ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۲:۴۱ عصر
ارسال: #1
لیلا
نگو ميترسه از تركش نگو ميسوزه رو دريا

دلش درياي آتيشه تو چي ميدوني از ليلا

بره كنجه كدوم خونه كجا راه داره برگرده

نگو اين كار يك زن نيست كه اين زن وارث درده

اگه ليلا نمي جنگيد بگو اين خونه چي مي شد؟

بگو اين خاك اجدادي رو نقشه خاك كي مي شد؟

شبي كه قلب ليلا سوخت دل آيينه ها خون شد

همين مجنون كه مي بيني از اينجا تازه مجنون شد

تو مي گي مثل ما امروز توي اين خونه چي مي ديد؟

اگه دنيا نمي ترسيد اگه ليلا نمي جنگيد

اگه ليلا نمي جنگيد...

از خود به خدا هیچ نگوییم و نپرسیم .:. ما هم به خدا گر به خود آییم ، خداییم

[تصویر:  1_emza_22.jpg]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط LeMa.89 ، کبوتر حرم
۱۲ خرداد ۱۳۸۹, ۰۴:۰۶ عصر
ارسال: #2
RE: لیلا
خواب مادر ...

داستان ها شنیدی از مادر / بشنو از من تو داستان دگر
در دبستان دختران روزی / رفت استاد نکته آموزی
از بی بررسی به مدرسه رفت / سر درس حساب و هندسه رفت
داد آموزگار را فرمان / تا بخواند یکی زشاگردان
که از او برسشی شود زحساب / بنگرد می دهد چگونه جواب
ارزش دانشش چه بایه بود ؟ / تا چه حدش زعلم ، مایه بود
خواند آموزگار نیک نهاد / دختری را به بیش آن استاد
استاد از طریق بازرسی / کرد از دانشش سؤال بسی
گفت او را حساب کن به درست / قیمت خویش را ز روز نخست
بین چه اندازه گشته ای تو تمام / تا هم اکنون برای بابت و مام
آن چه کردند از برای تو کار / روی هر کار قیمتی بگذار
همه را جمع کن ، قلم به قلم / بین بهایت چه می شود به رقم
دختر از روی ذوق و استعداد / کرد آن را که گفته بود استاد
بنوشت آن چه را که بود آگاه / همه را یک به یک به تخته سیاه
همه ی زحمت و تلاش بدر / رنج های مداوم مادر
ثبت کرد آن چه را به خاطر داشت / روی هر کار قیمتی بگذاشت
خواست تا آن که جمع آن سازد / قیمت خویش را عیان سازد
استادش گرفت دست و بگفت / حرف استاد بایدت بشنفت
آن چه بنوشته ای تو کامل نیست / کامل این حساب مشکل نیست
یک قلم را تو برده ای از یاد / که همان یک قلم مراست مراد
آن قلم این بود که در خردی / آن زمانی که شیر می خوردی
مادرت بعد رنج روزانه / رخت شویی و زحمت خانه
خسته و کوفته در آن ساعت / سر نهادی به بستر راحت
تو در آن لحظه می شدی بیدار / شده بودی به در گوش ، دچار
گریه کردی فزون ز حد وحساب / از سر مادرت ربودی خواب
مادر کوفته ز زحمت و کار / می شد از خواب ناز خود بیدار
شام را با غمت به سر می کرد / در و همسایه را خبر می کرد
تا به روز از غم تو خون می خورد / رنج می برد و خویش می آزرد
بود جایت هماره آغوشش / گریه های تو بود در گوشش
بر سر خویش می زد از غم تو / داشت ماتم از رنج و ماتم تو
نشدی تا زدر گوش آرام / روی آرامشی ندیدت مام
با چنین حال ، قیمت آن خواب / چیست باید دهی درست جواب ؟
دختر از این بیان آن استاد / سخت در اضطراب و غم افتاد
سخن او اثر به جانش کرد / رخنه در مغز استخوانش کرد
گشت آن گونه ناتوان به جواب / که ندانست راه و رسم صواب
جوی اشکش ز دیده جاری گشت / باغ رخسارش آبیاری گشت
گفت استاد را به ناله و آه / کی تو بر رنج خاطرم آگاه
قمیت خواب مادرم ، جان است / گر دهم جان ، بهایش ارزان است
این چنین خواب را بهایی نیست / هم چو آن ، هیچ کیمیایی نیست
مهر مادر برای هر فرزند / بعد مهر خداست ، بی مانند
نفس مادران نیک سرشت / خوش تر است از نسیم باغ بهشت
هیچ کس در جهان چو مادر نیست / کس از او هیچ مهربا تر نیست
قدر مادر کسی بداند بیش / که زکف داده است مادر خویش
من هم ای استاد با تدبیر / زیر ارقام خود کنم تحریر :
آن که امروز بینی اش دختر / چون که فردا شود ، شود مادر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط کبوتر حرم ، مشکات
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا