تالار گفتمان وب سایت ختم قرآن مجید

نسخه کامل: مناجات با خدا
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
[تصویر:  0005-50.jpg]

الهى بى پناهان را پناهى
به سوى خسته حالان كن نگاهى
مرا شرح پريشانى چه حاجت
كه بر حال پريشانم گواهى
خدايا تكيه بر لطف تو دارم
كه جز لطفت ندارم تكيه گاهى
دل سرگشته ام را رهنما باش
كه دل بى رهنما افتد به چاهى
نهاده سر به خاك آستانت
گدايى، دردمندى، عذرخواهى
گرفتم دامن بخشنده اى را
كه بخشد از كرم كوهى به كاهى
خوشا آن كس كه بندد با تو پيوند
خوشا آن دل كه دارد با تو راهى
زنخل رحمت بى انتهايت
بيفكن سايه بر روى گياهى
به آب چشمه لطفت فرو شوى
اگر سر زد خطايى، اشتباهى
مران يا ربّ زدرگاهت «رسا» را
پناه آورده سويت بى پناهى
الهی دلی ده که جای تو باشد
لسانی که در وی ثنای تو باشد

الهی بده همتی آنچنانم....
که سعیم وصول بقای تو باشد

الهی چنانم کن از عشق خودمست
که خواب و خورم از برای تو باشد

الهی عطاکن بفکرم تونوری
که محصول فکرم دعای تو باشد

الهی عطاکن مرا گوش قلبی
که آن گوش پر از صدای تو باشد

الهی چنان کن که این عب دمسکین
برای تو خواند برای تو باشد

الهی عطا کن بر این بنده چشمی
که بینائیش از ضیای تو باشد

الهی چنانم کن از فضل و رحمت
که دائم سرم را هوای تو باشد

الهی چنانم کن از عیب خالی
که هستیم محو و فنای تو باشد

الهی مرا حفظ کن از مهالک
که هر کار کردم رضای تو باشد

الهی ندانم چه بخشی،کسیرا
که هم عاشق و هم گدای تو باشد

الهی بطوطی عطاکن بیانی
که نطقش کلید عطای تو باشد
اي خدا هنگام آواي من است
پشت درب خانه ات جاي من است

لايق بر سفره بنشستن نيم
خود تو مي داني خدايا من كيم

رخت مهماني نباشد در برم
گو چه خاكي من بريزم بر سرم

من گرفتار غم بد حالي ام
رحم كن يا رب به دست خالي ام

نيمه شب يا رب نمايم التماس
در دلم دارم خدا حول و هراس

حق مردم مانده بر دوشم خدا
واي من گشته فراموشم خدا

واي من كردم حرامي را حلال
حق زهرا را نمودم پايمال

واي من در روز ميزان و حساب
من چه گويم در جواب بوتراب

واي اگر گويد كتابت را بخوان
واي اگر گويد تو دور از ما بمان

اي خدا رحمي بر اين بيچاره كن
نامه جرم مرا خود پاره كن
[تصویر:  i292572_niaz.jpg]

آمده عبد خطاکار بیا رحمی کن

آمدم پیش تو دلدار بیا رحمی کن

بنده پر گنه و عبد سیه روی امد

ای شفای تن بیمار بیا رحمی کن

با نگاهت به دل پر شررم احسان کن

بر من پست و گنه کار بیا رحمی کن

ای که عالم به اشارات تو در چرخش شد

منتی کن به من زار بیا رحمی کن

ای که رحمانیت تو زغضب افزون تر

چشم پوشی کن و ایثار بیا رحمی کن

تو همانی که اگر بر تو جهان پشت کند

می توانی بکنی با همه پیکار بیا رحمی کنی

ای گشاینده درهای محبت بر من

عفو کن عبد ستمکار بیا رحمی کن

آبرو داری این عبد گنه کارت کن

حق آن حیدر کرار بیا رحمی کن


سروده کمال مومنی
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی ما رستگار
گر نکنی یاری من، یاری و دلداری من
بار امانت نکشد دوش من و شانه من
ای غم تو شادی دل ، مایه آبادی دل
چون شود ار جلوه کنی، زیب دهی خانه من


و تنها با یاد خدا دلها آرام می گیرد
لینک مرجع