ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سناریوی دلتنگی «عروسی »
۷ بهمن ۱۳۸۸, ۱۱:۱۵ صبح
ارسال: #1
سناریوی دلتنگی «عروسی »
تکان بخور تو از این قاب خانه ات آباد

نشسته ای که در این خانه هر چه بادا باد

همیشه موقع تصمیم پشت من خالی است

چقدر خالی جایت پدر عذابم داد

نشسته ای روی این تانک و میزنی لبخند

و هستی از همه قید و بندها آزاد



چهل غروب پس از تو تولد من بود

چه فرق می کند اردیبهشت یا مرداد

چه جای جشن گرفتن چه جای شادی بود

برای این دل پر غصه ، این دل ناشاد

شناسنامه من بیست و پنج پاییز است

که مثل سیب بر این شاخه اتفاق افتاد

شب عروسی فرزند بی ستاره توست

بیا و دست بینداز گردن داماد

که گفته اند : کم از صبح پادشاهی نیست

به شرط آنکه پسر را پدر کند داماد

فقط به فرصت امضای عقد نامه بیا

بیا به مجلس عیشم بگو مبارک باد



پروانه نجاتی

شیراز - اسفند ۸۶

بسم الله الرحمن الرحیم
حسبنا الله و نعم الوکیل ... آل عمران 173...پشت و پناه ما خداست و چه پشت و پناه خوبی.
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مشکات ، کبوتر حرم
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا