کودکی ها
|
۷ دي ۱۳۸۹, ۱۲:۰۰ عصر
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به خانه مي رفت
با كيف و با كلاهي كه بر هوا بود چيزي دزديدي ؟ - مادرش پرسيد - دعوا كردي باز؟ - پدرش گفت - و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد به دنبال آن چيز كه در دل پنهان كرده بود تنها مادربزرگش ديد گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش و خنديده بود (حسین پناهی) [[/color]امید وارم خدا پنجره باز اتاقت باشد |
|||
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان
3 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا




