رخ مهتاب
|
۲۴ تير ۱۳۹۰, ۱۲:۰۱ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۲۲ عصر، توسط hamed.)
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
هرکسی در دل خود
نا گفته ای دارد که شرر بر جانش می زند و اما بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست آه !بیتاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب دردلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فروریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست شاعر:فاضل نظری ![]() در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
۱۸ مرداد ۱۳۹۰, ۱۱:۰۱ صبح
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۸ مرداد ۱۳۹۰ ۰۶:۲۶ عصر، توسط hamed.)
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
RE: رخ مهتاب
آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی کاهش جان تو من دارم و من می دانم که تو از دوری خورشید چها می بینی تو هم ای بادیه پیمای محبت چون من سر راحت ننهادی به سر بالینی هر شب از حسرت ماهی من و یک دامن اشک تو هم ای دامن مهتاب پر از پروینی همه در چشمه مهتاب غم از دل شویند امشب ای مه تو هم از طالع من غمگینی من مگر طالع خود در تو توانم دیدن که توام آینه بخت غبار آگینی باغبان خار ندامت به جگر می شکند برو ای گل که سزاوار همان گلچینی نی محزون مگر از تربت فرهاد دمید که کند شکوه ز هجران لب شیرینی تو چنین خانه کن و دلشکن ای باد خزان گر خود انصاف کنی مستحق نفرینی کی بر این کلبه طوفان زده سر خواهی زد ای پرستو که پیام آور فروردینی شهریارا گر آئین محبت باشد جاودان زی که به دنیای بهشت آئینی شاعر : استاد شهریار در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
۱۸ مرداد ۱۳۹۰, ۰۴:۰۹ عصر
ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
RE: رخ مهتاب
سلام :
اشعار زیبایی بودند . دست شما درد نکنه . فقط کاش شاعراش رو هم می نوشتید تا ما هم با اشعار بی نظیرشون آشنا می شدیم . |
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان
3 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا



![[تصویر: header.jpg]](http://www.shia-leaders.com/wp-content/uploads/2010/11/header.jpg)



