من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم.............
|
۶ دي ۱۳۸۹, ۱۰:۵۰ صبح
ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
من تمام هستیم را
در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان کشتم اتش زدم من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم یک کلام در جزوه هایم هیچ ننوشتم من ز مقصدها پی مقصودهای پوچ افتادم تا تمام خوبی ها رفتند و خوبی ماند در یادم من به عشق منتظر ماندن تن سبز و قرارم رفت بهارم رفت عشقم مرد یارم رفت؟! [[/color]امید وارم خدا پنجره باز اتاقت باشد |
|||
|
|
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان
1 مهمان
بازگشت به بالابازگشت به محتوا




