تالار گفتمان وب سایت ختم قرآن مجید

نسخه کامل: سخنان حکیمانه با ذكر منبع
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
غصه های زندگیت را با <قاف>بنویس
تا هرگز باورشان نکنی...
توکل یعنی اینکه؛


با ایمان، در راهی قدم بگذاری که؛


هیچ کس با تو نیست؛


آن وقت می بینی، کسانی که؛


فکرش را هم نمی کرده ای؛


در این راه، با تو همراه خواهند شد ...


«شهید بهشتی»
تنها کسانی که مارا میرنجانند، عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند...
(خودم...)
روزی مجنون از روی سجاده ی شخصی عبور کرد
مرد نمازش را شکست و گفت:
مردک در حال رازونیاز با خدا بودم برای چه این رشته را بریدی؟
مجنون لبخندی زد و گفت:
عاشق بنده ای بودم و تورا ندیدم
تو عاشق خدا بودی چطور مرا دیدی؟
از زرتشت سوال کردند:


زندگی خودرا بر چند اصل استوار کردی؟


فرمود:


۱- دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش کردم


۲- دانستم که خدامرا می بیند پس حیا کردم


۳- دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد پس ارام شدم


۴- دانستم پایان کارم مرگ است پس مهیا شدم
سخاوت آن است که تو آغاز کنی؛


زیرا آنچه با «درخواست» داده می شود؛


یا از «روی شرم» و یا از روی «بیمِ شنیدنِ سخن ناپسند» است.


«امیرالمؤمنین علی (ع)»
[font=tahoma][/font]
یاهو


شخصی از ابوسعید ابوالخیر رحمه الله علیه سوال کرد که ای شیخ "خداوند این خلایق را به چه


آفرید؟ حاجتمند آفرینش ایشان بود؟ "


ابوسعید فرمود: نه، اما از سه جهت؛


اول آنکه قدرتش بسیار بود، نظارگری می‌بایست.


دوم آنکه نعمتش بسیار بود، خورنده می‌بایست.


سوم آنکه رحمتش بسیار بود، گناهکارش می‌بایست.




نویسنده: خادمین حضرت خدیجه ( س )
Rose علی رغم اینکه مدیران سایت ناراحت میشوند که اینجا نظری داده شود

و با احترامی که به یکی از بزرگترین صوفی ها ابوسعید دارم

و همه احترامی که به خواهرم آشنا دارم با این دلایل مخالفم.

خداوند کمال عشق بود و معشوق نیاز داشت. محبوب بود و محب نقص در کمال بود. باور ندارم در درگاه خدا گناهی از بندگان راه یافته باشد.و همه نیک خواهد شد.
با توجه به شناخت شما به شخصیت شیخ بزرگوار به نظر من حتما تعریفی عرفانی و به دور از این جواب ظاهری از تعابیر ایشان میتوان برداشت کرد و فکر میکنم صحبتهای شما در راستای جملات شیخ و در تکمیل و توضیح آن میباشد . اینکه خداوند نعمتش بسیار بود ، خورنده می بایست ، کمال عشق است و چشاندن آن به معشوق . رحمتش بسیار بود ، گناهکارش می بایست ، همان ذات خداوند برای دوست داشتن بندگانی است که با وجود وسوسه ها و وعده های پوچ شیاطین از راه او و رسیدن به او دور میشوند و این همان محب نقص در کمال است تا با رحمتش توبه پذیر باشدو در راه کمال اگر هم نقصی هست بپوشاند ، راهنما باشد و بندگانش را در آن راه یاری کند ، چه اگر رحمتش بی انتها نبود در راه کمال همه ما شکست میخوردیم . البته اینها تعابیری است که از دیدگاه من اینگونه به نظر میرسد با توجه به اینکه این عارف بزرگ در جایی به یکی از مریدانش میگوید اگر همه ریگهای بیابان بگوید الله تو بگو ابو سعید ،( در نگاه اول به نظر شرک است و در باطن ایشان با این سخن درسهای زیادی به این شاگرد میدهد و بعد از مدتی و آمادگی شاگرد حال به ایشان میگوید اگر تمام ریگها بگویند ابو سعید تو بگو فقط الله . اگر ادامه داستان را نمیدانستیم به ایشان شک میکردیم . و نکته آخر جسارت نباشه در مورد اینکه فرمودید خداوند کمال عشق بود و معشوق نیاز داشت ، چگونه میشود که الله الصمد و همه به ایشان نیازمند و در آخر کلامم سپاسگزارم به خاطر حضور مجددتان و اینکه با ظرافت و نکته سنجیهایتان ما را به فکر واداشته که به مطالب ارسالیمون دقت خاصی داشته باشیم و امیدوارم با حضور همیشگیتان باعث افزایش معلومات ما و مثل همیشه پاسخگوی سوالات کاربران قرآنی شوید ان شاالله . Rose
Rose با تشکر. خداوند کمال عشق بود و معشوق، (به خدا) نیاز داشت، پس او را یافت.
صفحه‌ها: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22
لینک مرجع