ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چشم، خمار و نافذ... اتل متل
۸ بهمن ۱۳۸۸, ۰۱:۴۰ صبح
ارسال: #1
چشم، خمار و نافذ... اتل متل
چشم، چشم، دوتا چشم

خمار و نافذ و مست
مو، مو، یه خرمن

قشنگ و مشکی یه دست
خط، خط، دو ابرو
مشکیه و کمونی
خال، خال، دو گونه

گونه‌ای استخونی

لب، لب، دوتا لب
همین‌جوری می‌خنده
قربون برم ماشالله

بابام چه قد بلنده
دندوناشو ببینین
عینهو مرواریده
بابا به این خوشگلی

هیچ جا کسی ندیده
دست، دست، دوتا دست
چه مشکلا که حل کرد
میگن که وقت رفتن

مادرمو بغل کرد
بابام منم بغل کرد
دست بابام چه گرمه
حُسن،حُسن، محاسن

ریش بابام چه نرمه
پا، پا، دو تا پا
راهی جبهه بی‌تاب
مامان با گریه می‌ریخت
پشت سر بابام آب
چشم، چشم، دو تا چشم
شب تا سحر بیداره
مو، مو، یه خرمن
پر از گرد و غباره
خط، خط، دو ابرو
خاکیه و کمونی
چشم، خال، دو گونه
بارونی بارونی
لب، لب، دو تا لب
خشک و ترک‌خورده بود
آبروی آب رو

کام بابام برده بود
پا، پا، دو تا پا
خسته ولی پرتوان
می‌بره حمله بابا

سوی عدو بی‌امان
دست‌، دست‌، دو تا دست
گره کرده و مشته
با اون دستای گرمش

چه دشمنا که کشته
نیگا کنین عکسشو
چقدر قشنگ و زیباست
خونه عجب معطر

به عطر و بوی باباست
بابام کنار سنگر
روی موتور نشسته
محاسن خاکیشو

رنگ حنایی بسته
محاسن نرم اون
تو جبهه‌ها خونی شد
بابای قد بلندم

راهی مهمونی شد

چشم، چشم، دوتا چشم
خوابیده توی صحرا
تو جبهه‌ها شهید شد
بابای ناز زهرا
خط‌، خط، دو ابرو
قرمزه و کمونی
خال، خال، دو تا خال
رو گونه و پیشونی
خال روی گونه‌هاش

قهوه‌ای‌ و قشنگه
ولی خال پیشونیش
خونی و سرخ رنگه
پا، پا، دو تا پا
دست، دست، دو تا دست
دست و پای بابا جون
زیر شنی‌ها شکست
قربون چشماش برم
همون چشمای مستش
کدوم دست پلیدی

زد و چشاشو بستش؟
اونی که دید بابا جون
تو جبهه‌ها شهید شد
میگه تو خاک فکه

افتاد و ناپدید شد
آی دونه دونه دونه
نون و پنیر و پونه
بعد گذشت چند سال
بابا اومد به خونه
چوب، چوب، یه تابوت
که تو کوچه روون بود
جای بابا تو تابوت

یه تیکه استخون بود
ابوالفضل سپهر

این پست طولانی بود با پست "هزار هزاران "
ادامه دارد .... .
التماس دعا از خوانندگان گرامی

بسم الله الرحمن الرحیم
حسبنا الله و نعم الوکیل ... آل عمران 173...پشت و پناه ما خداست و چه پشت و پناه خوبی.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط کبوتر حرم ، zeinab
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا