دکتر علی شریعتی
|
۳۰ دي ۱۳۹۰, ۰۳:۳۰ عصر
ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
RE: دکتر علی شریعتی
رقص دختران هندی را بیشتر از نماز خواندن پدر و مادرم دوست دارم
. . . . . . . . . . . . زیرا پدرم و مادرم از روی عادت نماز می خوانند ولی دختران هندی از روی عشق و علاقه به رقص می رقصند دکتر شریعتی ..::در زندگی همیشه به دنبال راه باش نه همراه::.. ![]() |
|||
|
|
۱۰ بهمن ۱۳۹۰, ۱۰:۴۵ صبح
ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
RE: دکتر علی شریعتی
واقعا دکتر حرفایی زدند که آدم چند باره هم که میشنوه براش تازه ست و کلیت و جامعیت داره!خدایش بیامرزد.یه سوال: کسی میدونه چطوری کشته شدند؟؟؟
خدایا دستانم خالی اند و دلم غرق در آرزوها ، یا دستانم را توانا کن یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن |
|||
|
۱۰ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۱۹ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۰ بهمن ۱۳۹۰ ۰۲:۳۰ عصر، توسط osaky.)
ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
RE: دکتر علی شریعتی
[font=Arial,sans-serif] اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری . [/font][font=Arial,sans-serif][/font]
TuHaN ![]() |
|||
|
|
۱۲ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۲۳ صبح
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۲ بهمن ۱۳۹۰ ۱۱:۲۵ صبح، توسط osaky.)
ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
RE: دکتر علی شریعتی
حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هرکس به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد
TuHaN ![]() |
|||
|
|
۱۳ بهمن ۱۳۹۰, ۱۱:۴۲ صبح
ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
RE: دکتر علی شریعتی
[font=Arial,sans-serif]تا عاقلان راهی برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند . . . [/font][font=Arial,sans-serif][/font]
TuHaN ![]() |
|||
|
|
۱۴ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۲۶ عصر
ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
RE: دکتر علی شریعتی
هر کسی را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند ، بدان گونه که احساسش می کنند ، هست
TuHaN ![]() |
|||
|
|
۳ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۱۰:۰۵ صبح
ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
قرآن (خواندنی) از دکتر شریعتی
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز ! کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست... این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد، ====================== قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟ قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است … قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند . خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان
3 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا



![[تصویر: 33523052770948165007.gif]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/33523052770948165007.gif)




