۲۴ تير ۱۳۸۹, ۰۶:۱۲ عصر
كودكش را گرفت در آغوش
بوسه ميزد به بازوان او
اسمان را نظاره مي كرد و
اشك پركرد ديدگان او
مادر كودكش از او پرسيد
بازوي كودكم چه كم دارد؟
بوسه اش ميزني ولي چشمت
حسرتي پر زاه و نم دارد!
گفت جانا حجالتم چه دهي؟
بازوانش پر از هنر بينم
بخدا دست غيرت عباس
همچو دستان شير نر بينم
گريه ام بهر روزگاراني است
كه زتن مي شود جدا اين دست
در ركاب حسين مظلومم
عاقبت مي شود فدا اين دست
بوسه ميزد به بازوان او
اسمان را نظاره مي كرد و
اشك پركرد ديدگان او
مادر كودكش از او پرسيد
بازوي كودكم چه كم دارد؟
بوسه اش ميزني ولي چشمت
حسرتي پر زاه و نم دارد!
گفت جانا حجالتم چه دهي؟
بازوانش پر از هنر بينم
بخدا دست غيرت عباس
همچو دستان شير نر بينم
گريه ام بهر روزگاراني است
كه زتن مي شود جدا اين دست
در ركاب حسين مظلومم
عاقبت مي شود فدا اين دست
ولادت حضرت عباس (ع) و روز جانباز مبارک باد
![[تصویر: sagha4zh.jpg]](http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/honest/sagha4zh.jpg)