ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 2 رأی - میانگین امیتازات: 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عاقبت زنى كه همیشه بسم الله می گفت
۱۹ مهر ۱۳۹۰, ۱۲:۴۱ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۹ مهر ۱۳۹۰ ۱۲:۴۷ عصر، توسط ROYA.)
ارسال: #1
Star تاثیر نگفتن « ان شاءالله »
[تصویر:  17624188624433107254606270186231119108168.gif]


جمعی از علمای یهود برای آزمایش پیامبر اعظم(ص) آمدند و راجع به سه مطلب سؤال کردند:

یکی درباره اصحاب کهف، دوم درباره ذوالقرنین و سوم درباره روح.

حضرت به آنان فرمود: فردا بیایید جواب می دهم و نفرمود! «ان شاء الله»

جبرئیل فردا نیامد و وحی خدا نازل نشد! فردا آمدند جواب نبود، پس فردا آمدند، باز جواب داده نشد، سه روز تا پانزده روز، بلکه تا چهل روز هم نوشته اند که وحی الهی قطع شد. در این صورت طبیعی است که مردم حرف هایی می زنند، دشمنان و منافقان دست آویزی پیدا کرده و علیه پیامبر اکرم(ص) سخنانی پخش کنند.

بعد از پانزده یا چهل روز، جبرئیل نازل شد و سوره کهف را که ماجرای اصحاب کهف و ذوالقرنین را بیان می کند آورد و خاطرنشان کرد که:

« ولا تقولن لشی انی فاعل ذلک غدا الا ان یشا الله...» (کهف- 23)

ترجمه آیه « هرگز نگو من فردا فلان کار را می کنم مگر اینکه بگویی اگر خدا بخواهد. »


منبع : صفیر هدایت 6 ، آیت الله ضیاء آبادی

[تصویر:  wk6pl3b3ek9mqj6lyhjp.jpg]

حتما مطلب این آدرس را بخوانید *** http://salavatt.blogfa.com/cat-8.aspx ***
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hamed ، مصباح ، یک کاربر
۲۶ مهر ۱۳۹۰, ۰۲:۵۳ عصر
ارسال: #2
Star عاقبت زنى كه همیشه بسم الله می گفت
[تصویر:  281701201974419538921041413516078217149166.jpg]


در تحفةالاخوان حكایت شده است كه مردى منافق زن مؤمنى داشت كه در تمام امور خود به اسم بارى تعالى مدد مىجست و در هر كار «بسم الله الرحمن الرحیم» می گفت و شوهرش از توسل و اعتقاد او به بسمالله بسیار خشمناك مىشد و از منع او چاره نداشت تا آنكه روزى كیسه كوچكى از زر را به آن زن داد و گفت او را نگاه بدارد ! زن كیسه را گرفت و گفت : «بسم الله الرحمن الرحیم» آن را در پارچه اى پیچید و گفت : «بسم الله الرحمن الرحیم» و آن را در مكانى پنهان نمود و بسمالله گفت.

فرداى آن روز شوهرش كیسه را سرقت نمود و به دریا انداخت تا آنكه او را بى اعتقاد و شرمنده كند.

پس از انداختن كیسه در دریا به دكان خود نشست و در بین روز صیادى دو ماهى آورد كه بفروشد

مرد منافق آن دو ماهى را خرید و به منزل خود فرستاد كه آن زن غذایى از براى شب او طبخ كند. چون زن شكم یكى از آن ماهیان را پاره نمود كیسه را در میان شكم او دید! بسم الله گفت و آن را برداشت و در مكان اوّل گذاشت.چون شب شد و شوهرش به منزل آمد زن ماهیان بریان را نزد او حاضر ساخته ، تناول نمودند.
آنگاه مرد گفت:

كیسه زر را كه نزدت به امانت گذاشتم بیاور. آن زن برخاسته ، « بسم الله الرحمن الرحیم » گفت و آن را در پیش شوهرش گذاشت. شوهرش از مشاهده كیسه بسیار تعجب نموده و سجده الهى را به جاى آورد و از جمله مؤمنان گردید.

حتما مطلب این آدرس را بخوانید *** http://salavatt.blogfa.com/cat-8.aspx ***
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط بانوی خیال ، hamed ، مصباح ، یک کاربر
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا