ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تفسیر سوره قریش 3
۹ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۳:۲۱ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ ۰۳:۲۷ صبح، توسط 1355nm.)
ارسال: #1
تفسیر سوره قریش 2
مبانی تئوریک فرآیندهای دو گانه استراتژی مکی و مدنی محمد: در خصوص حرکت محمد در 23 حرکت‏اش که از بعثت تا وفات‏اش ادامه داشت به خاطر اینکه 13 سال از این 23 سال حرکت‏اش در مکه بوده است و ده سال آخر آن در مدینه از آنجائیکه مضمون حرکت محمد در مدت زمان 13 ساله‌ای که در مکه بوده است با مضمون حرکت محمد در مدت زمان ده ساله مدینه متفاوت بوده است و این تفاوت مضمونی حرکت محمد در مکه با حرکت محمد در مدینه یک تفاوت مضمونی استراتژی می‌باشد. در همین رابطه در عرصه تئوریزه کردن حرکت محمد در دو مرحله مکی و مدنی ما تنها به تئوریزه کردن استراتژی محمد در دو فرآیند مکی و مدنی می‌پردازیم. لذا در همین رابطه مقدمتاً ما به لحاظ استراتژی حرکت محمد را در یک تقسیم بندی کلی بدو قسمت تقسیم می‌کنیم:
الف - فرآیند مرحله اول استراتژی حرکت محمد به خاطر محل مکانی آن که در مکه بوده است. ما این نام مکان یا شهر یا جغرافیا را به فرآیند استراتژی محمد در دوران 13 ساله مکه محمد نسبت می‌دهیم و به وسیله آن فرآیند اول حرکت محمد را فرآیند مکی استراتژی محمد می‌نامیم. ب- فرآیند دوم استراتژی حرکت محمد که در ده ساله دوران حضور محمد در شهر مدینه النبی یا یثرب شکل گرفته است که ما این فرآیند هم مانند فرآیند اول به خاطر بستر مکانی و شهری و جغرافیائی آن فرآیند مدنی استراتژی حرکت محمد می‌نامیم. پس با این تعریف از این به بعد هر جا که ما نام حرکت مکی محمد بردیم، مقصودمان فرآیند اول استراتژی محمد در مکه می‌باشد و هر جا گفتیم مرحله مدنی حرکت محمد مقصودمان فرآیند دوم استراتژی محمد که در مدت ده ساله مدینه النبی صورت گرفته است می‌باشد البته نکته بسیار مهمی که باید در همین جا مطرح کنیم اینکه معیار ما در تقسیم بندی استراتژی محمد به دو دوره مکی و مدنی نه به خاطر زمان متفاوت این دو فرآیند می‌باشد (13 سال در مکه و ده سال در مدنی) و نه به لحاظ مکان متفاوت این دو مرحله استراتژی می‌باشد (شهر مکه و شهر یثرب یا مدینه النبی) بلکه آنچه معیار ما در تقسیم بندی این دو فرآیند استراتژی حرکت محمد تشکیل می‌دهد فقط و فقط تفاوت هدف و شیوه مبارزه محمد در این دو مرحله استراتژی می‌باشد. البته منظور از هدف در اینجا هدف مرحله‌ای استراتژی می‌باشد نه هدف نهائی که در دو مرحله مکی و مدنی یکسان است. لازم به تذکر است که این دو رکن مطرح شده یعنی هدف مرحله‌ای و مکانیزم و شیوه مبارزه جزء ارکان اصلی تئوری استراتژی می‌باشد. پس با این معیار آنچه باید در همین جا مطرح کنیم این که هم هدف مرحله‌ای محمد در دوران مکی و مدنی متفاوت بوده است. (چراکه هدف مرحله‌ای محمد در دوران مکی تکوین حرکت و مبارزه بوده است در صورتی که هدف محمد در دوران مدنی تکوین دولت و جامعه سازی بوده است. به عبارت دیگر محمد در دوران مکی فن چگونه مبارزه کردن به بشریت می‌آموزد در صورتی که در دوران مدنی فن چگونه دولت و جامعه ساختن به ما می‌آموزد). و هم شیوه مبارزه محمد در دوران مکی و مدنی متفاوت بوده است (چراکه شیوه مبارزه محمد در مکه به صورت حرکت سازمان گرایانه حزبی در صورت غیر قهرآمیز و غیر آنتاگونیستی و دفاعی و دموکراتیک یعنی از پائین بوده است در صورتی که شیوه مبارزه محمد در مرحله مدنی استراتژی‌اش به صورت قهرآمیز و آنتاگونیستی که همان دو اصل: 1- جهاد ابتدائی محمد 2- تکیه محمد بر اصل ولایت و شخصیت خودش در تبین فرامین الهی به جای ارائه دلیل و استدلال و در کادر ارتش خلقی و تحول از بالا استوار بوده است). پس محمد در دوران مدنی فن دولت سازی و جامعه سازی مطرح می‌کند در مکه فن حزب سازی بر پایه: 1- آموزش
2-
برنامه
3-
سازمان گری
لذا در همین رابطه است که شیوه مبارزه محمد در دو فرآیند مکی و مدنی کاملا متفاوت می‌باشد. چراکه که در فرآیند مکی شیوه مبارزه و حرکت محمد سازمان گرایانه حزبی بوده است. در صورتی که در مرحله مدنی شیوه حرکت محمد جامعه سازی بر پایه نهاد سازی دولت و قدرت مرکزی می‌باشد البته اگر چه در رابطه با تئوریزه کردن استراتژی دو مرحله‌ای مکی و مدنی محمد قبلا در حد یک سلسله کلیات به صورت پراکنده مسائلی مطرح کرده‌ایم ولی در هیچ جا تاکنون نشر مستضعفین به صورت مدون و کامل به تئوریزه کردن استراتژی دو مرحله محمد نپرداخته است. لذا در اینجا با توجه به شرایط موضوع سوره قریش که متن تفسیر ما می‌باشد یعنی موضوع تحول و اعتلای قریش که سکّاندار جامعه مکه بودند (و با توجه به آنچه فوقاً مطرح کردیم که قریش علاوه بر اینکه دلالت بر عشیره و دودمان محمد می‌کند در این سوره از آنجائیکه موضوع سوره بیان ابژکتیو یا فیزیک قریش نمی‌باشد. یا بیان سیر تاریخی تکوین قریش نمی‌کند تا ما به طرح تاریخی شکل گیری و تکوین قریش از نضربن کنانه تا محمد بپردازیم. لذا به جای نگاه نصب شناسانه به سوره قریش باید با دید و نگاه استراتژی مکی محمد به سوره قریش نگاه کنیم تا بتوانیم به صورت علمی به تفسیر این سوره بپردازیم) پس موضوع سور ه قریش تحول سوبژکتیو و ابژکتیو قریش از بعد از بعثت محمد و شروع حرکت محمد در مرحله مکی در بستر فونکسیون مبارزه محمد می‌باشد( البته موضوع دیگری که در رابطه با فهم این سوره نباید علاوه بر نکات فوق از نظر دور بداریم اینکه از آنجائیکه آنچنانکه فوقاً مطرح کردیم اجرای رسالت و دعوت محمد بنابه دستور وحی (وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ - سوره الشعراء - آیه 214) از قریش که دودمان و خاندان محمد بودند شروع شد. ما هم در راستای تفسیر این تحول و اعتلای و سیر استکمالی قریش تحت فونکسیون استراتژی مکی محمد باید به جامعه قریش در مکه به عنوان خواستگاه استراتژی حرکت مکی محمد نگاه کنیم و در تفسیر این سوره این موضوع را از نگاه خود دور نداریم). لذا در همین رابطه است که آن چنان که فوقاً مطرح کردیم، برعکس آنچه اکثر قریب به اتفاق مفسرین عام و خاص یا شیعه و سنی قرآن در تفسیر این سوره مطرح می‌کنند، (مانند صاحب المیزان و صاحب پرتوی از قرآن و مجمع البیان و...) که عامل تحول و اعتلای قریش را حمله ابرهه حاکم حبشه توسط لشکر فیل به مکه و دفاع ابابیل (مرغان هوائی) توسط سجیل از مکه می‏دانند و علت این امر از آنجا نشات می‌گیرد که هم برادران تسنن با ذکر روایتی از عمرو بن میمون ازدی که گفته است "من نماز مغرب را دنبال عمر بن الخطاب خواندم او در رکعت اول سوره تین را خواند و در رکعت دوم سوره‌های فیل و قریش بدون اینکه بین آن دو با بسم الله فاصله بیاندازد، قرائت کرد و یا اینکه تشیع به استناد روایتی که از ابی العباس نقل می‌کند که گفته است از امام صادق شنیدم که فرمود دو سوره فیل و قریش یک سوره‌اند و قس علیهذا. آنچه ما می‌خواهیم در رابطه با این سوره قریش و رابطه‌اش با سوره فیل و کلا در رابطه با متدولوژی نشر مستضعفین در برخورد با روایات مطرح کنیم ، اینکه به استناد راهنمائی خود محمد که فرمود:

اذا جائکم انی حدیث فاتاه الی کتاب الله فما واقفه قاقبله فما خالفه فضربه علی عرض الحائط هنگامی که روایتی یا حدیثی از قول من و خانواده و اصحاب و یاران من شنیدید قبل از قبول و رد آن حدیث آنرا به کتاب الله یا قرآن عرضه کنید و به جای آنکه معیارتان در قضاوت و شناخت و فهم قرآن خود حدیت و روایت باشد، آنچنانکه اخباریون معتقد بودند برعکس معیارتان در نگاه به حدیث باید قرآن باشد به بیان دیگر همیشه در قضاوت در باب قرآن به جای اینکه از حدیث به قرآن روی آورید از قرآن به روایت ما نگاه کنید اگر قرآن آن روایت را تائید کرد شما آن روایت را قبول کنید و اگر قرآن آن روایت را تائید نکرد شما آن روایت را به دیوار بزنید یعنی آنرا نفی کنید. در این راستا است که در اینجا و هر جا معیار ما در تفسیر قرآن خود قرآن است و آن دسته از روایتی که متن قرآن آن‌ها را تائید کند، مورد قبول ما می‌باشد و آن دسته از روایتی که با قرآن اختلاف سوبژکتیوی یا ابژکتیوی داشته باشد مورد استناد و قبول ما قرار نمی گیرد. در رابطه با سوره قریش و سوره فیل از آنجائی که هم خود تدوین کنندگان اولیه قرآن که بی شک به صورت مستقیم یا غیر مستقیم امام علی در آن نظارت و دخالت داشته است. این دو سوره را به صورت دو سوره از هم جدا مطرح کرده است و هم آهنگ و موسیقی دو سوره کاملا متفاوت می‌باشد و امکان طرح آن‌ها در یک سوره نیست و علاوه بر این دو تفاوت اصلا موضوع این دو سوره کاملا متفاوت می‌باشد. بنابراین برعکس دیدگاه اکثر مفسرین شیعه و سنی که سوره قریش را ادامه سوره فیل می‌دانند. ما معتقدیم که این سوره هم به لحاظ فیزیکی و ظاهری و هم به لحاظ مضمونی منفک از سوره فیل می‌باشد و به هیچ وجه نباید آنرا در رابطه با سوره فیل متصل بدانیم چراکه اصلا سوره قریش با این محتوای عمیق بی محتوا می‌گردد. ماحصل آنکه اولا سوره قریش یک سوره مستقل از سوره فیل می‌باشد و هیچ گونه رابطه ظاهری و موضوعی با سوره فیل ندارد در ثانی موضوع سوره قریش که تحول استکمالی و اعتلائی جامعه قریش می‌باشد بر پایه فونکسیون وحی و مبارزه محمد می‌باشد. حال با توجه به این موضوع می‌پردازیم به اصل مطلب که عبارت بود از تبیین تئوریک مبانی فرآیند دو مرحله‌ای مکی و مدنی استراتژی محمد به طوری که فوقاً به اشاره رفت مراحل دو گانه استراتژی محمد (مکی و مدنی) در عرصه تبین تئوریک کاملا هم به لحاظ سوبژکتیوی و هم به لحاظ ابژکتیوی متفاوت می‌باشد و دلیل آن این می‌باشد که هدف محمد در استراتژی مکی خود تکوین حزب بر پایه آموزش و برنامه و سازمان گری بوده است در صورتی که هدف محمد در مرحله مدنی استراتژی خود جامعه سازی بر پایه:
1-
دولت و
2-
جهاد ابتدائی و
3-
ولایت، بوده است.
به عبارت دیگر در استراتژی مکی محمد به ارائه تئوری فن سازمان گرایانه حزبی در مبارزه خود می‌پردازد. اما در استراتژی مدنی محمد به ارائه تئوری فن جامعه سازی می‌پردازد. از آنجائیکه در رابطه با تفسیر سوره قریش (که آن چنان که فوقاً مطرح شد از جمله سور مکی نازل شده بر محمد می‌باشد) تفسیر این سوره در پیوند فرآیند مکی استراتژی محمد قرار می‌گیرد. لذا در این مرحله ما تنها به عرضه تئوریک فرآیند استراتژی مکی محمد یعنی فن مبارزه محمد بر پایه حرکت سازمان گرایانه حزبی او می‌پردازیم و در جای دیگر بنا به اقتضای موضوع تفسیر به عرضه مبانی تئوریک فرآیند مدنی استراتژی محمد که فن جامعه سازی او می‌باشد خواهیم پرداخت. مبانی تئوریک فرآیند مکی استراتژی محمد یا تئوری استراتژی سازمان گرایانه حزبی محمد: جهت تئوریزه کردن استراتژی سازمان گرایانه حزبی محمد در فرآیند مکی حرکت‏اش باید نخست به صورت مقدمه به تعریف و تمایز چند ترم علمی در اینجا بپردازیم که عبارتند از: 1- انقلاب 2- ارتجاع 3- محافظه کاری 4- رفرمیسم 5- اصلاحات. 1- انقلاب یا رولوسیون: انقلاب دلالت بر آن نوع از تحول اجتماعی یا استراتژی تحول اجتماعی می‌کند که بر پایه: الف - تغییر زیر ساخته‌ای جامعه اعم از روابط تولید و روابط اجتماعی و روابط طبقاتی باشد.
ب - نفی انستیتاسیون‏ها یا نهادهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و سنتی بالائی‏ها که توسط پائینی‏ها صورت گیرد.
ج - متلاشی کردن ماشین سیاسی دولت بالائی‏ها توسط قیام پائینی‏ها در عرصه آنتاگونیسم بین بالائی‏ها و پائینی‏ها برای جایگزین شدن آلترناتیو سیاسی - اقتصادی - اجتماعی - طبقاتی پائینی‏ها.
د- اعتقاد به تقدم تحولات ابژکتیو اجتماعی جهت ایجاد تحولات سوبژکتیو جامعه.
ه - اعتقاد به برتری فونکسیون تحول ساختارهای اجتماعی نسبت به فونکسیون تحولات کنشگر‏های اجتماعی که همان پائینی‏های جامعه می‌باشند.
2- ارتجاع یا راکشنیزاسیون: ارتجاع دلالت بر آن نوع از اعتقادهای اجتماعی -تاریخی می‌کند که معتقد به: الف - اعتقاد و تلاش در جهت بازگشت به نظام‌های اقتصادی - سیاسی - فرهنگی - اجتماعی گذشته که دوران تاریخی آن‌ها به سر رسیده است بر پایه طلائی کردن گذشته تاریخ به هر شکلی و نفی اصل تحول استکمالی حرکت تاریخ بشر و سمت گیری تکاملی تاریخ به معنای اعم آن.
ب - تکیه بر جناح‌های قدرت بالائی‏ها جامعه (زر و زور و تزویر) به عنوان بازوی اجرائی به جای پائینی‏های جامعه.
ج - تکیه بر باورهای سنتی پائینی‏های جهت به سازش کشانیدن پائینی‏ها
د - تکیه بر نیروهای باورانده سنتی (معرفت تزویری) جهت جایگزین کردن و تثبیت باورهای پیشامدرن به جای باورهای مدرن و باورهای پسامدرن توده‌ها.
3- محافظه کاری یا کنسرواتیسم: محافظه کاری یا کنسرواتیسم دلالت بر آن نوع اعتقادی می‌کند که معتقد به: الف - حفظ شرایط موجود بر پایه حفظ نهادهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و طبقاتی جامعه می‌باشند.
ب - تکیه بر نیروهای وادارنده (قدرت و سر نیزه و نهادهای سرکوب) جهت مرعوب کردن و به تسلیم کشانیدن توده‌ها.
ج- تکیه بر گروهای اجتماعی بالائی اعم از گروهای قدرت یا گروهای ثروت یا گروهای معرفت تزویری به جای تکیه بر پائینی‏ها.
4- رفرمیسم یا تحول اجتماعی توسط بالائی‏های قدرت - ثروت - معرفت: رفرمیسم بر آن نوع از تحول اجتماعی دلالت می‌کند که بر پایه: الف - تحول از طریق بالائی‏ها به جای تحول از طریق پائینی‏ها بر پایه تکیه کردن بر تضادهای درونی بالائی‏ها انجام گیرد.
ب- تکیه بر قطب‌های قدرت بالائی‏ها جهت تحول سازش کارانه به جای تکیه بر قطب‌های زحمت کش و محروم پائینی‏ها که امکان حرکت سازش کارانه با بالائی‏ها را از رفرمتر می‌گیرد.
ج - اعتقاد به تقسیم سازش کارانه قدرت در بستر سازش و پیوند با پایگاه‌های قدرت حاکم.
5- اصلاح گری یا تحول اجتماعی توسط پائینی‏ها:اصلاح گری دلالت بر آن نوع تحول اجتماعی می‌کند که: الف - لازمه جبری هر گونه تحول اجتماعی انجام آن توسط قاعده جامعه می‌داند که این دیدگاه کاملا عکس دیدگاه رفرمیسم می‌باشد چراکه رفرمتر امکان تحول اجتماعی تنها از طریق تقسیم قدرت بین بالائی‏ها می‌داند.
ب- برخورد پروسسی کردن به جای برخورد دفعی کردن مرحله رولوسیون یا انقلاب جهت تحول پدیده‌های تاریخی مانند روابط تولید یا روابط اجتماعی یا روابط طبقاتی.
ج - اعتقاد به تقدم تحول سوبژکتیو اجتماعی جهت اصلاح و تحولات ابژکتیو جامعه.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط هُدهُد صبا
۹ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۱۰:۲۷ صبح
ارسال: #2
RE: تفسیر سوره قریش 2
ميشه بگين اين تفسير اجتماعي - سياسي از كدام منبع است؟

آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟
سوره محمد(ص)/ آیه 24
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۲:۱۲ صبح (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ ۰۲:۱۶ صبح، توسط 1355nm.)
ارسال: #3
تفسیر سوره قریش 3

استراتژی سازمان گرایانه حزبی محمد در حرکت مکی بر کدامین ترم استوار بود؟ انقلاب؟ یا ارتجاع؟ یا محافظه کاری؟ یا رفرمیسم؟ یا اصلاحات؟
مطابق آنچه تا کنون از حرکت محمد در استراتژی 13 ساله سازمان گرایانه حزبی او گفتیم این اصول مبانی زیربنائی استراتژی مکی محمد را تشکیل می‌دهد:
1- اعتقاد به تکیه بر پائینی های جامعه به عنوان بازوی استراتژی یا خواستگاه استراتژی و به عنوان تنها نیروی عمل کننده تحول اجتماعی - تاریخی به جای تکیه بر بالائی ها.
چه در عرصه تغییر جامعه و چه در عرصه نیروهای کنشگر سیاسی -اجتماعی که در این رابطه با یک نگاه اجمالی به حرکت 13 ساله محمد در مکه به نیکی حتی برای مغرضین حرکت او هم این اصل غیر قابل انکار می‌باشد. چراکه حتی در مدت 13 ساله استراتژی مکی محمد و حتی برای یک لحظه هم به بالائی‏ها جهت هدایت و تحول جامعه چشم ندوخت. اگر از بالائی‏ها هم نیرو‏هائی به طرف پائینی‏ها ریزش می‌کرد، این نیروها در پشتیبانی از پائینی های و تحت پذیرش هژمونی پائینی‏ها انجام می‌گرفت. یعنی از نگاه محمد ابوبکر گرچه روزی از بالائی‏ها بوده است و امروز با اعتقاد به اسلام به طرف پائینی‏ها آمده است موظف است هژمونی اسامه ابن زید را که از پائینی‏ها بپذیرد. بنابراین اصل اول اعتقاد به حرکت سازمان گرایانه حزبی اعتقاد به نقش استراتژیک پائینی‏ها جهت تحولات اجتماعی - سیاسی - طبقاتی - اقتصادی جامعه می‌باشد. اینهمه شکنجه و فشار و... پائینی های حرکت اجتماعی محمد توسط سردمداران دارالندوه در مدت 13 ساله مکی به خاطر اعتقاد به این اصل بود و به خاطر اجرای این اصل توسط محمد بود که آن زمانیکه بالائی های قدرت و ثروت و معرفت مکه توسط ابوطالب برای محمد پیغام فرستادند که اگر دست از پائینی‏ها بر داری ما حاضریم علاوه بر اینکه اموال کثیره در اختیار تو بگذاریم و از زیباترین زنان مکه به ازدواج تو در آوریم ، تو را به عنوان پادشاه خود انتخاب کنیم. محمد در پاسخ به ابوطالب گفت که به آن‌ها بگو به خدا قسم اگر خورشید در دست راستم بگذارید و ماه را دست چپم بگذارید و از من بخواهید که دست از این حرکتم بر دارم و به سوی شما روی بیاورم این کار نخواهم کرد. باز در همین رابطه بود که هنگامیکه طرفداران حکومت عثمان که همه از بالائی‏ها بودند جهت تهدید و تطمیع ابوذر به سراغ او آمدند تا ابوذر را وادار کنند تا دست از پائینی‏ها و مخالف با سرمایه اندوزی و کنز اموال و قدرت و معرفت توسط عثمان و عبدالرحمن بن عوف و کعب الاحبار و معاویه و مروان حکم و... بردارد و در برابر منافع و غارتگری قدرت و ثروت و معرفت بالائی‏ها ساکت بشود. ابوذر در پاسخ به عثمان به فرستاده‌های او گفت به خدا قسم اگر شمشیرتان بر شریان گردنم بگذارید و تنها یک نفس تا مرگ بیشتر فاصله نداشته باشم آن نفس را جز به دفاع از حقی که از رفیقم محمد شنیدم بر نخواهم کشید.
2- اعتقاد به تحول سوبژکتیوی پائینی‏ها توسط انتقال تضادهای ابژکتیو جامعه به درون خود آگاهی آن‌ها.
3- اعتقاد به مرزبندی‌های اعتقادی - سیاسی - طبقاتی - اجتماعی با طبقه حاکمه مکه در استراتژی مکی.
4- اعتقادی به تقدم تحولات درونی سوبژکتیو - ابژکتیو جامعه خودش بجای تحولات برونی سوبژکتیو - ابژکتیوی جامعه.
5- اعتقاد به برخورد پروسسی کردن با نهادهای اجتماعی - طبقاتی - اقتصادی - تاریخی جامعه جهت تحول اجتماعی بجای برخوردهای ولانتاریسمی رولوسیونی.
این چهارچوب و کانتکس حرکت اعتقادی -اجتماعی محمد در 13 ساله استراتژی سازمان گرایانه حزبی مکی او بود که اصول سازمان گرایانه حزبی را برای همیشه تبیین می‌نماید و تمامی این اصول سازمان گرایانه مورد استفاده محمد در استراتژی حزبی به قدر محکم و متقن می‌باشد که امروز نیز بعد از چهارده قرن از حرکت او باز همین اصول مطرح شده در فوق به عنوان چهارچوب حرکت سازمان گرایانه حزبی بدون یک اصل کم و زیاد برای هر معتقد به استراتژی سازمان گرایانه حزبی را تشکیل می‌دهد. هر کسی که در این قرن و عصر که بخواهد در جامعه خود تحول اجتماعی اصلاح گرایانه بر پایه حرکت سازمان گرایانه حزبی به انجام برساند موظف است که همین اصول کشف شده توسط محمد را دو به اره بکار گیرد حال پس از مشخص شدن این حقیقت تئوریک می‌توانیم به تفسیر سوره قریش بپردازیم.
مضمون و سمت گیری سوره قریش؟ پس از ذکر مبانی تئوریک فوق با توجه به اینکه سوره قریش صد در صد از جمله سوره‏هائی بوده است که در فرآیند 13 ساله حرکت مکی محمد بر محمد نازل شده است. قبل از هر گونه تبیین و تفسیری در خصوص آن باید این نکته مهم را مشخص کنیم که سوره قریش جزو کدام دسته از سوره‌های دسته بندی شده فوق می‌باشد. برای این منظور باید ابتدا موضوع سوره را مشخص کنیم چراکه هر سوره مکی که بر محمد نازل شده است نظر به اینکه در کادر تبین تئوری عام محمد می‌باشد (بر عکس سوره‌های مدنی که موضوعات متعددی در عرصه تئوری خاص و مشخص جامعه سازی محمد دارند) دارای یک موضوع مشخص می‌باشد. مثلا موضوع سوره انشراح یا سوره الضحی خود محمد و حقیقت وحی می‌باشد. یا موضوع سوره تکویر قیامت می‌باشد یا موضوع سوره اخلاص توحید فلسفی می‌باشد و... بنابراین اولین سوالی که در رابطه با سوره قریش مطرح می‌شود، عبارت است از اینکه موضوع سوره قریش چه می‌باشد برای پاسخ به این سوال تنها کافی است که آیه اول سوره قریش را معنی تحت لفظی کنیم:

لِإِیلَافِ قُرَیْشٍ - برای ائتلاف قریش یعنی موضوع سوره کاملا مشخص است. ائتلاف قریش البته در رابطه با طرح قریش در اینجا باید به این نکته اشاره کنیم که آنچنانکه شاه ولی الله دهلوی هندی می‌گوید، کلا بیان قریش در اینجا در جهت طرح نمونه و مصداق برای آینده از طرف محمد می‌باشد نه طرح یک پلان یا نقشه ابدی. لذا برحسب نوع برخوردی الگوئی یا نمونه‌ای یا تصویر برداری یا دیالکتیکی که ما با استراتژی سازمان گرایانه حزبی محمد و جامعه ساخته شده توسط او می‌کنیم، سه نوع برخورد دگماتیسم و انطباقی و تطبیقی در رابطه با استراتژی محمد مطرح می‌شود. در برخورد دگماتیستی با استراتژی محمد ما با قریش به عنوان پلان همیشگی محمد بر خورد می‌کنیم و سعی می‌کنیم در هر مرحله از زمان از نمونه جامعه محمد تصویر برداری کنیم و در عرصه برخورد انطباقی هم باز ما سعی می‌کنیم با انطباق جامعه فعلی بر جامعه محمد از نمونه محمد تصویر برداری کنیم . اما در عرصه برخورد تطبیقی با الگوی اجتماعی محمد ما فقط رابطه محمد با استراتژی و جامعه سازی که او کرده است کشف می‌کنیم، سپس بر پایه شناخت جامعه خودمان در زمین و زمان فعلی سعی می‌کنی بین جامعه و استراتژی سازمان گرایانه حزبی و اصول و مبانی آن آنچنان رابطه دیالکتیکی ایجاد نمائیم که محمد برقرار کرد. یعنی پیامبر برای اینکه در طرح تئوری عام و خاص و مشخص خود مانند اندیشه یونانی و منطق ارسطوئی و فلسفه اتوپیائی افلاطونی به کلی گوئی و مجرد اندیشی گرفتار نشود، یک جامعه نمونه و مشخص و کنکرت را می‌گیرد و سپس بر پایه آن جامعه نمونه، شروع به تئوری پردازی می‌کند. به عبارت دیگر محمد برای تئوری پردازی و تبین تئوریک خود هرگز مانند اندیشه و منطق و متد ارسطوئی نمی‌آید از تعریف ذهنی بر مبنای حد و رسم و جنس فصل و... به صورت عام و کلی و مجرد شروع کند و سپس بر روی آن موضوع مجرد شروع به تئوری پردازی کند بلکه بالعکس متد اندیشه محمد کاملا عکس متد اندیشه ارسطوئی عمل می‌کند که بیش از هزار سال بر اندیشه بشر حاکم بود. متد اندیشه محمد یک متد دیالکتیکی می‌باشد و توسط این متد بود که محمد توانست بشریت را متحول سازد و بشریت را در آستانه تحول اپیستمولوژیک جدیدی قرار دهد. بر مبنای همین متدلوژی دیالکتیکی محمد بود که محمد در طرح تئوری خویش چه در عرصه تئوری عام خود و چه در عرصه تئوری خاص خویش و چه در عرصه تئوری مشخص خود همیشه برعکس متدلوژی یا منطق ارسطوئی و منطق دکارتی که همان منطق صوری می‌باشد و همیشه از پدیده کلی و عام و مجرد شروع می‌کردند مثلا زمانیکه می‌خواستند در باب انسان بپردازند قبل از هر گونه تبین و تشریحی در باب انسان ابتدا به ساکن یک تعریف کلی و عام و مجرد و ذهنی از انسان می‌کردند، مثل اینکه مثلا انسان حیوانی است ناطق یا انسان حیوانی ضاحک یا انسان حیوانی است اجتماعی و... بعد بر مبنای این تعریف کلی شروع می‌کردند به تبیین و تشریح کردند این روش از کلی به جزئی را روش قیاسی می‌نامند روش دیگر که روش و متدلوژی محمد می‌باشد روش استقرائی می‌نامند در روش استقرائی برعکس روش قیاسی حرکت از جزئی و مشخص و عینی به طرف عام و کل می‌باشد در همین رابطه است که در قرآن هنگامیکه مردم بر پایه روش قیاسی ارسطوئی می‌خواستند از محمد از کلی در خواست تعریف کنند محمد در پاسخ آن‌ها سکوت می‌کرد و جوابی نمی‌داد یعنی جواب دادن را نفی می‌کرد تا توسط آن نه روش ارسطوئی را تائید کند و نه اندیشه را به عرصه کلی بافی و عام نگری و مجرد اندیشی سوق دهد. (مثل: سوره الاسراء – آیه 85 - وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً - ای محمد هر وقتی که از تو در باب روح سوال کردند به آن‌ها بگو موضوع از امر پروردگار است و علم شما در این رابطه قلیل می‌باشد لذا وارد آن نشوید واضح است که موضوع روح و ایده که زیر بنای فلسفه بشر از افلاطون و ارسطو در پنج قرن قبل از میلاد گرفته تا قرن نوزدهم و حتی بیستم امثال هگل و برکلی و... بوده است با چند کلمه توسط محمد که این امر رب است و بشر توان شناخت آن را ندارد، از دیسکورس علمی - فلسفی بشر خارج می‌شود و بجای آن مقوله عام و کلی و مجرد واقعیت خاص مشخصی می‌نشیند مثل ابل یا شتر یا درخت انجیر و درخت زیتون و... که عرب بادیه نشین بیش از هر چیز آنرا می‌شناسد و با آن زندگی می‌کند).
بنابراین طرح قریش در اینجا از طرف محمد فقط برای بیان یک نمونه مشخص جهت تبیین تئوری خود بر پایه آن می‌باشد. آنچنانکه طرح ابل یا شتر برای جامعه عرب طرح یک نمونه بود و گرنه اگر محمد در هند مبعوث می‌شد قطعا در آنجا دیگر برای طرح مصداق و نمونه طبیعی یا انسانی یا اجتماعی بر شتر و قریش و ابی لهب و... تکیه نمی‌کرد چراکه شتر آنچنانکه برای مردم بادیه نشین عرب یک مصداق عینی و خاص و کنکرت و واقعی می‌باشد برای مردم هند یک موضوع غیر عینی و غیر کنکرت و غیر مشخص می‌باشد محمد در هند باید از فیل بجای شتر به عنوان یک نمونه طبیعی یاد کند چراکه مردم هند همگی به خوبی فیل را به عینه و واقعی و مشخص و کنکرت می‌شناسند و با او زندگی کرده و می‌کنند و یا مثلا در رابطه با مصداق جامعه اگر محمد مثلا بجای مکه و شبه الجزیره عربستان مثلا در هند مبعوث می‌شد می‌بایست بجای قبیله و جامعه قریش از جامعه مثلا نجس‌های هند نمونه می‌آورد چراکه همه مردم هند نجس‌ها را که قبل از هجوم آریائی‏های وحشی ، مالکان اصلی هند بودند به خوبی می‌شناسند. علیهذا در همین رابطه است که باید طرح قبیله و جامعه قریش توسط محمد در این سوره فقط جنبه مصداق و نمونه داشته باشد و در تفسیر این سوره فقط ما موظفیم تا تئوری عامی که محمد حول این کیس کنکرت مطرح می‌کند برداشت کنیم و بر پایه جامعه امروزمان آن تئوری عام را لباس واقعیت بپوشانیم و اگر نه اگر بخواهیم به این خلاصه کنیم که این سوره فقط در باب قریش بوده آنهم قریش بعد از حمله ابرهه که توسط مرغان هوائی تار و مار شدند و محمد در اینجا می‌خواهد با اشاره به حمله ابرهه به مکه و تار و مار شدن او توسط مرغان هوائی منت بر قریش بگذارد و به آن‌ها گوشزد کند که این خدا بود که توسط آن مرغان هوائی برای شما امنیت منطقه و مکان و زمان ایجاد کرد و گرنه شما همگی اسیر خوف و جوع سابق خود می‌بودید اینچنین تفسیر کردن این سوره که امثال علامه طباطبائی در المیزان جلد بیستم - صفحه 625 تا 631 مطرح می‌کند یا مرحوم طالقانی در پرتوی ا ز قرآن قسمت دوم جزء سی‌ام - صفحه 265تا 270 بیان می‌کند و... برای ما جز طرح یک سلسله خاطره‌های گذشته فونکسیون و دستاوردی نخواهد داشت و تکیه کردن به چنین تفسیری از سوره قریش و قرآن دیگر قرآن نمی‌تواند برای ما به عنوان یک پیام هدایتگر و تغییر دهنده در این شرایط باشد. لذا در همین رابطه است که برای اینکه بتوانیم از قرآن به عنوان یک کتاب هدایتگر در این زمان استفاده کنیم، باید آنچنانکه شاه ولی الله دهلوی می‌گوید، طرح قریش در اینجا مانند طرح ابی لهب در سوره تبت به عنوان نمونه و مصداق بگیریم و پس از این پیش فرض بینیم چگونه محمد بر روی این مصداق شروع به تئوری سازی در عرصه عام و خاص و مشخص می‌کند. آنوقت این قرآن می‌تواند برای جامعه ما و انسان امروز هم هدایتگر باشد و گرنه در غیر اینصورت باید به عنوان پیامی برای مرده‌ها در قبرستان بخوانیم و هدیه روح آن‌ها بکنیم برعکس آنچه اقبال لاهوری در باب این کتاب می‌گوید:

نقش قرآن چونکه در عالم نشست / نقش‌های پاپ و کاهن را شکست
فاش گویم آنچه در دل مضمر است / این کتابی نیست چیز دیگر است
چونکه در جان رفت جان دیگر شود / جان جو دیگر شد جهان دیگر شود
با مسلمان گفت جان در کف بنه / هر چه از حاجت فزون داری بنه

پس تا اینجا در یافتیم که موضوع سوره قریش ائتلاف قوم قریش می‌باشد. در همین رابطه است که برای ما مشخص می‌شود که محمد در اینجا می‌خواهد از موضوع مهم ائتلاف اجتماعی به عنوان یک موضوع تئوریک صحبت بکند و به عبارت دیگر در اینجا می‌خواهد تئوری خود را در رابطه با موضوع ائتلاف اجتماعی بیان کند. واضح است که اگر آنچنانکه مفسرینی امثال طباطبائی یا طالقانی و... برای تبین این ائتلاف بر پایه یک پیش فرض که علت این ائتلاف قریش بر پایه حمله ابرهه و دفاع مرغان بوده است، دیگر باز تفسیر در اینجا تمام است و نیازی به کشف تئوری ائتلاف نداریم که این شکل از تفسیر هم باز در اینجا صحیح نمی‌باشد. چراکه اگر لازم بود خود محمد طرح موضوع دیگر می‌کرد و موضوع اصحاب فیل را در اینجا مطرح می‌کرد. البته همه این تفسیر به خاطر آن صورت گرفته که این مفسرین با یک پیش فرض دیگر که از بعضی روایات بدست رسیده که مثلا عمر در نمازش دو سوره را با هم می‌خوانده یا مثلا فلان امام این دو سوره را به صورت یکجا یا جدا در نماز نافله یا نماز جماعت خوانده پس باید این دو سوره را به اهم تفسیر کرد و همگی برپایه اصحاب ابرهه که حداکثر در این شرایط برای ما جز طرح یک واقعه تاریخی بیشتر نیست تفسیر گردد. که پر واضح است که ره آوردی تئوری برای عصر و نسل ما نخواهد داشت. به همین دلیل است که ما در تفسیر این سوره معتقدیم آنچنانکه امروز این دو سوره به صورت مستقل و جدا از هم به ما رسیده است و معتقدیم در سوره بندی فعلی قرآن به شکل مستقیم یا غیر مستقیم تائیدیه پیامبر و امام علی وجود داشته است. لذا در همین رابطه باید این دو سوره را به صورت مستقل تفسیر کنیم و برداشت تئوری راهنمای عمل بر پایه بر خورد تطبیقی با شرایط زمانی - اجتماعی خودمان بکنیم. حال با طرح این پیش فرض پس از اینکه موضوع سوره قریش مشخص شد که ائتلاف می‌باشد و بعد از اینکه مشخص کردیم که طرح قریش در اینجا فقط برای طرح نمونه و مصداق می‌باشد سومین سوالی که در رابطه با این موضوع در اینجا مطرح می‌شود عبارت از اینکه هدف ائتلاف قریش چه بوده است؟ به عبارت دیگر این ائتلاف قریش که اینقدر در اینجا حائز اهمیت می‌باشد چه فونکسیون اجتماعی برای قوم و قبیله قریش داشته است در رابطه با این سوال سوم است که آیه سوم به پاسخگوئی به این سوال سوم می‌پردازد و می‌گوید:

إِیلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّیْفِ: الفتی که باعث گردید تا قریش را از حالت یک قوم و قبیله که عامل حرکتشان یا تجارت یمن در زمستان بود یا تجارت شام در تابستان یا حرکت زمستان و تابستان برای پیدا کردن چراگاهی جهت تغذیه گوسفندان بود با بعثت محمد و قرآن بدل به یک جامعه در حال سیر کند. بطوریکه اگر حداکثر این سوره در سال دهم بعثت پیامبر هم نازل شده باشد این جامعه قریش در تحت هدایت و پرورش تئوریک محمد به مرحله‌ای خواهند رسید که تا 14 سال دیگر یعنی دوران ابوبکر و یا تا بیست سال دیگر یعنی دوران عمر دو امپراطور بزرگ زمین و زمان را یعنی امپراطوری ایران و روم را به زانو در خواهد آورد و آنچنانکه جواهر لعل نهرو می‌گوید تمدن عظیمی را بر جهان مسلط خواهد کرد پس ائتلاف قریش وسیله‌ای بود تا قوم و قبیله و طائفه قریش را از حالت یک قوم و جامعه بسته خارج کنیم و او را توسط بعثت محمد بدل به قوم و جامعه باز نماییم که دائما در حال سیر می‌باشند به عبارت دیگر هدف از این ائتلاف استحاله قریش از یک قوم و قبیله و طائفه به یک امت دائم در حال حرکت می‌باشد. اما سوال چهارمی که در همین جا در ادامه سوال‌های پیشین مطرح می‌شود اینکه حال که فهمیدیم موضوع سوره ائتلاف قریش بوده و دریافتیم که طرح قریش فقط بر پایه طرح مصداق و نمونه می‌باشد و همچنین دریافتیم که هدف و فونکسیون ائتلاف در قریش استحاله او از یک قوم و قبیله بسته به جامعه باز یعنی امت دائم در حرکت بوده است، چهارمین سوالی که در همین جا مطرح می‌شود اینکه این ائتلافی که باعث اینهمه تحول در قریش گردید، ائتلاف بر چه پایه و با چه پشتیبانی صورت گرفته است؟ آیا ائتلاف بر پایه خانه کعبه بوده است؟ آیا ائتلاف قریش بر پایه شخصیت کاریزماتیک محمد بوده است؟ آیا ائتلاف قریش بر پایه تجارت سودآور زمستان و تابستان یمن و شام بوده است؟ آیا اتلاف قریش به خاطر نصب اولیه آن‌ها یعنی نضر بن کنانه بوده است؟ و غیره.
نه هیچ یک از این‌ها عامل تحول قریش نبوده است، بلکه آنچه باعث الفت و ائتلاف قریش گردید در آیه سوم به این صورت مطرح می‌کند فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ عامل این استحاله عبودیت رب این خانه است که با قیام محمد آنچنانکه صاحب تفسیر قمی در جلد دوم - صفحه 444 می‌گوید تحقق پیدا کرد و برای تفسیر این آیه سوم و درک عامل ائتلاف قریش باید بیست سال صبر کنیم تا صحنه دیالوگ بین رستم فرخ زاد فرمانده سپاه بزرگ امپراطوری ایران با آن فرمانده پابرهنه‌ای که بقول فردوسی حکیم:
زشیر شتر خوردن و سوسمار / عرب را بجائی رسیده کار
که تاج کیانی کند آرزو / تفو برتو ای چرخ گردون تفو

فرا برسد یعنی آن زمانیکه قبل از ورود لشکر چند هزار نفری اسلام به مرزهای ایران مذاکره‌ای بین رستم فرخ زاد فرمانده کل سپاه امپراطوری ایران با آن پابرهنه فرمانده سپاه اسلام در گرفت. رستم فرخ زاد شروع کرد به آن سرباز توهین و تحقیر کردن که شما یک قوم بادیه نشین و پابرهنه‌ای هستید که زندگی‌تان بر حول شیر و شتر و خوردن سوسمار و غیره اداره می‌شود، چه کار به حمله به یک امپراطوری متمدنی مثل ایران دارید و... به همین ترتیب وقتی که همه توهین‌ها و تحقیرهای رستم فرخ زاد تمام شد و نوبت به پاسخ آن فرمانده سپاه اسلام رسید در پاسخ به رستم فرخ زاد گفت همه آنهائی که تو گفتی واقعاً بیان واقعیت و زندگی ما در گذشته ما بود و اگر بخواهی واقعیت گذشته زندگی ما را بدانید از این هم که گفتی ما بدتر بودیم. اما این‌ها وضعیت ما تا قبل از بعثت محمد و آمدن اسلام بود با بعثت محمد و آمدن اسلام وضعیت ما عوض شد و ما حالا به طرف شما آمده‌ایم تا: بعثت لنرج العباد من عباده العباد الی عباده الله و من جور الادیان الی العدل اسلام ومن ظلل الارض الی العز سماء - ما نیامده ای‌ام تا کشور شما را غارت کنیم ما برای آن به طرف شما آمده‌ایم تا پیام آور سه پیام برای شما باشیم.
اول: شما را از بندگی یکدیگر که برپایه استبداد شاهنشاهی استوار می‌باشد به بندگی خدا بکشانیم و از بندگی یکدیگر نجاتتان دهیم.
دوم: اینکه از جور ادیان که وسیله توجیه استثمار طبقه‌ای بر طبقه دیگر شده است به طرف نفی استثمار یکدیگر بر پایه عدل اسلام بخوانیم.
سوم: اینکه بر پایه نفی استثمار توسط عدل اسلام و نفی استبداد توسط پذیرش عبودیت الله شمار را به نفی استحماری که باعث شده تا شمار ذلیل زمین کند بر پایه عظمت انسانی‌تان به عز السماء و آسمان بکشانیم. حال با توجه به این تبیین سه گانه که این سرباز اسلام در پاسخ رستم فرخ زاد کرد، می‌توانیم به تفسیر آیه سوم سوره قریش بپردازیم که آری علت ائتلاف شما قریش عبودیت الله و نفی ربوبیت زمین و ایمان به ربوبیت الله بوده است. چراکه اعتقاد به عبودیت الله شما باعث گردید که بت پرستی که به صورت یک نظام توجیه کننده نظام فاسد اجتماعی قریش در آمده بود از بین برود و با نفی بت پرستی توسط اعتقاد به عبودیت الله شما به نفی قدرت‌های مسلط برخود شدید و انرژی‌های خفه شده در نهاد خود را با نفی سلطه آزاد گردید. در نتیجه از حالت جامعه بسته به سمت جامعه باز هدایت شدید. دوم اینکه جدای از قبول عبودیت الله ربوبیت الله هم پذیرا شدید و با پذیرش ربوبیت الله شما به نفی عوامل استثمارگر برخود که به بنام رب بر شما مسلط بودند پرداختید. پس با نفی این دو عامل استبدادگر توسط پذیرش عبودیت الله و نفی نظام استثمار توسط پذیرش ربوبیت الله یعنی: الَّذِی أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ از استثمار اجتماعی رهائی پیدا کردید و با پذیرش عبودیت الله و نفی بت پرستی شما توانستید به مرحله وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ دست پیدا کنید.

والسلام
[font=Arial, sans-serif][/font]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط هُدهُد صبا
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۰۲:۳۲ صبح
ارسال: #4
تفسیر سوره قریش 1
ائتلاف – وحدت، اعتلای قریش نخستین فونکسیون اجتماعی حرکت مکی محمد


مقدمه: سوره قریش که در پنج آیه بر محمد نازل شده است از جمله سور قرآنی است که در دوران 13 ساله حرکت مکی محمد بر محمد نازل شده است، چراکه موضوع این سوره ائتلاف خانوادگی و طائفه‌ای و عشیره‌ای و قبیله‌ای قریش می‌باشد و از آنجائیکه قریش دلالت بر دودمان اجتماعی‌- نصبی محمد می‌کند که همگی افراد قریش بلحاظ نصبی از فرزندان نضر بن کنانه جد بزرگ پدری محمد می‌باشند که در شکل گیری زمانی توسط بنی و بنی و...‌ها این خانواده بزرگ مکه بدل به طائفه و قبیله و قوم‌های مختلفی مثل بنی هاشم و بنی امیه و بنی عباس و... غیره شده بودند. این انشعاب‌ها و... باعث گردید تا درگيری‌ها و تضاد‌ها و رقابت‌ها و جنگ‌های عشیره‌ای و قبیله‌ای و طائفه‌ای و خانواده‌ای و... در عشیره قریش باعث زمین گیر شدن این عشیره بزرگ مکه بشود و عاملی گردد که نه تنها امنیت و معیشت این عشیره را در خطر کامل قرار دهد، بلکه به علت تحلیل رفتن پتانسیل وبه هدر رفتن انرژی درونی قریش بر مبنای تضاد روز افزون درونی، آنها را مستعد هر گونه ضربه پذیری برونی اقوام مختلف شبه جزیره ساخته بود. از آنجائیکه بر پایه دستور وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ‌- سوره الشعراء‌- آیه 214‌- دعوت خود را از عشیره خود شروع کن‌- محمد استراتژی دعوت و رسالت حرکت مکی خود را می‌بایست از قریش شروع می‌کرد و از این مرحله بود که دیگر قریش برای محمد تنها یک عشیره نصبی و قومی و خانوادگی نبود، بلکه یک تکیه گاه استراتژی حرکت محمد شده بود که محمد در راستای اعتلای رسالت خود موظف بود نخست به اعتلای اجتماعی‌- تاریخی آنها بپردازد و تنها عرصه‌ای که می‌توانست در چنین شرایط تند پیچ تاریخی حرکت محمد عامل اعتلای قریش گردد، فقط و فقط رهانیدن قریش از جنگ هویت‌های نژادی‌- خانوادگی و طایفه‌ای و قومی و قبیله‌ای و... بود که باعث می‌گردید تا انرژی درونی قریش مانند کوه آتش فشان کرده آزادی گردد و پس از آزادی این انرژی است که محمد می‌تواند از این انرژی آزاد شده در راستای اعتلای رسالت و دعوت خویش بکار گیرد و آنچنان طوفانی بسازد که بیست سال بعد از نزول این سوره بر محمد قریش در عرصه اعتلای تاریخی‌- اعتقادی‌- مکتبی دو امپراطوری بزرگ ایران و روم (یعنی در دوران خلافت ابوبکر و عمر) را به زانو در آورد و برای خود رهبری جهانی قائل گردد سوره روم – آیات 1 تا 7‌- الم‌- غُلِبَتِ الرُّومُ‌- فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ‌- فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ‌- بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ‌- وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ‌- يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ‌- امپراطوری روم در جنگ با امپراطوری ایران از ایران شکست خورد‌- در سرزمین نزدیک شما اما این روم شکست خورده از ایران تا 9سال دیگر بر ایران پیروز میشود‌- ولی این چنین نیست که جنگ این ابر قدرت‌های دو گانه حاکم بر زمین بی تاثیر در حیات سیاسی اجتماعی شما باشد بی شک در عرض این 9 سال شما نیز به درجه‌ای از رشد و اعتلا و هویت و قدرت می‌رسید که تقسیم بازتقسیم قدرت‌های جهانی در شما ایجاد فونکسیون مثبت جهانی خواهد کردو حاصل آن میشود که این تقسیم باز تقسیم قدرت جهانی شما مومنین را خوشحال می‌نماید‌- البته معنای نصرت الهی که باعث عزت شما گردید همین موضوع می‌باشد چراکه وعده خدا پیوسته بر حاکمیت مستضعفین مومن بر زمین بوده است و طبیعی است که خدا در وعده خود تخلف نخواهد کرد‌- و این حقیقتی است که آنان که به ظاهر دنیا می‌نگرند نمی‌توانند باور کنند‌- آیات فوق از سوره روم که از جمله آیاتی می‌باشد که مانند آیات سوره قریش در مکه بر پیامبر نازل شده است. لذا تقریبا از نظر شرایط تاریخی -اجتماعی شرایطی مشابه سوره قریش داشته است. یعنی در آن شرایطی که محمد استراتژی رسالت خود را بر پایه دعوت از قریش آغاز کرده بود، در چنان شرایطی قریش بعلت درگیری‌های درونی خود زمین گیر بود و در کادر این تضاد‌های درونی با توجه به اینکه محمد جزو خانواده بنی هاشم بود. لذا در این شرایط جنگ بنی بنی‌ها غالب بر هویت جمعی قریش شده بود معلوم است که تا چه اندازه در قیاس با امپراطور‌های جهانی ایران و روم این قدرت قریش ضعیف و ناچیز بود ولی محمد هنگامیکه این عشیره ضعیف و به گل نشسته قریش را در اینه استراتژی خویش می‌نگریست، آنرا در 9 سال دیگر(که روم شکست خورده بر ایران پیروز می‌شود) در حدی از قدرت می‌دید که تاثیرگذار یا تاثیرپذیر از تقسیم، بازتقسیم قدرت جهانی می‌شود. در همین رابطه است که واضح است که تفسیر آن گروهی از مفسرین قرآن مثل صاحب المیزان (جلد بیستم صفحه 626) تا چه اندازه سطحی می‌باشد که سیر تحول مثبت قریش را بجای اینکه در عرصه پروسه نهضت محمد دنبال کنند، در سایه حمله ابرهه و دفاع مرغان هوائی از خانه کعبه ارزیابی می‌کنند. که حاصل آن می‌شود تا فونکسیون سونامی حرکت محمد در عشیره زمین گیر شده قریش در حد دفاع مرغان هوائی از خانه کعبه هم نباشد اما سوال مهمی که در همین جا مطرح میشود عبارت است از اینکه (اگر بپذیریم که عامل تحول تاریخی عشیره قریش در مکه و پس از آن در تاریخ اعتلای اسلام بخاطر سونامی نهضت آگهی بخش و عدالت خواهانه و رهائی بخش محمد در مکه بوده است) چه عوامل و مکانیزمی توسط محمد در جهت تحول عشیره قریش بکار گرفته شد. برای پاسخ به این سوال استراتژیک است که باید موضوع و سوال را در دو دیدگاه اجمالی و تفصیلی دنبال کنیم . پاسخ اجمالی آنکه محمد توانست با جایگزین کردن توحید فلسفی به جای شرک و بت پرستی حاکم بر قریش و مکه شرک اجتماعی را که همین تضاد‌های نژادی‌- طبقاتی‌- اجتماعی درون قریش و مکه تشکیل می‌داد، ریشه کن سازد. در رابطه با پاسخ تفصیلی باید موضوع را در عرصه تئوری علمی ائتلاف و جبهه در حرکت اجتماعی‌- سیاسی و فونکسیون این دو مقوله علمی در وحدت درونی خلق دنبال نمائیم.


وحدت درون خلقی بر پایه ائتلاف و جبهه اجتماعی‌- سیاسی‌- ملی: یکی از حیاتی ترین اصول عملی حرکت سیاسی -اجتماعی اصل وحدت درون خلقی می‌باشد. که در بستر حرکت اجتماعی‌- سیاسی باعث تقویت جبهه خلق در عرصه‌های نقد قدرت و نقد ثروت و نقد معرفت یا مبارزه با زر و زور و تزویر یا مبارزات ضد استبدادی و ضد استثماری و ضد استحماری یا مقابله با نیرو‌های وادارنده و باوراننده و دارنده طبقه حاکمه سیاسی‌- اقتصادی در مرحله دمکراتیک مبارزه می‌باشد . چراکه بزرگترین ترفند طبقه حاکمه جهت تثبیت حاکمیت خود و به عقب وادار ساختن قطب مردمی منتقد تیغ و طلا و تسبیح متفرق کردن وحدت درون خلقی می‌باشد. مثلا در رابطه با سیاست استعماری امپریالیسم انگلیس در قرن نوزدهم و بیستم این موضوع شنید ه‌ایم که پیوسته ترفند و مکانیزم سلطه این دولت استعمارگر در کشور‌های پیرامونی بر پایه این اصل قرار داشته است که تفرقه بیانداز و پادشاهی کن داستان جنگ هندو و مسلمان در دوران سلطه این کشور برهند و کشتن گاوها توسط سر انگشتان اجرائی دولت امپریالیسم انگلیس و انداختن آن گاو‌های کشته شده در محله مسلمان نشین جهت اردو کشی و قشون کشی مذهبی در جبهه درون خلقی کشور هند برای فراهم کردن زمینه حاکمیت خود بوده است و یا در رابطه با سیاست تفرقه اندازی امپریالیسم فرانسه در دوران سلطه اش بر الجزایر بر پایه اختلاف بین بر برها و عربها در کشور الجزایر و شعار ضد تفرقه انگیز جبهه آزادی بخش الجزایر که عبارت بود. از: الاسلام دیننا و العربی لساننا و الجزایر وطننا نمونه دیگری از فونکسیون همین شعار تفرقه انگیز حکومت غاصب در جهت تثبیت قدرت خود بوده است تضاد درون خلقی که در هر شرایطی در خدمت طبقه حاکم تاریخ بشر بوده است پیوسته بر سه مؤلفه:
الف‌- نژاد و فرهنگ
ب- مذهب و سنت
ج‌- طبقه و ثروت
استوار بوده است مثلا سیاست امپریالیسم امریکا در دو کشور عراق و افغانستان امروز بر پایه همین تفرقه نژادی و مذهبی قرار گرفته است و اگر در این رابطه تا اندازه‌ای توانسته است برعکس کشور شوروی سابق سلطه خود را فراگیر کند نه به خاطر قدرت نظامی و سر نیزه امپریالیسم امریکا می‌باشد بلکه تنها به علت استفاده از این ترفند ضد خلقی تفرقه بیانداز و سلطه خود را تثبیت کن می‌باشد تکیه بر تاجیکها و مشارکت سیاسی تاجیک‌ها در نبرد ضد طالبان افغانستان که از پشتو‌های افغانستان می‌باشند (و بیش از 60% جمعیت افغانستان را پشتو‌ها تشکیل می‌دهد) و یا تقسیم خاک عراق به سه منطقه شمال کردها و مرکز سنی‌ها و جنوب شیعه و مستقل کردن کردها یا تکیه بر حاکمیت سیاسی شیعیان در عراق در مرحله آلترناتیوی سازی برای بعث و صدام و یا ایجاد شورای بیداری توسط امپریالیسم امریکا در عراق بر پایه ایجاد جنگ قبیله‌ای بر علیه القاعده عراق همه و همه در راستای همین ایجاد تفرقه درون خلقی جهت تثبیت سلطه استعماری خود بوده است البته تاریخ ایجاد تفرقه درون خلقی جهت تثبیت سلطه طبقه حاکمه غاصب به درازای طول تاریخ عمر دارد و در همین رابطه است که قرآن هنگامی که می‌خواهد دیپلماسی سلطه فرعون به عنوان نماینده سیاسی طبقه حاکمه حکومت غاصب در تاریخ تبین نماید با این عبارت مطرح می‌کند: سوره القصص‌- آیه 4‌- إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ‌- دیپلماسی فرعون جهت تثبیت سلطه خود در زمین بر این پایه قرار داشت که ابتدا درون جبهه خلق (جَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا) تفرقه می‌انداخت و مردم را گروه گروه می‌کرد تا بستر تحقق خواسته خود را که عبارت است از:
الف‌- يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً
ب- مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ فراهم کند


توحید و حرکت سازمانگرایانه حزبی محمد در 13 سال حرکت مکی: در همین رابطه بود که محمد در مرحله استراتژی آگاهی بخش و سازمان گرایانه حزبی مکی خود بر پایه تکیه بر خودآگاهی اعتقادی توحید که بر چهار پایه توحید فلسفی و توحید تاریخی و توحید انسانی و توحید اجتماعی و توحید اخلاقی استوار بود، کوشید تا شرک فلسفی (که همان بت پرستی بود) و شرک تاریخی (که همان حاکمیت مناسبات ضد انسانی روابط اجتماعی و روابط تولیدی و روابط طبقاتی بر تاریخ بود) و شرکت اجتماعی (که حاکمیت سه گروه اجتماعی زورمداران سیاسی و زرمداران اقتصادی و تزویر مداران معرفتی تحت لوای طبقه حاکمه بر جامعه بود) و شرک انسانی (که جایگزین کردان خدایان آسمانی بجای انسان و الینه کردن انسان در کادر طرح کلی انسان عام و کلی و مجرد بود) و شرک اخلاقی (که عبارت بود از جایگزین ساختن معیار‌های سود پرستی بجای ارزش طلبی‌های انسانی‌- اجتماعی‌- اعتقادی و... بود) ریشه کن سازد. اینجا بود که اولین فونکسیون تاریخی‌- اجتماعی این حرکت آگاهی بخش سازمان گرایانه توحیدی در مادّیت جامعه قریش زمان محمد تجلی کرد. چراکه محمد تحت لوای این حرکت آگاهی بخش توحیدی خود توانست در عرض بیست سال این گروه ضعیف و ذلیل و زمین گیر مکه را بدل به بزرگترین تمدن و امپراطوری تاریخ بشر بکند. که یک ایالت آن امپراطوری روم بود و یک ایالت آن امپراطوری ایران و یک ایالت آن عراق و بغداد بود و یک ایالت آن مصر و شمال افریقا بود و... آنهم با چه نیروئی؟ فقط و فقط با تولید ایمان از درون قریش برپایه آگاهی اعتقادی و خودآگاهی اجتماعی زائیده این آگاهی اعتقادی بر پایه توحید.
حال بر پایه این مقدمه می‌پردازیم به تفسیر سوره قریش.

قرآن‌- محمد‌- وحدت درون خلقی بر پایه ائتلاف و جبهه (تفسیر سوره قریش): لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ‌- إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاء وَالصَّيْفِ‌- فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ‌- الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ‌- برای ائتلاف قریش‌- ائتلافی که عامل حیات و زندگی قریش در سرما و گرما و باعث نجات قریش از زندان‌های چهارگانه طبیعت و جامعه و تاریخ و خویشتن گردید‌- این ائتلاف و جبهه برای قریش تنها بر پایه توحید و عبودیت قریش نسبت به ربوبیت خدای کعبه شکل گرفت‌- اگر قریش به توحید فلسفی و توحید اجتماعی و توحید تاریخی و توحید اخلاقی روی آورد، جدای از اینکه این توحید باعث شکل گیری ائتلاف و جبهه و وحدت درون خلقی بین قبائل مختلف قریش شد (و از مجموعه پراکنده بنی کلب و بنی الاسد و بنی هاشم و بنی امیه و بنی عباس و بنی و بنی‌های دیگر یک ملت و یک امت ساخت که هویتش نه بر پایه قوم و قبیله و طائفه و عشیره و... می‌باشد بلکه هویتش بر پایه رفتن و شدن است نه نژاد و طبقه و سنت‌- رحلت در آیه 2 از نظر ترجمه لغتی آنچنانکه در تفسیر مجمع البیان‌- جلد دهم‌- صفحه 544 آمده است به معنای حالتی است که یک انسان سوار بر راحله یا شتر پیوسته در حال حرکت و سیر می‌باشد می‌کند) توحید توانست (فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ) دو فونکسیون دیگر هم در زندگی بشر و هم در زندگی قریش داشته باشد:


فونکسیون نفی استثمار و بهره کشی الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ توحید بود که طعام داد به قریش و بشریت پس از پیدایش گرسنگی در میان آنها (طرح جوع و خوف در این سوره بصورت نکره یعنی مِّن جُوعٍ و مِّنْ خَوْفٍ بجای من الجوع و من الخوف دلالت بر تعیم و پایداری دو اصل استثمار و استبداد که در این سوره استثمار بصورت جوع یا گرسنگی مطرح شده و استبداد به صورت خوف که این موضوع در سوره بقره – آیات 204 و 205 به این شکل مطرح شده است:


وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ‌- در دنیا افرادی هستند که قبل از اینکه به قدرت و حکومت برسند با چهره عوام فریبانه و استحمار گرانه جهت فریب دادن توده‌ها لباس اصلاح طلبی به تن می‌کنند و خود را حامی منافع توده‌ها اعلام می‌کنند و به توده‌ها به دروغ وعده‌های بهشت سازی در دنیا می‌دهند و برای باورانیدن این فریب‌های خود به توده‌ها خدا را هم گواه می‌گیرند. در صورتی که در حقیقت اینها بدترین دشمنان خلق و مردم هستند چرا که:


وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ: همین که بر مرکب قدرت سوار شدند به توده‌ها پشت می‌کنند و در جهت حفظ منافع خود زمین را درهم می‌نوردند و به نسل کشی در توده‌ها و نابود کردن اقتصاد آنها در جهت حفظ و انباشت منافع گروهی خود می‌پردازند و...می پردازند چراکه:


وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيِهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الفَسَادَ – هنگامی که این مدعیان دروغین و عوام فریب به قدرت و حکومت رسیدند به جای اجرای آن وعده وعیده‌های قبل از حکومت و قدرت که به مردم می‌دادند تا افسار قدرت به دستشان افتاد به مردم پشت خواهند کرد‌- إِذَا تَوَلَّى‌- آنگاه پشت کنند به مردم‌- ولی تنها به پشت کردن به توده‌ها کارشان پایان نمی‌یابد. بلکه این شروعی خواهد بود تا به جنگ توده‌هائی بیایند که آنها را به قدرت رسانیده اند‌- سَعَى فِي الأَرْضِ‌- پس این به قدرت رسیده‌های سیاسی پس از به قدرت رسیدن نبرد بر علیه توده‌ها را با دو مؤلفه از سر خواهند گرفت:
1- يُهْلِكَ الْحَرْثَ‌- اقتصاد توده‌ها را نابود می‌کنند.
2- يُهْلِكَ النَّسْلَ‌- دست به نسل کشی می‌زنند‌- و یا در سوره النحل همین موضوع طرح استبداد و استثمار به شکل خوف و جوع به این شکل مطرح می‌کند آیه 112 سوره النحل:
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ‌- در این رابطه خدا مثالی می‌زند ملتی یا جامعه‌ای یا تمدنی که مردم در آنجا آسوده بودند چراکه هم سیاست امینی داشتند و هم اقتصاد‌- عادلانه اما همین جامعه به خاطر کفران فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ‌- پس آن زمانی که این جامعه نسبت به توحید کفر ورزیدند فونکسیون کفران آنها دو امر شد:
1- فونکسیون اول‌- فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ‌- اول لباس استثمار بر آنها چشانیدیم.
2- فونکسیون دوم‌- فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْخَوْفِ‌- دوم بر این جامعه لباس استبداد پوشانیدیم.


حال با توجه به موارد فوق می‌پردازیم به تفسیر سوره قریش:
سوره قریش از جمله سوره‌هائی است که در مرحله اول حرکت محمد یعنی مرحله 13 ساله مکی بر محمد نازل شده است آنچنانکه قبلا مطرح کردیم مرحله 13 ساله مکی محمد یک فرآیند استراتژی محمد می‌باشد. که در این فرآیند 13 ساله محمد در شکل یک مبارزه دفاعی نه تهاجمی و غیر قهرآمیز و آگاهی بخش و سازمان گرایانه حزبی توسط تحول در باور‌های مردم بر پایه حرکت سازمانگرایانه حزبی تولید ایمان در جامعه مکه و قریش کرد تا با این ایمان تولید شده در جامعه قریش:
...الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِّلْمُتَّقِينَ‌- سوره انبیا‌- آیه 48‌- سه برنامه را به اجرا گذارد:
اول‌- ایجاد فرقان در جامعه مکه و قریش (که همان جدا کردن حق از باطل در شکل صف بندی طبقاتی‌- اجتماعی می‌باشد.
دوم‌- ایجاد ضیاء‌- تولید عقلانیت نقادانه برای کاهش درد و رنج حاکمه بر جامعه مکه و قریش توسط نقد اجتماعی -سیاسی‌- طبقاتی سه نیروی زر و زور و تزویر طبقه حاکمه.
سوم‌- ایجاد ذکر- یا خود آگاهی اعتقادی‌- طبقاتی‌- تاریخی بر پایه توحید فلسفی و توحید تاریخی و توحید اجتماعی و توحید انسانی و توحید اخلاقی) پس مبانی استراتژی فرآیند اول حرکت محمد یا پروسه 13 ساله مکی محمد عبارت بودند از:
1- ایجاد صف بندی طبقاتی‌- اجتماعی‌- سیاسی‌- اعتقادی که همان فرقان می‌باشد.
2- ایجاد عقلانیت نقادانه اجتماعی بر پایه نقد قدرت و ثروت و نقد معرفت طبقه حاکم که همان ضیاء می‌باشد.
3- ایجاد خود آگاهی اعتقادی‌- نفسانی‌- اجتماعی‌- طبقاتی‌- تاریخی در جامعه که همان ذکر می‌باشد.

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاءً وَذِكْرًا لِّلْمُتَّقِينَ‌- انبیاء آیه 48‌- بنابراین تمام سوره‌هائی که در مکه در فرآیند 13 ساله حرکت مکی محمد بر محمد نازل شده است برپایه سه برنامه فوق محمد تقسیم بندی میشود:


[font=tahoma][/font]
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط هُدهُد صبا ، مسافر ضريح شش گوشه ، zeinab ، yagobian
۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۰, ۱۰:۴۶ صبح
ارسال: #5
RE: تفسیر سوره قریش 1
سلام :

به جمع ما خوش اومدید دوست عزیز . RoseRoseRose

ولی یه خواهش لطفا کوتاه و در پست های متعدد مطالبتون رو ارائه بدید تا همه بتونن استفاده کنن .

ممنون از همکاریتون .
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط مسافر ضريح شش گوشه ، zeinab ، yagobian
۲۱ تير ۱۳۹۰, ۰۲:۲۱ عصر
ارسال: #6
RE: تفسیر سوره قریش 1
با سلام
دوست گرامي پيشنهاد مي كنم ، اگر امكان دارد به صورت آيه اي به تفسير سوره ها بپردازيد.
با تشكر
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط هُدهُد صبا ، zeinab ، yagobian
۲۵ تير ۱۳۹۰, ۱۲:۰۷ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۶ آذر ۱۳۹۰ ۰۲:۱۷ عصر، توسط safirashgh.)
ارسال: #7
RE: تفسیر سوره قریش 1
با سلام
با تشكر از تفسير خوبتان اگر حاشيه ها را حذف كرده و مطالب را كوتاه كوتاه يعني دو آيه يا سه آيه تفسير ميكرديد بهتر بود با آرزوي توفيف بيشتر


فایل‌(های) پیوست شده
.doc  با سلام.doc (اندازه: 23.5 KB / تعداد دفعات دریافت: 4)
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط هُدهُد صبا
۱۴ اسفند ۱۳۹۰, ۰۵:۲۶ عصر (آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ ۰۵:۲۷ عصر، توسط ترنم بهاری.)
ارسال: #8
RE: تفسیر سوره قریش 3
دوستی در قرآن
http://www.hadithlib.com/Books/view/11/%...9%8A%D8%AB
برای مطالعه

  • Rose بودیم کسی پاس نمیداشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیمBrokenhead
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
 سپاس شده توسط hamed ، هُدهُد صبا ، yagobian
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا