روزهای تکراری
|
۱۷ تير ۱۳۹۰, ۱۱:۳۵ صبح
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
روزهای تکراری
دلم گرفته از این روزهای تکراری
به جای جای دلم سرکشیده بیماری تمام درد من اینست دورم از یارم تمام رنج من اینست نیست غمخواری سرور قلب من و روشنای چشمانم تویی که در نفست بوی ارغوان داری تو را به لاله سرخی که خون فشاند باز تو را به ابر شکیبا که می کند زاری بیا و ظلمت جانسوز شام را بشکن طلوع کن ز بلندای شرق بیداری باران صدایت می زند
تو به سوی باران می روی و صدای فریادهای مرا زیرپاهایت نمیشنوی! من برگی خشکم... |
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان
3 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا




