مولا وقت امدنت دیر شد بیا.........
|
۲۸ آذر ۱۳۸۹, ۰۷:۵۲ عصر
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
مهدی جان بیا
آخـر ای پرده نشـین فاطمـــه
تــو بــرس به داد دین فاطمــه بی تو جانها مان به لب آمد بیا کاردها بــه استخوان آمد بیــــا روزگاری شهرما ویران نبـود دین فروشی اینقدر ارزان نبود صحبت ازموسیقی عرفان نبود هیچ صوتی بهتراز قرآن نبـــود دختران رابی حجابی ننگ بـــود رنگ چـــادربهترازهررنگ بـود مرجـعیت مظهر تکـــریم بــود حــــکم اورا عالمی تسلیم بــــود یک سخن بودو هزاران مشتری آن هم ازلــوث قرائت ها بـــری هدیه بررقاصه ها واجب نبود قدر عالم کمتراز مطــرب نبود زه که در سال سیاه دوهـــزار کــار فرهنگی شده پخش نــوار ذهــــن صاف نوجوانان محـل پــر شده از فیلــم های مبتــذ ل آدمیت کــو، دگــر آدم کـی است آدم قرن تمــدّ ن بـــرفی اســت پشت پا بردین زدن آزادگی است حرف حق گفتن عقب افتاد گیست آخر ای پرده نشین فاطمـــه تو برس به داد دین فاطمــه بی تو منکرها همه معروف شد کینه توزی با ولی مکشوف شد دربه روی فتنه جویان باز شد دشمنی با نا ئبت آغاز شـــد بی توجان ها مان به لب آمد بیا کارد هــا بر استخوان آمد بیــا پس از مطالعه مطلب ارسالی ما را از نظر خویش بهره مند بفرمایید. |
|||
|
|
۲۹ آذر ۱۳۸۹, ۰۲:۵۰ عصر
ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
RE: مهدی جان بیا
زیبا بود اجرت با اقا
[[/color]امید وارم خدا پنجره باز اتاقت باشد |
|||
|
|
۶ دي ۱۳۸۹, ۱۱:۴۵ صبح
ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
يا صاحب الزمان (عج)
مولاي وقت آمدنت دير شد بيا اين دل در انتظار فرج پير شد بيا اين جمعه هم گذشت و ليكن نيامدي آيات غربتم همه تفسير شد بيا هر شب به ياد حال لبت گريه مي كنم عكست ميان آينه تفسير شد بيا در دفتر م به ياد تو نرگس كشيده ام نرگس هم از فراغ تو دلگير شد بيا [[/color]امید وارم خدا پنجره باز اتاقت باشد |
|||
|
|
۱۱ مهر ۱۳۹۰, ۰۷:۵۱ صبح
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۱۱ مهر ۱۳۹۰ ۰۷:۵۳ صبح، توسط hamed.)
ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خط تیره
معلم به خط فاصله میگفت "خط تیره". شاید او خوب میدانست، فاصله چه به روز آدم میآورد… السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنا… در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
۲ آبان ۱۳۹۰, ۰۱:۱۰ عصر
ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
RE: مهدی جان بیا
یارب سببی سازکه یارم به سلامت بازایدوبرهاندازبند ملامت
خاک ره ان یار سفر کرده بیارید تا چشم جهانبین کنمش جای اقامت یا ابوالفضل
|
|||
|
|
۱۶ دي ۱۳۹۰, ۱۱:۴۴ عصر
ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
كی به پایان برسد درد خدا میداند
ماه ســـــــاكن شود و سرد خدا میداند در سكوت شب هر كوچه این شهر خراب گم شود ناله شبگرد خدا میداند مردم شهر همه منتظر یك مردند چه زمانی رســـــــــــد آن مرد خدا میداند برگها طعمه بی غیرتی پاییزند راز این مرثیـــــــــــــــــــــه زرد خدا میداند خنده غنچه گلها به حقیقت زیباست شایــــــد این است ره آورد خدا میداند ![]() در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
۲۳ بهمن ۱۳۹۰, ۰۲:۳۳ عصر
(آخرین ویرایش در این ارسال: ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ ۰۲:۳۸ عصر، توسط خادم شهدا.)
ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله.سلام ألا یا ایٌهاالمهدی........ مدام الوصل ناولها که در دوران هجرانت بسی افتاد مشکلها صبا از نکهت کویت نسیمی سوی ما اورد زسوز شعله عشقت چه تاب افتاد دردلها "حسبی الله ونعم الوکیل ولاحول ولا قوة الا بالله ولا اله الا انت سبحـانک انی کُنتُ من الظالمین" |
|||
|
|
۲۳ بهمن ۱۳۹۰, ۰۹:۱۶ عصر
ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
RE: مهدی جان بیا
نه صبر به دل مانده، نه در سينه قرارم/
بگذار چو آتش ز جگر شعله برآرم/ گر زحمتت افتد که نهي پاي به چشمم/ بگذار که من چشم به پايت بگذارم/ يک لحظه بزن بر رخ من خنده که يک عمر/ با ياد لبت خنده کنان اشک ببارم/ خجلت کشم از ديده و از گريه ي عمرم/ گر پيشتر از آمدنت جان بسپارم/ در انتشار آنچه خوبیست و اثری از عشق در آن هست آخرین نفر نباشید من یک اخراجی هستم
|
|||
|
|
۱۶ اسفند ۱۳۹۰, ۱۰:۰۳ عصر
ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شعری که درباره امام زمان (عج) سروده شده است
بسیار زیبا حتما بخونید دل من خون شد ازین غم، تو کجایی؟ و ای کاش که این جمعه بیایی! دل من تاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ تو کجایی؟ تو کجایی... و تو انگار به قلبم بنویسی: که چرا هیچ نگویند مگر این منجی دلسوز ، طرفدار ندارد ، که غریب است؟ و عجیب است که پس از قرن و هزاره هنوزم که هنوز است دو چشمش به راه است و مگر سیصد و اندی نفر از شیفتگانش ، زیاد است که گویند به اندازه یک « بدر » علمدار ندارد! و گویند چرا این همه مشتاق ، ولی او سپهش یار ندارد! =-=-= جواب امام زمان: تو خودت! مدعی دوستی و مهر شدیدی که به هر شعر جدیدی، ز هجران و غمم ناله سرایی ، تو کجایی؟ تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟ باز گویی که مگر کاستی ای بُد ز امامت ، ز هدایت ، ز محبت ، ز غمخوارگی و مهر و عطوفت تو پنداشته ای هیچ کسی دل نگران تو نبوده؟ چه کسی قلب تو را سوی خدای تو کشانده؟ چه کسی در پی هر غصه ی تو اشک چکانده؟ چه کسی دست تو را در پس هر رنج گرفته؟ چه کسی راه به روی تو گشوده؟ چه خطرها به دعایم ز کنار تو گذر کرد چه زمان ها که تو غافل شدی و یار به قلب تو نظر کرد... و تو با چشم و دل بسته فقط گفتی... تو کجایی!؟ و ای کاش بیایی! هر زمان خواهش دل با نظر یار یکی بود، تو بودی... هر زمان بود تفاوت ، تو رفتی ، تو نماندی. خواهش نفس شده یار و خدایت ، و همین است که تاثیر نبخشند به دعایت ، و به آفاق نبردند صدایت و غریب است امامت من که هستم ، تو کجایی؟ تو خودت ! کاش بیایی به خودت کاش بیایی...! =-=-=-=-= اللهم عجل لوليك الفرج صلوات
آيا به آيات قرآن نمىانديشند يا [مگر] بر دل هايشان قفلهايى نهاده شده است؟ سوره محمد(ص)/ آیه 24
|
|||
|
|
۱۷ اسفند ۱۳۹۰, ۰۱:۴۹ صبح
ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
RE: مهدی جان بیا
مهدی جان بیا که
حسین را منتظرانش کشتند ایا ما منتظر واقعی هستیم یا تنها ادعا؟؟؟؟ ..::در زندگی همیشه به دنبال راه باش نه همراه::.. ![]() |
|||
|
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
3 مهمان
3 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا







![[تصویر: 33523052770948165007.gif]](http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up1/33523052770948165007.gif)