۹ اسفند ۱۳۸۸, ۱۰:۴۸ عصر
اگر آتشم ز آفتاب آمدم ؛ خراب خرابم ، خراب آمدم
مرا عاقبت این جنون می کشد؛غم دوست بر خاک و خون می کشد
خدایا دوباره هوایی شدم؛ ز خود بی خودم ، کربلایی شدم
چونان برق بگذشت و یک آه بود ؛که عمر سفر سخت کوتاه بود
نجف ، کربلا ، کوفه و کاظمین؛ همه جای خود وای من از حسین
من از وادی کربلا آمدم ؛ ز دیدار خون خدا آمدم
من از جانب علقمه آمدم ؛ ز مهمانی فاطمه آمدم
مرا عاقبت این جنون می کشد؛غم دوست بر خاک و خون می کشد
خدایا دوباره هوایی شدم؛ ز خود بی خودم ، کربلایی شدم
چونان برق بگذشت و یک آه بود ؛که عمر سفر سخت کوتاه بود
نجف ، کربلا ، کوفه و کاظمین؛ همه جای خود وای من از حسین
من از وادی کربلا آمدم ؛ ز دیدار خون خدا آمدم
من از جانب علقمه آمدم ؛ ز مهمانی فاطمه آمدم