شعر
|
۱۷ مهر ۱۳۹۰, ۱۰:۱۸ عصر
ارسال: #91
|
|||
|
|||
|
RE: شعر
شبی دل را به دریا میزنم من
شبی جان را هویدا میکنم من شبی گلهای سرخ ارغوان را به پایت میریزم بی تو اما... دلم میسوزد ازبهر اقاقی که میگوید زسوز این جدایی شبی می آیی از آن وادی عشقپ شبی می گویی با ما قصه عشق شبی درم شود درمان بهارا شبی هجرت رسد پایان نگارا شبی بر سینه پر درد من هم گذاری با دو دستانت تومرهم بیا مهدی شوم من خاک پایت بیا تا جان ودل گردد فدایت اللهم العجل لولیک الفرج السَلامُ عَلَیکَ یا ثارَاللهِ و بنَ ثارهِ
|
|||
|
|
۱۸ دي ۱۳۹۰, ۰۸:۳۳ عصر
ارسال: #92
|
|||
|
|||
|
RE: شعر
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز
چشم در راه تو و صاحب نظرانند هنوز از سرا پرده ی غیب خبری باز فرست که خبر یافتگان بی خبرانند هنوز اللّهُمَّ عجل لِوَلیکَ الفَرَج در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
۲۳ دي ۱۳۹۰, ۱۱:۳۵ صبح
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳ دي ۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ صبح، توسط مریم گلی.)
ارسال: #93
|
|||
|
|||
|
RE: شعر
و باز هم انتظار . . . . .
نشسته ام به امیدی که شاه زیبایی بیاید از ره و برهاندم ز تنهایی
تمام هفته به امید شنبه ای آزاد کنیسه ها و من و جام زرد صهبایی
مسیح مریم یکشنبه ها به ناقوست بیا که خسته ام از انتظار ترسایی
دوشنبه ها همه مستند شاعران گویی که رودکی بسراید به سبک نیمایی
سه شنبه ها من و این جام از تهی لبریز و چارشنبه که هستم به اوج شیدایی
دلم گرفته ازین پنجشنبه های غریب بگو که می رسد آن جمعه ای که می آیی
اللهم العجل لولیک الفرج السَلامُ عَلَیکَ یا ثارَاللهِ و بنَ ثارهِ
|
|||
|
|
۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱, ۰۹:۴۸ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۱ ۰۹:۴۹ عصر، توسط منتظر.)
ارسال: #94
|
|||
|
|||
|
RE: شعر
بسم الله الرحمن الرحیم
امشب که مست مستم/ قلم می گیرم دستم غزل می گم به شوقت/ تا که بگیری دستم این جمعه هم گذشت آقا نیومدی، می دونم خیلی بدم و شما رو به خاطر خودم می خوام ولی.... ای سحر خیز مدینه تعجیل کن در فرجت یک امروز است ما را نقد ایام
بر آن هم اعتمادی نیست تا شام |
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
2 مهمان
2 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا






