریم که همه ی افراددنبال تفسیرایه نمیرن وفقط خود آیه رو دنبال میکنن.<br />
یا اینکه اصلا چرا باید دیه زن نصف دیه مرد باشه؟درصورتی که برخی زنها سرپرست خانوار هستن مثل مردها وازطرفی اخیرا در مجلس زمزمه هایی مبنی بر برابری دیه زن ومرد پیچیده وآیا این خلاف حکم قرآن نیست؟مگه میشه حکم قرآن رو تغییر داد؟<br />
چهارم در قران زمانی که از پاداش اوخروی صحبت میشه عموما یا تاجایی که من خوندم از امورمادی مثل رودهاومیوهها وحوریان صحبت میکنه وباوجود اینکه در قرآن درباره آخرت واون دنیا زیاد صحبت شده وآنها رو وصف کرده اما تقریبا بیشتر وصفها یکی وشبیه به همدیگس<br />
 لظفا جواب بدید<br />
 ادرس ایمیل <br />
 <a href="mailto:kfotros@yahoo.com">kfotros@yahoo.com</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[سلام چند مورد شبهات قرآنی قبرای من مطرح شد که خاستم دلیلش رو بدونم لطفا کمکم کنید<br />
با توجه به اینکه قرآن کتابی کامل است و در اون بیان میکنه که انسانها با هم برابر هستند ولی در چند ایه بیان میکنه که مرد از زن برتره ودلیل این برتری رو هم توضیح نمیده؟؟<br />
یا در سوره نسا که در اون صراحتا گفته شده که مرد میتونه همسر خودش رو تنبیه کنه؟؟(البته این رو هم بگم من مخصوصا زیاد دنبال این آیه رو گرفتم واکثرا هم بیان میکردن که در اینجا زدن شرط داره ونباید باعث کبودی وحتی سرخی بدن زن بشه)اما سوال اینجاست که چرا یک کتاب آسمانی چنین حکمی رو داده باید این رو هم در نظر بگیریم که همه ی افراددنبال تفسیرایه نمیرن وفقط خود آیه رو دنبال میکنن.<br />
یا اینکه اصلا چرا باید دیه زن نصف دیه مرد باشه؟درصورتی که برخی زنها سرپرست خانوار هستن مثل مردها وازطرفی اخیرا در مجلس زمزمه هایی مبنی بر برابری دیه زن ومرد پیچیده وآیا این خلاف حکم قرآن نیست؟مگه میشه حکم قرآن رو تغییر داد؟<br />
چهارم در قران زمانی که از پاداش اوخروی صحبت میشه عموما یا تاجایی که من خوندم از امورمادی مثل رودهاومیوهها وحوریان صحبت میکنه وباوجود اینکه در قرآن درباره آخرت واون دنیا زیاد صحبت شده وآنها رو وصف کرده اما تقریبا بیشتر وصفها یکی وشبیه به همدیگس<br />
 لظفا جواب بدید<br />
 ادرس ایمیل <br />
 <a href="mailto:kfotros@yahoo.com">kfotros@yahoo.com</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آداب  ظاهری قرائت قران]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2218.html</link>
			<pubDate>Sun, 28 Oct 2012 21:35:44 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2218.html</guid>
			<description><![CDATA[شاید بتوان آدب تلاوت قرآن را به آداب ظاهری و آداب معنوی یا باطنی تقسیم کرد،در آداب ظاهری، یک سری از مقدمات و شرائط را بابد لحاظ کرد که در جای خود بیان شده است.<br />
<br />
  [color=#800000]	 <br />
آداب باطنی قرآن با توجه به خود آیات قرآن و روایات قابل دستیابی است، قرآن کریم در چند آیه به کسانی که قرآن تلاوت می کنند، چنین سفارش کرده است که قرآن را با ترتیل و تعمق بخوانند، قرآن می فرماید:".. و قرآن را با ترتیل (شمرده و آرام و با ترتیب و تعمق) تلاوت کن‏".[1]<br />
<br />
 در آیه دیگر می فرماید:" کسانى که به آنها کتاب داده‏ایم و آن را آنچنان که شایسته است مى‏خوانند، آنان ایمان به آن کتاب دارند و کسانى که به آن کافر شوند، پس آنها همان زیانکارانند."[2]<br />
<br />
این دو آیه با توجه به روایات و احادیث هم به آداب ظاهری تلاوت اشاره می کنند و هم آداب باطنی تلاوت قرآن کریم را اراده می کنند. در حدیثی که در ذیل آیه 121 سوره بقره آمده است، امام صادق(ع) می فرمایند: کسانی که کتاب را آن گونه که حق تلاوتش است، تلاوت می کنند ما اهل بیت هستیم.3]<br />
<br />
<br />
طبیعتا، امام صادق(ع) مصداق واقعی تلاوت کنندگان را بیان کرده اند و چه بسا مؤمنین زیادی که با رعایت آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن به درجه قاریان واقعی قرآن کریم برسند لذا در بیان آیه « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِه‏»،[4] امام ششم(ع) می فرمایند: منظور این است که آیات آن را با دقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل نمایند، به وعده‏هاى آن امیدوار، و از هشدار های آن ترسان باشند، از داستان هاى آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهى آن را بپذیرند، به خدا سوگند منظور حفظ کردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره‏ها نیست، آنان حروف قرآن را حفظ کردند، اما حدود آن را ضایع ساختند، منظور تنها این است که در آیات قرآن بیندیشند و به احکامش عمل کنند، چنان که خداوند مى‏فرماید: این کتابى است پر برکت که ما بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند.»[5]<br />
<br />
<br />
 با توجه به این حدیث نورانی می توانیم در آداب باطنی قرآن به موارد زیر اشاره کنیم:<br />
<br />
 1. هرگاه به وعده ای می رسد، امید رسیدن به آن را داشته باشد و هر گاه به هشداری می رسد، از این که بدان مبتلا شود، بترسد، پس هر گاه به آیات بهشت یا جهنم رسید، توقف کرده و از خداوند بهشت را در خواست کند و از جهنم به او پناه ببرد،6] امام علی (ع) در باره ویژگی های مومنین می فرمایند: اما شبانگاه بروى پا مى‏ایستند تلاوت قرآن می کنند با آداب مخصوص آن، هر وقت می گذرند به آیه‏اى که در آن تشویق است دل به آن مى‏بندند به امید رسیدن، از شوق مانند کسى هستند که عزیزى در آستانه آمدن است چشم به آن تشویق مى‏بندند اما وقتى به آیه‏اى می گذرند که در آن تخویف و ترساندن است با دل و گوش متوجه آنند. پوست بدن شان به رعشه مى‏افتد و دل ها از ترس و بیم در هراس است و بدن ها نحیف. چنان که گوئى زفیر جهنم و صداى شعله آن و برخورد زنجیرهاى آتشین در گوش آنها است، به رو بر زمین مى‏افتند و اشک هایشان جارى مى‏شود، پناه به خدا مى‏برند براى نجات خویش (از این عذاب).[7]<br />
	 <br />
2. از دیگر آداب باطنی تلاوت قرآن،فهم قرآن و تدبر در آیاتش و دانستن و عمل به احکام الهی آن است . ٌ امام صادق(ع) از امیر المؤمنین (ع) نقل می کنند که فرمود:آگاه بَاشید در قرائتی که در آن تدبر نباشد هیچ خیری نیست. [8]<br />
<br />
	 <br />
3. توجه به این که قرآن کلام بشر نیست و در نظر گرفتن عظمت خالق؛ که تعظیم کلام، تعظیم متکلم است.	 <br />
4. از دیگر آداب باطنی تلاوت، تحلیه است، یعنی خود را متناسب با هر آیه ای که می خواند بکند، اگر داستان و قصص انبیاء را می خواند از آن عبرت بگیرد و اگر اسماء و صفات الهی را قراءت می کند در مصادیق آن دقت کند.[9]<br />
<br />
 <br />
5. تخلیه، دیگر ادب قرائت قرآن است برای کسی که می خواهد مطلبی از قرآن فرا گیرد. کسی که به قرآن رجوع می کند باید خود را از پیش فرض های و غبار شبهات ذهنی خالی کند تا آنها بر فهم او از قرآن اثر نگذارند.[10]<br />
<br />
.از آداب باطنی تلاوت قرآن کریم بر طرف کردن صفات ناپسند، به خصوص کبر و ریا[/[11] و حسد و طمع است که تا انسان با دلی آمیخته به این زنگار ها به قرآن رجوع کند، معنا و مفهوم کلام حق در او تجلی نمی کند.<br />
	   <br />
7. از برترین آداب معنوی تلاوت قرآن، طهارت روحی و معنوی است. تا انسان پاک نشده باشد، قرآن حقیقت خودش را به او نشان نمی دهد، چرا خودش فرموده است: لا یمسّه الا المطهّرون،12]<br />
<br />
 به قول شاعر: "پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز".<br />
<br />
8. از دیگر آداب معنوی تلاوت قرآن آن است که قاری به قرآن؛ نه به عنوان یک متن بلکه به عنوان نسخه ای شفا بخش نگاه کرده و از آن چنین انتظاری داشته باشد. در روایت است که کسانی هستند که به قرآن با چنین دیدی نگاه کرده و از آن دوای درد های خود را می طلبند. خداوند به خاطر چنین قاریانی که شفای قلوبشان را از قرآن می گیرند، بلا و دشمنان را از مردم دور کرده و باران رحمتش را بر آنان نازل می کند.[13]<br />
]کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص 215، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 ش.[/size]<br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref4" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[4]</span></a><span style="font-size: x-small;">سوره ص، 29.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref5" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[5]</span></a><span style="font-size: x-small;">مکارم شیرازی، ناصر، </span><span style="font-size: x-small;">تفسیر نمونه، ج‏1، ص 432، </span><span style="font-size: x-small;">دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref6" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[6]</span></a><span style="font-size: x-small;"> مشهدی، محمد،تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏2، ص 132، سازمان انتشارات وزارت ارشاد، تهران، 1368ش.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref7" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[7]</span></a><span style="font-size: x-small;">نهج البلاغه، صبحى صالح، صفحه‏ى 304.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref8" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[8]</span></a><span style="font-size: x-small;">کافی، ج1، ص 36.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref9" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[9]</span></a><span style="font-size: x-small;">کاشفی سبزواری، ملا حسین، جواهر التفسیر، ص 270، دفتر نشر میراث مکتوب، تهران، بی تا.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref10" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[10]</span></a><span style="font-size: x-small;">همان با تصرف.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref11" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[11]</span></a><span style="font-size: x-small;">إِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیُقَالَ فُلَانٌ قَارِئٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیَطْلُبَ بِهِ الدُّنْیَا وَ لَا خَیْرَ فِی‏ ذَلِکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیَنْتَفِعَ بِهِ فِی صَلَاتِهِ وَ لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ . نک: حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‏الشیعة، ج 6، ص182، آل البیت (ع)، قم، 1409ق.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref12" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[12]</span></a><span style="font-size: x-small;">واقعه، 79.</span><br />
		 <br />
			 <br />
<span style="font-size: x-small;"><br />
<br />
<span style="font-size: x-small;">[13]</span><br />
<br />
</span><br />
<span style="font-size: x-small;">وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ الْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ فَأَسْهَرَ بِهِ لَیْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِی مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِکَ یَدْفَعُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْبَلَاءَ وَ بِأُولَئِکَ یُدِیلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِکَ یُنَزِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَیْثَ مِنَ السَّمَاءِ فَوَ اللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِی قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَرِ . کافی، ج2، ص 627.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[شاید بتوان آدب تلاوت قرآن را به آداب ظاهری و آداب معنوی یا باطنی تقسیم کرد،در آداب ظاهری، یک سری از مقدمات و شرائط را بابد لحاظ کرد که در جای خود بیان شده است.<br />
<br />
  [color=#800000]	 <br />
آداب باطنی قرآن با توجه به خود آیات قرآن و روایات قابل دستیابی است، قرآن کریم در چند آیه به کسانی که قرآن تلاوت می کنند، چنین سفارش کرده است که قرآن را با ترتیل و تعمق بخوانند، قرآن می فرماید:".. و قرآن را با ترتیل (شمرده و آرام و با ترتیب و تعمق) تلاوت کن‏".[1]<br />
<br />
 در آیه دیگر می فرماید:" کسانى که به آنها کتاب داده‏ایم و آن را آنچنان که شایسته است مى‏خوانند، آنان ایمان به آن کتاب دارند و کسانى که به آن کافر شوند، پس آنها همان زیانکارانند."[2]<br />
<br />
این دو آیه با توجه به روایات و احادیث هم به آداب ظاهری تلاوت اشاره می کنند و هم آداب باطنی تلاوت قرآن کریم را اراده می کنند. در حدیثی که در ذیل آیه 121 سوره بقره آمده است، امام صادق(ع) می فرمایند: کسانی که کتاب را آن گونه که حق تلاوتش است، تلاوت می کنند ما اهل بیت هستیم.3]<br />
<br />
<br />
طبیعتا، امام صادق(ع) مصداق واقعی تلاوت کنندگان را بیان کرده اند و چه بسا مؤمنین زیادی که با رعایت آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن به درجه قاریان واقعی قرآن کریم برسند لذا در بیان آیه « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِه‏»،[4] امام ششم(ع) می فرمایند: منظور این است که آیات آن را با دقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل نمایند، به وعده‏هاى آن امیدوار، و از هشدار های آن ترسان باشند، از داستان هاى آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهى آن را بپذیرند، به خدا سوگند منظور حفظ کردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره‏ها نیست، آنان حروف قرآن را حفظ کردند، اما حدود آن را ضایع ساختند، منظور تنها این است که در آیات قرآن بیندیشند و به احکامش عمل کنند، چنان که خداوند مى‏فرماید: این کتابى است پر برکت که ما بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند.»[5]<br />
<br />
<br />
 با توجه به این حدیث نورانی می توانیم در آداب باطنی قرآن به موارد زیر اشاره کنیم:<br />
<br />
 1. هرگاه به وعده ای می رسد، امید رسیدن به آن را داشته باشد و هر گاه به هشداری می رسد، از این که بدان مبتلا شود، بترسد، پس هر گاه به آیات بهشت یا جهنم رسید، توقف کرده و از خداوند بهشت را در خواست کند و از جهنم به او پناه ببرد،6] امام علی (ع) در باره ویژگی های مومنین می فرمایند: اما شبانگاه بروى پا مى‏ایستند تلاوت قرآن می کنند با آداب مخصوص آن، هر وقت می گذرند به آیه‏اى که در آن تشویق است دل به آن مى‏بندند به امید رسیدن، از شوق مانند کسى هستند که عزیزى در آستانه آمدن است چشم به آن تشویق مى‏بندند اما وقتى به آیه‏اى می گذرند که در آن تخویف و ترساندن است با دل و گوش متوجه آنند. پوست بدن شان به رعشه مى‏افتد و دل ها از ترس و بیم در هراس است و بدن ها نحیف. چنان که گوئى زفیر جهنم و صداى شعله آن و برخورد زنجیرهاى آتشین در گوش آنها است، به رو بر زمین مى‏افتند و اشک هایشان جارى مى‏شود، پناه به خدا مى‏برند براى نجات خویش (از این عذاب).[7]<br />
	 <br />
2. از دیگر آداب باطنی تلاوت قرآن،فهم قرآن و تدبر در آیاتش و دانستن و عمل به احکام الهی آن است . ٌ امام صادق(ع) از امیر المؤمنین (ع) نقل می کنند که فرمود:آگاه بَاشید در قرائتی که در آن تدبر نباشد هیچ خیری نیست. [8]<br />
<br />
	 <br />
3. توجه به این که قرآن کلام بشر نیست و در نظر گرفتن عظمت خالق؛ که تعظیم کلام، تعظیم متکلم است.	 <br />
4. از دیگر آداب باطنی تلاوت، تحلیه است، یعنی خود را متناسب با هر آیه ای که می خواند بکند، اگر داستان و قصص انبیاء را می خواند از آن عبرت بگیرد و اگر اسماء و صفات الهی را قراءت می کند در مصادیق آن دقت کند.[9]<br />
<br />
 <br />
5. تخلیه، دیگر ادب قرائت قرآن است برای کسی که می خواهد مطلبی از قرآن فرا گیرد. کسی که به قرآن رجوع می کند باید خود را از پیش فرض های و غبار شبهات ذهنی خالی کند تا آنها بر فهم او از قرآن اثر نگذارند.[10]<br />
<br />
.از آداب باطنی تلاوت قرآن کریم بر طرف کردن صفات ناپسند، به خصوص کبر و ریا[/[11] و حسد و طمع است که تا انسان با دلی آمیخته به این زنگار ها به قرآن رجوع کند، معنا و مفهوم کلام حق در او تجلی نمی کند.<br />
	   <br />
7. از برترین آداب معنوی تلاوت قرآن، طهارت روحی و معنوی است. تا انسان پاک نشده باشد، قرآن حقیقت خودش را به او نشان نمی دهد، چرا خودش فرموده است: لا یمسّه الا المطهّرون،12]<br />
<br />
 به قول شاعر: "پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز".<br />
<br />
8. از دیگر آداب معنوی تلاوت قرآن آن است که قاری به قرآن؛ نه به عنوان یک متن بلکه به عنوان نسخه ای شفا بخش نگاه کرده و از آن چنین انتظاری داشته باشد. در روایت است که کسانی هستند که به قرآن با چنین دیدی نگاه کرده و از آن دوای درد های خود را می طلبند. خداوند به خاطر چنین قاریانی که شفای قلوبشان را از قرآن می گیرند، بلا و دشمنان را از مردم دور کرده و باران رحمتش را بر آنان نازل می کند.[13]<br />
]کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص 215، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 ش.[/size]<br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref4" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[4]</span></a><span style="font-size: x-small;">سوره ص، 29.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref5" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[5]</span></a><span style="font-size: x-small;">مکارم شیرازی، ناصر، </span><span style="font-size: x-small;">تفسیر نمونه، ج‏1، ص 432، </span><span style="font-size: x-small;">دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref6" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[6]</span></a><span style="font-size: x-small;"> مشهدی، محمد،تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏2، ص 132، سازمان انتشارات وزارت ارشاد، تهران، 1368ش.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref7" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[7]</span></a><span style="font-size: x-small;">نهج البلاغه، صبحى صالح، صفحه‏ى 304.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref8" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[8]</span></a><span style="font-size: x-small;">کافی، ج1، ص 36.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref9" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[9]</span></a><span style="font-size: x-small;">کاشفی سبزواری، ملا حسین، جواهر التفسیر، ص 270، دفتر نشر میراث مکتوب، تهران، بی تا.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref10" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[10]</span></a><span style="font-size: x-small;">همان با تصرف.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref11" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[11]</span></a><span style="font-size: x-small;">إِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیُقَالَ فُلَانٌ قَارِئٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیَطْلُبَ بِهِ الدُّنْیَا وَ لَا خَیْرَ فِی‏ ذَلِکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیَنْتَفِعَ بِهِ فِی صَلَاتِهِ وَ لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ . نک: حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‏الشیعة، ج 6، ص182، آل البیت (ع)، قم، 1409ق.</span><br />
		 <br />
			 <a href="http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa14617#_ednref12" target="_blank"><span style="font-size: x-small;">[12]</span></a><span style="font-size: x-small;">واقعه، 79.</span><br />
		 <br />
			 <br />
<span style="font-size: x-small;"><br />
<br />
<span style="font-size: x-small;">[13]</span><br />
<br />
</span><br />
<span style="font-size: x-small;">وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ الْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ فَأَسْهَرَ بِهِ لَیْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِی مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِکَ یَدْفَعُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْبَلَاءَ وَ بِأُولَئِکَ یُدِیلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِکَ یُنَزِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَیْثَ مِنَ السَّمَاءِ فَوَ اللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِی قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَرِ . کافی، ج2، ص 627.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عدم منافات اعطاى انگشتر توسط امام علی(ع) با حضور قلب در نماز]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2197.html</link>
			<pubDate>Wed, 03 Oct 2012 08:45:57 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2197.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #003399;">از مفسر بزرگ قرآن کریم علامه طباطبایی (رحمه الله علیه) پرسیده شد که:</span></span></span></span></span></span></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"> آیا اعطاى زکات و دادن انگشتر توسط حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام به سائل در نماز، با حضور قلب در نماز منافات ندارد؟</span></span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #003399;">ایشان در جواب فرمودند:</span></span> در کتاب <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>صحیح مسلم<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> در باب <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>مناقب خلفا<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> روایتى در رابطه با این داستان ذکر نشده است، ولى در <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>باب صلاه<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> آن کتاب در بخش رکوع ، آیه <span style="color: #009900;"> انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا، الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون</span> (مائده: 55): <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>ولى شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند، همان کسانى که نماز بر پا مى دارند، و در حال رکوع زکات مى دهند). را به امیرالمؤ منین علیه السّلام اختصاص مى دهد.<br />
 و این کار هیچ منافاتى با حضور قلب ندارد؛ زیرا زکات و نماز هر دو عبادت هستند، و این کار از قبیل <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>عبادت در عبادت<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> بوده است . و مانند جریان دو شترى است که براى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم آوردند و حضرت بنا گذاشتند که یکى از آنها را به هر کس که دو رکعت نماز با حضور قلب بخواهند، بدهند. و هیچ کدام از اصحاب نتوانستند، ولى حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام توانست، با اینکه در نماز به ذهنش آمد که هر کدام را که چاقتر است در راه خدا انفاق کند. زیرا این فکر خود، عبادت بود، و با حضور قلب در اثناى نماز منافات نداشت.</span></span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff6347;"><span style="font-size: small;">(</span></span><span style="color: #ff6347;">کتاب 665 پرسش و پاسخ (در محضر علاّمه طباطبائى قدس سره) )</span><br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: #003399;">از مفسر بزرگ قرآن کریم علامه طباطبایی (رحمه الله علیه) پرسیده شد که:</span></span></span></span></span></span></span><br />
<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"> آیا اعطاى زکات و دادن انگشتر توسط حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام به سائل در نماز، با حضور قلب در نماز منافات ندارد؟</span></span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #000000;"><span style="font-size: small;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"><span style="color: #000000;"> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: #003399;">ایشان در جواب فرمودند:</span></span> در کتاب <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>صحیح مسلم<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> در باب <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>مناقب خلفا<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> روایتى در رابطه با این داستان ذکر نشده است، ولى در <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>باب صلاه<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> آن کتاب در بخش رکوع ، آیه <span style="color: #009900;"> انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا، الذین یقیمون الصلوه و یؤتون الزکاه و هم راکعون</span> (مائده: 55): <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>ولى شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند، همان کسانى که نماز بر پا مى دارند، و در حال رکوع زکات مى دهند). را به امیرالمؤ منین علیه السّلام اختصاص مى دهد.<br />
 و این کار هیچ منافاتى با حضور قلب ندارد؛ زیرا زکات و نماز هر دو عبادت هستند، و این کار از قبیل <span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">(</span></span></span>عبادت در عبادت<span style="color: blue;"><span style="font-size: x-small;"><span style="font-weight: bold;">)</span></span></span> بوده است . و مانند جریان دو شترى است که براى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم آوردند و حضرت بنا گذاشتند که یکى از آنها را به هر کس که دو رکعت نماز با حضور قلب بخواهند، بدهند. و هیچ کدام از اصحاب نتوانستند، ولى حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام توانست، با اینکه در نماز به ذهنش آمد که هر کدام را که چاقتر است در راه خدا انفاق کند. زیرا این فکر خود، عبادت بود، و با حضور قلب در اثناى نماز منافات نداشت.</span></span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
</div><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="color: #ff6347;"><span style="font-size: small;">(</span></span><span style="color: #ff6347;">کتاب 665 پرسش و پاسخ (در محضر علاّمه طباطبائى قدس سره) )</span><br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[پرسش های قرآنی، پاسخ های مطهری]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2119.html</link>
			<pubDate>Wed, 15 Aug 2012 00:18:19 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2119.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-family: tahoma;">سلام<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: large;">قرآن،خود را چگونه معرفی می کند؟<br />
<span style="font-size: medium;"><span style="color: #000000;">اولین نکته ای که قرآن درباره خود میگوید،این است که این کلمات و عبارات،سخن خداست.قرآن تصریح میکند که پیامبر(صلی الله علیه و آله)انشاء کننده قرآن نیست،بلکه آنچه توسط روح القدس یا جبرئیل به اذن خدا بر او القا شده است،بیان میکند.<br />
توضیح دیگری که قرآن درباره خود میدهد،معرفی رسالتش است که عبارت از هدایت ابناء بشر و راهنمایی آنها برای خروج از تاریکی ها به سوی نور است:<br />
<span style="color: #0000CD;">«کتاب أنزلناه إلیک لتخرج الناس من الظلمات إلی النور».سوره ابراهیم آیه1<br />
<span style="color: #000000;"><span style="color: #FF1493;"><span style="color: #00BFFF;">این قرآن کتابی است که ما به تو فرستادیم،تا مردم را به امر خدا از تاریکی به سوی نور بیرون بری.<br />
<span style="color: #000000;">بدون شک یکی از مصادیق این ظلمات،جهالت ها و نادانی هاست و قرآن،بشر را از این ظلمات به روشنایی علم می برد.<br />
...............................................................................ر&#8203;.ک:کتب شهید مطهری<br />
</span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;"><span style="font-family: tahoma;">سلام<br />
<span style="font-size: xx-large;"><span style="color: #0000CD;"><span style="font-size: large;">قرآن،خود را چگونه معرفی می کند؟<br />
<span style="font-size: medium;"><span style="color: #000000;">اولین نکته ای که قرآن درباره خود میگوید،این است که این کلمات و عبارات،سخن خداست.قرآن تصریح میکند که پیامبر(صلی الله علیه و آله)انشاء کننده قرآن نیست،بلکه آنچه توسط روح القدس یا جبرئیل به اذن خدا بر او القا شده است،بیان میکند.<br />
توضیح دیگری که قرآن درباره خود میدهد،معرفی رسالتش است که عبارت از هدایت ابناء بشر و راهنمایی آنها برای خروج از تاریکی ها به سوی نور است:<br />
<span style="color: #0000CD;">«کتاب أنزلناه إلیک لتخرج الناس من الظلمات إلی النور».سوره ابراهیم آیه1<br />
<span style="color: #000000;"><span style="color: #FF1493;"><span style="color: #00BFFF;">این قرآن کتابی است که ما به تو فرستادیم،تا مردم را به امر خدا از تاریکی به سوی نور بیرون بری.<br />
<span style="color: #000000;">بدون شک یکی از مصادیق این ظلمات،جهالت ها و نادانی هاست و قرآن،بشر را از این ظلمات به روشنایی علم می برد.<br />
...............................................................................ر&#8203;.ک:کتب شهید مطهری<br />
</span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[ممنوعیت اورشلیمی و آوارگی جهود تا کی؟]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2104.html</link>
			<pubDate>Mon, 30 Jul 2012 06:18:11 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2104.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام خدا<br />
سلام عزیزان<br />
در آیات 20-25 سوره مائده موسی به قوم خود گفت ای قوم من به سرزمین مقدس که خداوند برای شما نوشت وارد شوید اما بنی اسرائیل مثل همیشه بهانه جویی کردند و به موسی گفتند تا اهالی این منطقه از اینجا نروند ما داخل نمی شویم.<br />
موسی تو و خدایت به جنگ آنها بروید که ما نشسته ایم.<br />
موسی گفت خدایا بین من و هارون و این نافرمانان فاصله بینداز!<br />
و خداوند گفت : که این سرزمین بر آنها حرام شدو تا 40 سال در زمین سرگردانند.<br />
آیا ممنوعیت این سرزمین همیشگی بوده یا 40 سال آوارگی باعث ختم آن شده است؟<br />
یهود هرگز حق مالکیت اورشلیم را ندارند؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام خدا<br />
سلام عزیزان<br />
در آیات 20-25 سوره مائده موسی به قوم خود گفت ای قوم من به سرزمین مقدس که خداوند برای شما نوشت وارد شوید اما بنی اسرائیل مثل همیشه بهانه جویی کردند و به موسی گفتند تا اهالی این منطقه از اینجا نروند ما داخل نمی شویم.<br />
موسی تو و خدایت به جنگ آنها بروید که ما نشسته ایم.<br />
موسی گفت خدایا بین من و هارون و این نافرمانان فاصله بینداز!<br />
و خداوند گفت : که این سرزمین بر آنها حرام شدو تا 40 سال در زمین سرگردانند.<br />
آیا ممنوعیت این سرزمین همیشگی بوده یا 40 سال آوارگی باعث ختم آن شده است؟<br />
یهود هرگز حق مالکیت اورشلیم را ندارند؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تعدد زوجات...]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2103.html</link>
			<pubDate>Mon, 30 Jul 2012 06:03:45 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2103.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام دوست...<br />
سلام عزیزان <br />
در آیه 3 سوره نسا خداوند می فرماید 2و3و4 زن می توانید بگیرید اما اگر بیم آن داشتید که عدالت را برقرار نکنید یکی به عدالت نزدیکتر است که ستم نکنید.<br />
و در آیه 129 همین سوره می فرماید : و هرگز نمی توانید بین زنان عدالت برقرار کنید اگرچه آرزومند آن باشید.<br />
<br />
آیا با این آیه مفهوم تعدد زوجات زیر سوال نمی رود؟<br />
وقتی حتی اگر کسی آرزو داشته باشد نمی تواند بین زنان عدالت برقرار کند چگونه می تواند شرط اول تعدد زوجات را که عدالت است برقرار کند؟<br />
و وقتی کسی نتواند شرط لازم را برقرار کندچگونه می تواند به این امر اقدام کند حالی که ستمکار است و خدا ستمکاران را دوست ندارد؟<br />
<br />
چطور در هنگام اجرای این حکم به شرط آن توجه نمی شود؟<br />
در حالی که خداوند کسانی که فقط بخشی از دین را که به مراد آنهاست می پذیرند  را دوست ندارد؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام دوست...<br />
سلام عزیزان <br />
در آیه 3 سوره نسا خداوند می فرماید 2و3و4 زن می توانید بگیرید اما اگر بیم آن داشتید که عدالت را برقرار نکنید یکی به عدالت نزدیکتر است که ستم نکنید.<br />
و در آیه 129 همین سوره می فرماید : و هرگز نمی توانید بین زنان عدالت برقرار کنید اگرچه آرزومند آن باشید.<br />
<br />
آیا با این آیه مفهوم تعدد زوجات زیر سوال نمی رود؟<br />
وقتی حتی اگر کسی آرزو داشته باشد نمی تواند بین زنان عدالت برقرار کند چگونه می تواند شرط اول تعدد زوجات را که عدالت است برقرار کند؟<br />
و وقتی کسی نتواند شرط لازم را برقرار کندچگونه می تواند به این امر اقدام کند حالی که ستمکار است و خدا ستمکاران را دوست ندارد؟<br />
<br />
چطور در هنگام اجرای این حکم به شرط آن توجه نمی شود؟<br />
در حالی که خداوند کسانی که فقط بخشی از دین را که به مراد آنهاست می پذیرند  را دوست ندارد؟]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تعریف قرآنی کافر چیست؟]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-2102.html</link>
			<pubDate>Mon, 30 Jul 2012 05:50:15 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-2102.html</guid>
			<description><![CDATA[به نام حق<br />
سلام دوستان...<br />
حتما شما هم در قرآن بارها به کلمه ی کافر برخورد کردید.<br />
خداوند در قرآن بارها این کلمه رو  ذکر کرده و عذاب سختی رو به اونها وعده کرده.<br />
یکبار در صحبتی که با یک یهودی داشتم ایشون به من گفت که قرآن فقط به مسلمونها توجه کرده و به نفرین سایرین پرداخته.<br />
و در آیاتی که به اون استناد می کرد از لفظ کافر استفاده شده بود. ایشون اعتقاد داشت که کافر معادل کفیر عبری به معنای منکر یهودیت هست که اینجا معنی غیر مسلمان رو میده.<br />
کفر کلمه ای است که به معنای پوشاننده از اون در قرآن استفاده شده. چون در بعضی جاها به عنوان مثبت ودر بعضی جاها معنای منفی داره معنی عبری اون زیر سوال میره.<br />
فمن یکفر باالطاغوت: در اینجا کفر به طاغوت در همراهی با و یومن بالله اومده که نشون میده کفر مفهوم پوشانندگی داره.<br />
در ضمن همه اونهایی که ایمان آوردنذلزوما مسلمان نیستند!<br />
آیه 102 سوره آل عمران: ای کسانی که ایمان آوردید قبل از این که بمیرید مسلمان شوید.<br />
و همچنین مومنان می توانند کافر شوند:آیا کفر ورزیدید بعد از آن که ایمان آوردید؟106 آل عمران<br />
همچنین در آیه 37 سوره نسا خداوند بخل ورزان را مذمت می کند و بعد از آن "و" کلمه ی کافر را قرار می دهد که مفهوم مشابه را تداعی می کند.<br />
<br />
پس کافر بودن زیاد هم سخت نیست!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[به نام حق<br />
سلام دوستان...<br />
حتما شما هم در قرآن بارها به کلمه ی کافر برخورد کردید.<br />
خداوند در قرآن بارها این کلمه رو  ذکر کرده و عذاب سختی رو به اونها وعده کرده.<br />
یکبار در صحبتی که با یک یهودی داشتم ایشون به من گفت که قرآن فقط به مسلمونها توجه کرده و به نفرین سایرین پرداخته.<br />
و در آیاتی که به اون استناد می کرد از لفظ کافر استفاده شده بود. ایشون اعتقاد داشت که کافر معادل کفیر عبری به معنای منکر یهودیت هست که اینجا معنی غیر مسلمان رو میده.<br />
کفر کلمه ای است که به معنای پوشاننده از اون در قرآن استفاده شده. چون در بعضی جاها به عنوان مثبت ودر بعضی جاها معنای منفی داره معنی عبری اون زیر سوال میره.<br />
فمن یکفر باالطاغوت: در اینجا کفر به طاغوت در همراهی با و یومن بالله اومده که نشون میده کفر مفهوم پوشانندگی داره.<br />
در ضمن همه اونهایی که ایمان آوردنذلزوما مسلمان نیستند!<br />
آیه 102 سوره آل عمران: ای کسانی که ایمان آوردید قبل از این که بمیرید مسلمان شوید.<br />
و همچنین مومنان می توانند کافر شوند:آیا کفر ورزیدید بعد از آن که ایمان آوردید؟106 آل عمران<br />
همچنین در آیه 37 سوره نسا خداوند بخل ورزان را مذمت می کند و بعد از آن "و" کلمه ی کافر را قرار می دهد که مفهوم مشابه را تداعی می کند.<br />
<br />
پس کافر بودن زیاد هم سخت نیست!]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[داستان شیطان را از کلام خدا بشنوید]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-1891.html</link>
			<pubDate>Tue, 15 May 2012 11:00:34 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-1891.html</guid>
			<description><![CDATA[و(یادآر)وقتی که به فرشتگان فرمان دادیم که برآدم همه سجده کنید،وآنها تمام سر به سجده فرود آوردند جز شیطان که از جنس جن(دیو) بودبدین جهت از طاعت خدای خود سر پیچید ،پس آیا (شما فرزندان آدم) مرا فرآموش کرده وشیطان وفرزندانش را دوست خود می گیرید در صورتی که آنها شمارا سخت دشمنند؟ظالمان را( که به جای خدا شیطان را به طاعت برگزیدند) بسیار بد بدلی است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[و(یادآر)وقتی که به فرشتگان فرمان دادیم که برآدم همه سجده کنید،وآنها تمام سر به سجده فرود آوردند جز شیطان که از جنس جن(دیو) بودبدین جهت از طاعت خدای خود سر پیچید ،پس آیا (شما فرزندان آدم) مرا فرآموش کرده وشیطان وفرزندانش را دوست خود می گیرید در صورتی که آنها شمارا سخت دشمنند؟ظالمان را( که به جای خدا شیطان را به طاعت برگزیدند) بسیار بد بدلی است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[عالم ذر یا الست]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-1852.html</link>
			<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 18:11:37 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-1852.html</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:کدامیک از آیات و روایات عالم ذر فهمیده می شود؟ </span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
<br />
<span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"> <br />
 <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;">در مورد عالم ذرّ بین مفسّرین ، محدّثین ، حکما و عرفا مناقشات علمی فراوانی وجود دارد که ذکر نظرات همه آنها در این نامه مقدور نیست. لذا در این نامه تنها به نظر برخی از حکمای مفسّر ــ آن هم به صورت کلّی ــ پرداخته می شود. چرا که ورود به جزئیّات این مسأله ، به معلومات کلامی ، فلسفی و عرفانی بالایی نیازمند است.<br />
<br />
</span></span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"><span style="color: #000000;">خداوند متعال می فرماید: « وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائن آن نزد ماست و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معلوم و معیّن» ( حجر/21) و می فرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏. ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب آسمانی و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است ...»(حدید/25) باز می فرماید:« یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْر ... . اى فرزندان آدم! ما لباسى براى شما نازل نمودیم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس تقوا بهتر است... .»( الأعراف : 26)<br />
<br />
</span> <span style="color: #0000cd;">آیه 21 حجر دلالت بر این دارد که همه موجودات ، حقایقی جاویدان نزد خدا دارند ، چون هر چه نزد خداست زوال ناپذیر است. « ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ»(نحل/96) و در آیه 25 حدید بیان فرمود که خداوند متعال همانگونه که کتاب آسمانی را از نزد خود(علم خود) نازل نموده است آهن را هم از نزد خود نازل کرده است. در آیه 26 اعراف نیز لباس را نازل شده از سوی خود معرّفی نمود. بنا بر این ، حقیقت همه ی اشیاء قبل از ایجاد دنیایی آنها با اسباب و علل دنیایی ، به نحو وجود علمی در مرتبه علم الهی موجود بوده است.<br />
<br />
</span></span></span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"> <span style="color: #800000;">حقایق اشیاء از این مرتبه تنزّل یافته ، مراتب گوناگون وجود را یک به یک طی می کنند تا در نهایت به پایین ترین مرتبه ی عالم ملکوت می رسند. آنگاه از عالم ملکوت با تدبیر و ترتیبی ویژه و به صورت آن به آن و به تدریج به عالم مادّه نازل می شوند. برای مثال حقیقت یک سیب از علم الهی نازل شده مراتبی را طی نموده به ملکوت سفلی می رسد و آنگاه لحظه به لحظه صورت سیب به مادّه ی موجود در درخت که از خاک گرفته می شود افاضه می شود.<br />
<br />
</span></span></span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"> <span style="color: #006400;">از نگاه افراد عادی چنین به نظر می رسد سیب خودش بزرگ می شود و به سوی فعلیّت خود پیش می رود ؛ امّا از نگاه کسی که از افق ملکوت به عالم مادّه نظاره می کند مادّه ی سیب تنها قبول صورت می کند و این حقیقت ملکوتی سیب است که به اذن الله صورتهای پیاپی را به مادّه افاضه می کند. انسانها نیز چنین پُرسه ای را طی می کنند تا وارد عالم مادّه شده و تکامل پیدا کنند. با این تفاوت که دیگر موجودات هر صورتی را که از جانب ملکوت به آنها افاضه شود به صورت طبیعی قبول می کنند ؛ یعنی تا جایی که موجود قابلیّت دارد صورتها به او افاضه می شوند.<br />
<br />
</span></span></span> </span></span><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"> <span style="color: #000000;">امّا انسان افزون بر این ، در مواردی قابلیّت خود را هم در دست خود دارد ؛ یعنی در مواردی می تواند قابلیّت خاصّی را در خود فراهم کند تا صورت کمالی خاصّی را از عالم ملکوت بگیرد یا بالعکس می تواند قابلیّت موجود خود را معطّل گذارد یا حتّی نابود سازد و در نتیجه خود را از برخی صور کمالی که در حقیقت ملکوتی او وجود دارند محروم سازد.</span></span></span></span></span> </span></span></span></span><br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #ff0000;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;">پرسش:کدامیک از آیات و روایات عالم ذر فهمیده می شود؟ </span></span></span></span></div><div style="text-align: JUSTIFY;">
<br />
<span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"> <br />
 <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;">در مورد عالم ذرّ بین مفسّرین ، محدّثین ، حکما و عرفا مناقشات علمی فراوانی وجود دارد که ذکر نظرات همه آنها در این نامه مقدور نیست. لذا در این نامه تنها به نظر برخی از حکمای مفسّر ــ آن هم به صورت کلّی ــ پرداخته می شود. چرا که ورود به جزئیّات این مسأله ، به معلومات کلامی ، فلسفی و عرفانی بالایی نیازمند است.<br />
<br />
</span></span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"><span style="color: #000000;">خداوند متعال می فرماید: « وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ. و هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزائن آن نزد ماست و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به اندازه معلوم و معیّن» ( حجر/21) و می فرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاس‏. ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب آسمانی و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است ...»(حدید/25) باز می فرماید:« یا بَنی‏ آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباساً یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشاً وَ لِباسُ التَّقْوى‏ ذلِكَ خَیْر ... . اى فرزندان آدم! ما لباسى براى شما نازل نمودیم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس تقوا بهتر است... .»( الأعراف : 26)<br />
<br />
</span> <span style="color: #0000cd;">آیه 21 حجر دلالت بر این دارد که همه موجودات ، حقایقی جاویدان نزد خدا دارند ، چون هر چه نزد خداست زوال ناپذیر است. « ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ»(نحل/96) و در آیه 25 حدید بیان فرمود که خداوند متعال همانگونه که کتاب آسمانی را از نزد خود(علم خود) نازل نموده است آهن را هم از نزد خود نازل کرده است. در آیه 26 اعراف نیز لباس را نازل شده از سوی خود معرّفی نمود. بنا بر این ، حقیقت همه ی اشیاء قبل از ایجاد دنیایی آنها با اسباب و علل دنیایی ، به نحو وجود علمی در مرتبه علم الهی موجود بوده است.<br />
<br />
</span></span></span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"> <span style="color: #800000;">حقایق اشیاء از این مرتبه تنزّل یافته ، مراتب گوناگون وجود را یک به یک طی می کنند تا در نهایت به پایین ترین مرتبه ی عالم ملکوت می رسند. آنگاه از عالم ملکوت با تدبیر و ترتیبی ویژه و به صورت آن به آن و به تدریج به عالم مادّه نازل می شوند. برای مثال حقیقت یک سیب از علم الهی نازل شده مراتبی را طی نموده به ملکوت سفلی می رسد و آنگاه لحظه به لحظه صورت سیب به مادّه ی موجود در درخت که از خاک گرفته می شود افاضه می شود.<br />
<br />
</span></span></span> <span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"> <span style="color: #006400;">از نگاه افراد عادی چنین به نظر می رسد سیب خودش بزرگ می شود و به سوی فعلیّت خود پیش می رود ؛ امّا از نگاه کسی که از افق ملکوت به عالم مادّه نظاره می کند مادّه ی سیب تنها قبول صورت می کند و این حقیقت ملکوتی سیب است که به اذن الله صورتهای پیاپی را به مادّه افاضه می کند. انسانها نیز چنین پُرسه ای را طی می کنند تا وارد عالم مادّه شده و تکامل پیدا کنند. با این تفاوت که دیگر موجودات هر صورتی را که از جانب ملکوت به آنها افاضه شود به صورت طبیعی قبول می کنند ؛ یعنی تا جایی که موجود قابلیّت دارد صورتها به او افاضه می شوند.<br />
<br />
</span></span></span> </span></span><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: darkorchid;"> <span style="color: #000000;">امّا انسان افزون بر این ، در مواردی قابلیّت خود را هم در دست خود دارد ؛ یعنی در مواردی می تواند قابلیّت خاصّی را در خود فراهم کند تا صورت کمالی خاصّی را از عالم ملکوت بگیرد یا بالعکس می تواند قابلیّت موجود خود را معطّل گذارد یا حتّی نابود سازد و در نتیجه خود را از برخی صور کمالی که در حقیقت ملکوتی او وجود دارند محروم سازد.</span></span></span></span></span> </span></span></span></span><br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[آفرينش شما مشكلتر است يا آسمانها؟ ]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-1850.html</link>
			<pubDate>Mon, 26 Mar 2012 18:02:09 +0430</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-1850.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"> در سوره نازعات بـه دنـبـال نـقـل سـرگذشت موسى و فرعون به عنوان يك درس عبرت براى همه طغيانگران و تكذيب كنندگان بار ديگر به مساله معاد و رستاخيز برمى گردد.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">ن<span style="color: #9400d3;">خست منكران معاد را مخاطب ساخته , و ضمن يك استفهام توبيخى مى فرمايد: ((آيا آفرينش شما (و بـازگـشت به زندگى پس از مرگ ) مشكلتر است ياآفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاده است )) (انتم اشد خلقا ام السما بنيها).</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><br />
ايـن سـخن در حقيقت پاسخى است به گفتار آنها كه در آيات پيشين گذشت كه مى گفتند: انا لمردودون فى الحافرة ;Š آيا ما به حالت اول باز مى گرديم )).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><br />
<span style="color: #0000cd;">ايـن آيه مى گويد: هر انسانى در هر مرحله اى از درك و شعور باشد مى داند كه آفرينش اين آسمان بلند, اين همه كرات عظيم و كهكشانهاى بى انتها قابل مقايسه باآفرينش انسان نيست كسى كه اين قدرت را داشته چگونه از بازگرداندن شما به حيات عاجز است ؟!.</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس بـه شـرح بـيشتر درباره اين آفرينش بزرگ پرداخته , مى افزايد(سقف آسمان را برافراشت و آن را منظم ساخت )) (رفع سمكها فسويها).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">احـتمال دارد كه آيه هم اشاره به ارتفاع آسمان و فاصله بسيار زياد وسرسام آور كرات آسمانى از ما بوده باشد و هم اشاره به سقف محفوظ و قشر عظيم هواى اطراف زمين .</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس بـه يكى از مهمترين نظامات اين عالم بزرگ يعنى نظام نور و ظلمت اشاره كرده , مى فرمايد: ((و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود)) (واغطش ليلهاواخرج ضحيها).</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">كـه هـركـدام از ايـن دو در زنـدگـى انـسان و ساير موجودات زنده اعم از حيوانان وگياه نقش فـوق العاده مهمى دارد نه انسان بدون نور مى تواند زندگى كند كه همه بركات و روزيها و حس و حركت او وابسته به آن است و هم بدون ظلمت و زندگى او ممكن نيست كه رمز آرامش اوست .</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس از آسمان به زمين مى آيد, مى فرمايد: ((و زمين را بعد از آن گسترش داد)) (والا رض بعد ذلك دحيها).</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #000080;"><span style="font-size: medium;">منظور از ((دحوالا رض )) اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فراگرفته بود اين آبها تدريجا در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكيها از زير آب سر برآوردند و روزبه روز گسترده تر شدند تا به وضع فعلى درآمد ـ و اين مساله بعد از آفرينش زمين و آسمان روى داد.</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ بـعـد از گسترش زمين و آماده شدن براى زندگى و حيات سخن ازآب و گياه به ميان آورده , مى فرمايد: ((و از آن , آب و چراگاهش را بيرون آورد)) (اخرج منها مـاها ومرعيها).</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">اين تعبير نشان مى دهد كه آب در لابلاى قشر نفوذپذير زمين پنهان بود, سپس به صورت چشمه ها و نهرها جارى شد و حتى دريا و درياچه ها راتشكيل داد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ ولـى از آنجا كه عوامل مختلفى مى توانست آرامش زمين را برهم زند ـ از جمله طوفانهاى عـظـيم و دائمى و ديگر جزر و مدهائى كه در پوسته زمين براثر جاذبه ماه و خورشيد و همچنين لـرزه هايى كه بر اثر فشار مواد مذاب درونى رخ *مى دهدـ آن را به وسيله شبكه نيرومندى از كوهها كه سرتاسر روى زمين را فراگرفته آرام كرد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">و لذا مى فرمايد: ((و كوهها را ثابت و محكم نمود)) (والجبال ارسيها).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ و در پايان مى فرمايد: ((همه اينها براى بهره گيرى شما وچهارپايانتان است ))! (متاعا لكم ولا نعامكم ).</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">تا از مواهب حيات بهره گيريد و به غفلت نخوريد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: medium;">ايـنـهـا از يكسو نشانه هاى قدرت او بر مساله معاد است و از سوى ديگر دلائل عظمت و نشانه هاى وجود او در مسير توحيد و معرفت است .</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ بـعد از اشاره به بعضى از دلائل معاد, در آيات قبل , در اينجا بارديگر, به مساله رستاخيز و سـرنـوشـت خداترسان و هوى پرستان در آن روزبازمى گردد, مى فرمايد: ((هنگامى كه آن حادثه بزرگ , رخ دهد)) نيكوكاران و بدكاران هركدام به جزاى اعمال خويش مى رسند (فاذا جات الطامة الكبرى ).</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: medium;">((طـامـه )) در ايـنـجـا اشـاره به قيامت است كه مملو از حوادث هولناك مى باشد وتوصيف آن به ((كبرى )) تاكيد بيشترى درباره اهميت و عظمت اين حادثه بى نظير است .</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس مـى افـزايد: ((در آن روز انسان به ياد كوششهايش مى افتد))(يوم يتذكر الا نسان مـاسعى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">اما اين تذكر و يادآورى چه سودى براى او مى تواند داشته باشد.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">اگـر تقاضاى بازگشت به دنيا و جبران گذشته كند دست رد به سينه او مى زنندو در پاسخ اين تقاضا ((كلا )) (چنين نيست ) مى گويند.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">و اگر توبه كند و از اعمالش پوزش طلبد فايده اى ندارد چرا كه درهاى توبه ديگر بسته شده است .</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">آرى ! در آن روز حـجـابـها از قلب و روح انسان برداشته مى شود و همه حقايق مكنون بارز و آشكار مى شود.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ و لـذا در ايـن آيـه مى افزايد: ((و (در آن روز) جهنم براى هر بيننده اى آشكار مى گردد)) (وبرزت الجحيم لمن يرى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">جـهـنـم هـم اكـنون نيز وجود دارد بلكه طبق آيه 54 سوره عنكبوت ((كافران را ازهر سو احاطه كرده )) اما حجابهاى عالم دنيا مانع رؤيت آن است ولى آن روز كه روزظهور و بروز همه چيز است جهنم از همه آشكارتر ظهور مى كند.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپس به وضع حال مجرمان و افراد بى ايمان در صحنه قيامت اشاره كرده و با چند جمله كوتاه و پرمعنى هم سرنوشت آنها را بيان مى كند و هم عوامل گرفتارى آنها را, مى فرمايد: ((اما آن كسى كه طغيان كرده )) (فاما من طغى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ ((و زندگى دنيا را (بر همه چيز) مقدم داشته )) (وآثر الحيوة الدنيا).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ ((مسلما دوزخ جايگاه اوست )) (فان الجحيم هى الماوى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">در جـمله اول اشاره به فساد عقيدتى آنها مى كند زيرا طغيان ناشى از خودبزرگ بينى است و خود بزرگ بينى ناشى از عدم معرفة اللّه است .</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">كـسى كه خدا را به عظمت بشناسد خود را بسيار كوچك و ضعيف مى بيند وهرگز پاى خود را از جاده عبوديت بيرون نمى گذارد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #9400d3;"><span style="font-size: medium;">و جـمـله دوم اشاره به فساد عملى آنهاست چرا كه طغيان سبب مى شود كه انسان لذت زودگذر دنيا و زرق و برق آن را بالاترين ارزش حساب كند و آن را بر همه چيز مقدم بشمرد.</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">ايـن دو در حـقيقت علت و معلول يكديگرند: طغيان و فساد عقيده سرچشمه فساد عمل و ترجيح زنـدگى ناپايدار دنيا بر همه چيز است و سرانجام اين دوآتش سوزان دوزخ است كه در جمله سوم به آن اشاره شده .</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سپس به ذكر اوصاف بهشتيان در دو جمله كوتاه و بسيار پرمعنى پرداخته , مى فرمايد: ((و آن كسى كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را ازهوى باز دارد )) (واما من خاف مقام ربه ونهى النفس عن الهوى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ ((قطعا بهشت جايگاه اوست )) (فان الجنة هى الماوى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">آرى ! شـرط اول بـهـشـتـى شدن ((خوف )) ناشى از ((معرفت )) است , شناختن مقام پروردگار و تـرسـيدن از مخالفت فرمان او, شرط دوم كه در حقيقت نتيجه شرط اول وميوه درخت معرفت و خـوف اسـت تـسـلـط بـر هواى نفس و باز داشتن آن از سركشى ,چرا كه تمام گناهان و مفاسد و بدبختيها از هواى نفس سرچشمه مى گيرد.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ.</span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><br />
</span></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"> در سوره نازعات بـه دنـبـال نـقـل سـرگذشت موسى و فرعون به عنوان يك درس عبرت براى همه طغيانگران و تكذيب كنندگان بار ديگر به مساله معاد و رستاخيز برمى گردد.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">ن<span style="color: #9400d3;">خست منكران معاد را مخاطب ساخته , و ضمن يك استفهام توبيخى مى فرمايد: ((آيا آفرينش شما (و بـازگـشت به زندگى پس از مرگ ) مشكلتر است ياآفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاده است )) (انتم اشد خلقا ام السما بنيها).</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><br />
ايـن سـخن در حقيقت پاسخى است به گفتار آنها كه در آيات پيشين گذشت كه مى گفتند: انا لمردودون فى الحافرة ;Š آيا ما به حالت اول باز مى گرديم )).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;"><br />
<span style="color: #0000cd;">ايـن آيه مى گويد: هر انسانى در هر مرحله اى از درك و شعور باشد مى داند كه آفرينش اين آسمان بلند, اين همه كرات عظيم و كهكشانهاى بى انتها قابل مقايسه باآفرينش انسان نيست كسى كه اين قدرت را داشته چگونه از بازگرداندن شما به حيات عاجز است ؟!.</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس بـه شـرح بـيشتر درباره اين آفرينش بزرگ پرداخته , مى افزايد(سقف آسمان را برافراشت و آن را منظم ساخت )) (رفع سمكها فسويها).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">احـتمال دارد كه آيه هم اشاره به ارتفاع آسمان و فاصله بسيار زياد وسرسام آور كرات آسمانى از ما بوده باشد و هم اشاره به سقف محفوظ و قشر عظيم هواى اطراف زمين .</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس بـه يكى از مهمترين نظامات اين عالم بزرگ يعنى نظام نور و ظلمت اشاره كرده , مى فرمايد: ((و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود)) (واغطش ليلهاواخرج ضحيها).</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">كـه هـركـدام از ايـن دو در زنـدگـى انـسان و ساير موجودات زنده اعم از حيوانان وگياه نقش فـوق العاده مهمى دارد نه انسان بدون نور مى تواند زندگى كند كه همه بركات و روزيها و حس و حركت او وابسته به آن است و هم بدون ظلمت و زندگى او ممكن نيست كه رمز آرامش اوست .</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #006400;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس از آسمان به زمين مى آيد, مى فرمايد: ((و زمين را بعد از آن گسترش داد)) (والا رض بعد ذلك دحيها).</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #000080;"><span style="font-size: medium;">منظور از ((دحوالا رض )) اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آبهاى حاصل از بارانهاى سيلابى نخستين فراگرفته بود اين آبها تدريجا در گودالهاى زمين جاى گرفتند و خشكيها از زير آب سر برآوردند و روزبه روز گسترده تر شدند تا به وضع فعلى درآمد ـ و اين مساله بعد از آفرينش زمين و آسمان روى داد.</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ بـعـد از گسترش زمين و آماده شدن براى زندگى و حيات سخن ازآب و گياه به ميان آورده , مى فرمايد: ((و از آن , آب و چراگاهش را بيرون آورد)) (اخرج منها مـاها ومرعيها).</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">اين تعبير نشان مى دهد كه آب در لابلاى قشر نفوذپذير زمين پنهان بود, سپس به صورت چشمه ها و نهرها جارى شد و حتى دريا و درياچه ها راتشكيل داد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ ولـى از آنجا كه عوامل مختلفى مى توانست آرامش زمين را برهم زند ـ از جمله طوفانهاى عـظـيم و دائمى و ديگر جزر و مدهائى كه در پوسته زمين براثر جاذبه ماه و خورشيد و همچنين لـرزه هايى كه بر اثر فشار مواد مذاب درونى رخ *مى دهدـ آن را به وسيله شبكه نيرومندى از كوهها كه سرتاسر روى زمين را فراگرفته آرام كرد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">و لذا مى فرمايد: ((و كوهها را ثابت و محكم نمود)) (والجبال ارسيها).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ و در پايان مى فرمايد: ((همه اينها براى بهره گيرى شما وچهارپايانتان است ))! (متاعا لكم ولا نعامكم ).</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">تا از مواهب حيات بهره گيريد و به غفلت نخوريد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: medium;">ايـنـهـا از يكسو نشانه هاى قدرت او بر مساله معاد است و از سوى ديگر دلائل عظمت و نشانه هاى وجود او در مسير توحيد و معرفت است .</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ بـعد از اشاره به بعضى از دلائل معاد, در آيات قبل , در اينجا بارديگر, به مساله رستاخيز و سـرنـوشـت خداترسان و هوى پرستان در آن روزبازمى گردد, مى فرمايد: ((هنگامى كه آن حادثه بزرگ , رخ دهد)) نيكوكاران و بدكاران هركدام به جزاى اعمال خويش مى رسند (فاذا جات الطامة الكبرى ).</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #800000;"><span style="font-size: medium;">((طـامـه )) در ايـنـجـا اشـاره به قيامت است كه مملو از حوادث هولناك مى باشد وتوصيف آن به ((كبرى )) تاكيد بيشترى درباره اهميت و عظمت اين حادثه بى نظير است .</span></span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپـس مـى افـزايد: ((در آن روز انسان به ياد كوششهايش مى افتد))(يوم يتذكر الا نسان مـاسعى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">اما اين تذكر و يادآورى چه سودى براى او مى تواند داشته باشد.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">اگـر تقاضاى بازگشت به دنيا و جبران گذشته كند دست رد به سينه او مى زنندو در پاسخ اين تقاضا ((كلا )) (چنين نيست ) مى گويند.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">و اگر توبه كند و از اعمالش پوزش طلبد فايده اى ندارد چرا كه درهاى توبه ديگر بسته شده است .</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">آرى ! در آن روز حـجـابـها از قلب و روح انسان برداشته مى شود و همه حقايق مكنون بارز و آشكار مى شود.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ و لـذا در ايـن آيـه مى افزايد: ((و (در آن روز) جهنم براى هر بيننده اى آشكار مى گردد)) (وبرزت الجحيم لمن يرى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">جـهـنـم هـم اكـنون نيز وجود دارد بلكه طبق آيه 54 سوره عنكبوت ((كافران را ازهر سو احاطه كرده )) اما حجابهاى عالم دنيا مانع رؤيت آن است ولى آن روز كه روزظهور و بروز همه چيز است جهنم از همه آشكارتر ظهور مى كند.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سـپس به وضع حال مجرمان و افراد بى ايمان در صحنه قيامت اشاره كرده و با چند جمله كوتاه و پرمعنى هم سرنوشت آنها را بيان مى كند و هم عوامل گرفتارى آنها را, مى فرمايد: ((اما آن كسى كه طغيان كرده )) (فاما من طغى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ ((و زندگى دنيا را (بر همه چيز) مقدم داشته )) (وآثر الحيوة الدنيا).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ ((مسلما دوزخ جايگاه اوست )) (فان الجحيم هى الماوى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">در جـمله اول اشاره به فساد عقيدتى آنها مى كند زيرا طغيان ناشى از خودبزرگ بينى است و خود بزرگ بينى ناشى از عدم معرفة اللّه است .</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">كـسى كه خدا را به عظمت بشناسد خود را بسيار كوچك و ضعيف مى بيند وهرگز پاى خود را از جاده عبوديت بيرون نمى گذارد.</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="color: #9400d3;"><span style="font-size: medium;">و جـمـله دوم اشاره به فساد عملى آنهاست چرا كه طغيان سبب مى شود كه انسان لذت زودگذر دنيا و زرق و برق آن را بالاترين ارزش حساب كند و آن را بر همه چيز مقدم بشمرد.</span></span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">ايـن دو در حـقيقت علت و معلول يكديگرند: طغيان و فساد عقيده سرچشمه فساد عمل و ترجيح زنـدگى ناپايدار دنيا بر همه چيز است و سرانجام اين دوآتش سوزان دوزخ است كه در جمله سوم به آن اشاره شده .</span></span><br />
<br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيـه )ـ سپس به ذكر اوصاف بهشتيان در دو جمله كوتاه و بسيار پرمعنى پرداخته , مى فرمايد: ((و آن كسى كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را ازهوى باز دارد )) (واما من خاف مقام ربه ونهى النفس عن الهوى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ ((قطعا بهشت جايگاه اوست )) (فان الجنة هى الماوى ).</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">آرى ! شـرط اول بـهـشـتـى شدن ((خوف )) ناشى از ((معرفت )) است , شناختن مقام پروردگار و تـرسـيدن از مخالفت فرمان او, شرط دوم كه در حقيقت نتيجه شرط اول وميوه درخت معرفت و خـوف اسـت تـسـلـط بـر هواى نفس و باز داشتن آن از سركشى ,چرا كه تمام گناهان و مفاسد و بدبختيها از هواى نفس سرچشمه مى گيرد.</span></span><br />
<span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: medium;">(آيه )ـ.</span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فلسفه احترام به سادات]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-1832.html</link>
			<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 20:46:18 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-1832.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><div style="text-align: RIGHT;">							   <span style="font-family: arial black;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;">از علامه طباطبایی چنین پرسیدند</span></span></span></span></span><br />
<span style="font-family: arial black;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;"> </span></span></span></span></span><br />
<span style="font-family: Arial;"><span style="font-size: medium;"> </span></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-family: Arial;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;">پرسش:</span>  آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام  هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه  اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا  شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا  هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟ </span></span><br />
<span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"> </span></span><br />
<span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;">پاسخ:</span>  از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان  شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان  پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی  توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود. ریشه اصلی  احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر  خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت  نمایند. </span>(شوری/23)</span><br />
<span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;">و  سر این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت  معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از  رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای  بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده  زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می  گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند. پس  از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد  در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود،  عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. </span></span></span></span></div>  </div></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><div style="text-align: RIGHT;">							   <span style="font-family: arial black;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;">از علامه طباطبایی چنین پرسیدند</span></span></span></span></span><br />
<span style="font-family: arial black;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;"> </span></span></span></span></span><br />
<span style="font-family: Arial;"><span style="font-size: medium;"> </span></span><div style="text-align: JUSTIFY;"><span style="font-family: Arial;"><span style="font-size: medium;"><span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;">پرسش:</span>  آیا قبول دارید که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام  هر دو متذکر شده اند که ارزش یک انسان به اعمال و کردارش بستگی دارد نه  اینکه فرزند کیست و یا از کدام خانواده است و چه رنگی دارد؟ بنابراین، چرا  شیعه اولاد حضرت علی علیه السلام یا حضرت محمد صلی الله علیه و آله را تا  هر نسلی که دامه پیدا کند بهتر و پاکتر از دیگران می داند؟ </span></span><br />
<span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"> </span></span><br />
<span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;"><span style="color: sienna;">پاسخ:</span>  از نظر اسلام همه در برابر قانون و عدالت برابرند و از این جهت فرقی میان  شاه و گدا و غنی و فقیر و قوی و ضعیف و زن و مرد و سیاه و سفید حتی میان  پیغمبر و امام که معصومند و سایر مردم نیست و با استثنا و هیچ امتیازی نمی  توان علیه کسی اعمال نفوذ کرد و آزادی قانونی را از وی سلب نمود. ریشه اصلی  احترام سادات آیه ای است در قرآن کریم که به موجب آن خدای تعالی به پیغمبر  خود امر می کند که از مردم بخواهد با خویشاوندان وی معامله دوستی و مودت  نمایند. </span>(شوری/23)</span><br />
<span style="color: black;"><span style="font-weight: bold;">و  سر این درخواست پس از رحلت پیغمبر اکرم روشن شد و مردم با اولاد آن حضرت  معامله ای کردند که در تاریخ با نسل هیچ رهبر و پیشوایی نشده است پس از  رحلت، قرنها سلسله سادات هیچ گونه تأمینی نداشتند، کشته می شدند، سرهای  بریده ایشان را به عنوان ارمغان از شهری به شهری می بردند، آنان را زنده  زنده در زمین دفن می کردند، دسته دسته در پس ساختمانها و در لای دیوارها می  گذاشتند، سالها در قعر زندانهای تاریک شکنجه می دادند، مسموم می کردند. پس  از قرنها که از هجرت گذشت و شیعه کم و بیش استقلال و آزادی مذهب پیدا کرد  در برابر مظالمی که از اهل سنت به اولاد رسول و دوستدارانشان گذشته بود،  عکس العمل نشان داده در احترام سادات می کوشند. </span></span></span></span></div>  </div></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[شفاعت]]></title>
			<link>https://forum.ghorany.com/thread-1787.html</link>
			<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 14:49:48 +0330</pubDate>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.ghorany.com/thread-1787.html</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-weight: bold;">فلسفه شفاعت</span><br />
<br />
</span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><br />
 </span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><a href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&amp;id=49626" target="_blank">شفاعت نه تشویق به گناه است و</a> نه چراغ سبز برای معاصی،نه عامل عقب افتادگی و نه چیزی شبیه پارتی بازی در جامعه های دنیای امروز،بلکه یک مسأله مهم تربیتی است که از جهات گوناگون آثار مثبت و ارزنده دارد، از جمله: <br />
 <br />
 الف) ایجاد امید و مبارزه با روح یأس:بسیار می شود که غلبه نفس سبب ارتکاب گناهان مهمی می شود و به دنبال آن روح یأس بر کسانی که مرتکب آن گناهان شده اند غلبه می کند.ولی امید به شفاعت اولیاء الله به آنها نوید می دهد که اگر همین جا متوقف شوند،و خود را اصلاح کنند، ممکن است گذشته آنها از طریق شفاعت نیکان و پاکان جبران گردد،بنابراین امید شفاعت به متوقف شدن گناه و بازگشت به سوی صلاح و تقوی کمک می کند!<br />
 <br />
 ب) ایجاد رابطه ای معنوی با اولیاء الله:شفاعت نیازمند به یک نوع ارتباط معنوی میان شفاعت کننده و شفاعت شونده است و به این ترتیب کسی که امید شفاعت را دارد موظف است در این جهان ارتباط معنوی با شخصی که انتظار دارد از او شفاعت کند برقرار سازد و این ارتباط در حقیقت یک نوع وسیله تربیت برای شفاعت شونده خواهد بود که او را به افکار و اعمال «شفاعت کننده» نزدیک می کند. <br />
 <br />
 ج) تحصیل شرایط شفاعت:در آیاتی که تفسیر آن را خواندیم شرایط مختلفی درباره شفاعت ذکر شده بود که از همه مهم تر اذن و اجازه پروردگار بود،مسلماً کسی که امید و انتظار شفاعت دارد،باید این اذن و اجازه را به نحوی فراهم سازد،یعنی کاری انجام دهد که محبوب و مطلوب خداست. <br />
 در آیه 28 انبیاء نیز آمده بود،تنها کسانی که مشمول بخشودگی از طریق شفاعت می شوند که به مقام ارتضاء (خشنودی خدا) برسند.و طبق آیه 87 مریم دارای عهد الهی هستند. <br />
 <br />
 بعلاوه در بعضی آیات پیشین ذکر شده بود که شفاعت شامل ظالمان نمی شود، به این ترتیب امیدواران شفاعت باید از صف ظالمان (ظلم به هر معنی که تفسیر شود) خارج گردند.<br />
<br />
</span></span></span></span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">[b]<span style="color: #008080;">حکمت شفاعت</span></span>[/b]<br />
 <br />
 </span></span><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-size: large;"><br />
 </span></span><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-size: large;"><a href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&amp;id=46901" target="_blank"><span style="color: #0000ff;">یکی از حکمت هایی که سبب شد تا خداوند،</span></a> اولیای الهی را در روز رستاخیز، واسطه و شفیع مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد، همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار بوده است. زیرا این محبت، موجب تقویت رابطه معنوی با آنان می شود. محبت حقیقی، محب را شیفته محبوب کرده، موجب همسانی در عقاید، اخلاق و سلیقه ها می شود. محبت و مودّت حقیقی نسبت به پیامبر اکرم و امامان علیهم السلام، مانع ارتکاب گناه و دل بستگی ها و وابستگی های کاذب می شود. بر این اساس، محبت اولیای الهی، یکی از شرایط شفاعت آنان است تا انسان در پرتو آن محبت، از مغفرت، رحمت و لطف الهی بهره مند گردد.</span></span></span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-weight: bold;">فلسفه شفاعت</span><br />
<br />
</span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-size: large;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><br />
 </span></span><span style="font-size: large;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><a href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&amp;id=49626" target="_blank">شفاعت نه تشویق به گناه است و</a> نه چراغ سبز برای معاصی،نه عامل عقب افتادگی و نه چیزی شبیه پارتی بازی در جامعه های دنیای امروز،بلکه یک مسأله مهم تربیتی است که از جهات گوناگون آثار مثبت و ارزنده دارد، از جمله: <br />
 <br />
 الف) ایجاد امید و مبارزه با روح یأس:بسیار می شود که غلبه نفس سبب ارتکاب گناهان مهمی می شود و به دنبال آن روح یأس بر کسانی که مرتکب آن گناهان شده اند غلبه می کند.ولی امید به شفاعت اولیاء الله به آنها نوید می دهد که اگر همین جا متوقف شوند،و خود را اصلاح کنند، ممکن است گذشته آنها از طریق شفاعت نیکان و پاکان جبران گردد،بنابراین امید شفاعت به متوقف شدن گناه و بازگشت به سوی صلاح و تقوی کمک می کند!<br />
 <br />
 ب) ایجاد رابطه ای معنوی با اولیاء الله:شفاعت نیازمند به یک نوع ارتباط معنوی میان شفاعت کننده و شفاعت شونده است و به این ترتیب کسی که امید شفاعت را دارد موظف است در این جهان ارتباط معنوی با شخصی که انتظار دارد از او شفاعت کند برقرار سازد و این ارتباط در حقیقت یک نوع وسیله تربیت برای شفاعت شونده خواهد بود که او را به افکار و اعمال «شفاعت کننده» نزدیک می کند. <br />
 <br />
 ج) تحصیل شرایط شفاعت:در آیاتی که تفسیر آن را خواندیم شرایط مختلفی درباره شفاعت ذکر شده بود که از همه مهم تر اذن و اجازه پروردگار بود،مسلماً کسی که امید و انتظار شفاعت دارد،باید این اذن و اجازه را به نحوی فراهم سازد،یعنی کاری انجام دهد که محبوب و مطلوب خداست. <br />
 در آیه 28 انبیاء نیز آمده بود،تنها کسانی که مشمول بخشودگی از طریق شفاعت می شوند که به مقام ارتضاء (خشنودی خدا) برسند.و طبق آیه 87 مریم دارای عهد الهی هستند. <br />
 <br />
 بعلاوه در بعضی آیات پیشین ذکر شده بود که شفاعت شامل ظالمان نمی شود، به این ترتیب امیدواران شفاعت باید از صف ظالمان (ظلم به هر معنی که تفسیر شود) خارج گردند.<br />
<br />
</span></span></span></span></span></span><span style="color: #000000;"><span style="font-family: tahoma;"><span style="font-size: small;"><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-size: large;"><span style="font-weight: bold;">[b]<span style="color: #008080;">حکمت شفاعت</span></span>[/b]<br />
 <br />
 </span></span><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-size: large;"><br />
 </span></span><span style="font-family: microsoft sans serif;"><span style="font-size: large;"><a href="http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?LanguageID=1&amp;id=46901" target="_blank"><span style="color: #0000ff;">یکی از حکمت هایی که سبب شد تا خداوند،</span></a> اولیای الهی را در روز رستاخیز، واسطه و شفیع مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد، همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار بوده است. زیرا این محبت، موجب تقویت رابطه معنوی با آنان می شود. محبت حقیقی، محب را شیفته محبوب کرده، موجب همسانی در عقاید، اخلاق و سلیقه ها می شود. محبت و مودّت حقیقی نسبت به پیامبر اکرم و امامان علیهم السلام، مانع ارتکاب گناه و دل بستگی ها و وابستگی های کاذب می شود. بر این اساس، محبت اولیای الهی، یکی از شرایط شفاعت آنان است تا انسان در پرتو آن محبت، از مغفرت، رحمت و لطف الهی بهره مند گردد.</span></span></span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>