ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
۱۸ مهر ۱۳۹۰, ۰۴:۵۰ عصر
ارسال: #1
یادش بخیر
سلام.
شاید مطلبی که میخوام بنویسم بی ربط باشه ونباید اینجا بنویسمش.ولی چون این بخش تقریبا مربوط به آقا امام رضا بود،دلم گرفت یه دفعی شروع کردم به نوشتن.
یادش بخیر ،ماه گذشته همین تاریخ روز اولی بود که من زیارت آقا دعوت شده بودم.
حال وهوایی خیلی عجیب وغریبی داشتم.
هیچ وقت تو زندگیم اینجور نشده بودم.
خودمم تعجب میکردم.
خواب نداشتم.
می رفتم تو حرم منشستم ،حرف نمیزدم
دعا نمیخوندم.
فقط نگاه میکردم واشک میریختم.
چشام از قرمزی ودرد شدید باز نمیشد
از همه چیز وهمه کس فارق شده بودم.
تو چهار روزی که اونجا بودم کمتر از شش ساعت خوابیدم
ولی هیچ احساس خواب نمیکردم.
روز آخر یکی بهم گفت انشاءالله همسایه امام بشی
خیلی تکون خوردم.
جسمم نتونست همسایه بشه ولی
قلب و روح و تمام وجودم خادم آقا شد.
از وقتی اومدیم حتی یه لحظه نمیتونم آقا،حرم واون ایام رو فراموش کنم.
باور کنید این یک ماه نتونستم آروم بگیرم
به همه جا سر میزنم
تا ردی یا نشونی از آقا بگیرم
از الطاف آقاست که با شما دوستان آشنا شدم.
ومیتونم مطالب،تصاویر واشعاری از آفا بخونم وببینم
و دعا کنم که جسمم رو مثل روحم ببره برا خادم شدم.
خواهش میکنم هر کی این روزا مسافر مشهده برا ما هم دعا کنه.Rose

اللهم العجل لولیک الفرج
السَلامُ عَلَیکَ یا ثارَاللهِ و بنَ ثارهِ
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا