تالار گفتمان وب سایت ختم قرآن مجید

نسخه کامل: آی جماعت دلم خیلی گرفته !!!...
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2
ای جماعت دلم خیلی گرفته
هر انچه خواستم نیامد به دست
چو بیگانه بودم به این دنیای پست
بی اب بودم کوزه به دست
چو که اب یافتم کوزه شکست
سلام علیکم، ان شائ الله که در عالم واقع به این گونه که در شعر توصیف کردید دستتان خالی نباشد.
ممنونم!!!
واقعا که بهتر از این نمیشد فضای امروز جامعه و عمل خودمون رو به شعر کشید!!!!
خدایا دلم خیلی گرفته و نمیتونم به کسی بگم پیش تو هم که دیگه آبرویی ندارم تا بیام و دردم و بگم!
چقدر تنهایی وحشتناکه، وقتی کسی رو نداشته باشی باهاش حرف بزنی و اونم رفتو گوش کنه و نق نزنه!
خدایا ای کاش انقدر ازت دور نمیشدم!ای کاش تو این روزمرگیها گم نمیشدم، نمی مردم!خدایا دیگه رویی برام نمونده شرمندم ولی آبرویی ندارم
بچه ها از همتون میخوام برام دعا کنین!!!!!!!!!!!!!!
اي جماعت، چطوره حالات‌تون
قربون اون فهم و كمالات‌تون
گردنتون پيش كسي خم‌نشه
از سربنده، سايه‌تون كم‌نشه
راز و نياز و بندگي‌تون درست
حساب كتاب زندگي‌تون درست
بنده مي‌شم غلام دربست‌تون
پيش كسي دراز نشه دست‌تون
از لب‌تون خنده فراري نشه
خدا نكرده، اشكي جاري نشه
باز، يه هوا دلم گرفته امروز
جون شما، دلم گرفته امروز
راست و حسيني‌ش، نمي‌دونم چرا
بيني و بيني‌ش، نمي‌دونم چرا
خلافامون از سراختلاف نيست
خلاف خلافه، توش خطا خلاف نيست
فرقي نداره ديگه شهر و روستا
حال نمي‌دن، مثل قديما، دوستا
شاپرك‌ها به نيش مجهز شدن
غريب گزا هم آشناگز شدن


تنگ غروب، كه شهر پرشد از «رپ
ما مونديم و يه كوچه علي چپ
خورشيده مي‌نشست كه ما پاشديم
رفتيم و گم شديم و پيدا شديم
رفتيم و چرخي دور ميدون زديم
ماه كه در اومد، به بيابون زديم
آخ كه بيابون چه شبايي داره
شب تو بيابون چه صفايي داره
شب تو بيابون خدا بساط كن
اون جا بشين با خودت اختلاط كن
دل كه نلرزه، جز يه مشت گل نيست
دلي كه توش غصه نباشه، دل نيست
اين در و اون در زدناش قشنگه
به سيم آخر زدناش قشنگه
دلم گرفته بود وغصه داشتم
منم براش سنگ تموم گذاشتم
نصفه شبي،‌به كوه تكيه كردم
نشستم و تا صبح گريه كردم
سجل و مدرك نمي‌خواد كه گريه
دستك و دنبك نمي‌خواد كه گريه

رولب‌مون هميشه خنده پيداست
مي‌خنديم،‌اما دل‌مون كربلاست

ساعت الان حدود چهار و نيمه
غصه نخور دادش، خدا كريمه
عکس شهدا را می بینیم
ولی عکس آنها عمل می کنیم
خدایا......شهیدان الگوی خوبی هستند ولی چرا اراده پیروی از این اسمانی ها را ما نداریم ؟؟؟؟؟؟؟
اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟


[font=Arial,sans-serif][تصویر:  File0001.jpg][/font]
بسم الله.سلام
الهی انی را که در اخرخواهی کنی در اول کن که شفاعت اخرین از ان "الرحم الراحمین"است....
خدایعنی ابریشمی ترین گریه بر استان بودن...خداهست
خدایعنی دهش استواردل بردست هرسایل.....خداداد
خدایعنی استعانت از همه بی واهمه....خدایار
خدایعنی جستن ارزوهاوقتی خال تر از همیشه ای...خداجور
خدایعنی سرساییدن باوجودسرهای سرکشان....خداقوت
خدایعنی همیشه هستم حتی اگه رفتم.....خداحافظ
{ترسم که روزحشرعنان برعنان رود.....تسبیح ماوخرقه رندشراب خوار...}
Rose
خدایا Exclamationابادی دنیا را به خرابی اخرت ندهم
رضایت کسی را به خشم تو نبخشم
واستواری در زمین را به لغزش در صراط ندهم....
بارالها......کمک کن دور شوم از انچه که از تو دورم میکندSigh
یاری ام کن جبران کنم این همه فاصله را....
یگانه ام....همه عاشقانه هایم از ان توست
زیرا جز تو کسی لایق عشق ورزیدن نیست....
Rose
mall">
بسم رب المهدي [تصویر:  d3g1tr1fi239osv2b0h.gif]


سلام آقا ي مهربونم !

از سر صبح ؛

همين كه چشم باز كردم ؛

دلم ترا بهانه كرد .

گفتم بيام اينجا و شروع كنم

به از تو گفتن

ازتو نوشتن

گفتم مثل همه جمعه ها

اين فضا رو پركنم از عطر وجودت

اما اين بغض

اين بغض گلوگير داره خفه م مي كنه اقا

جمعه است و بايد دلم پر باشه از شور امدنت

هست ؛ نه اينكه نباشد اما

شوقي توام با حزن

با بغض

همش ياد اين شعر مي افتم

"آقا ما دروغ مي گوئيم نيا "

و نفسم مي گيره

ميخواد فرياد بزنم

نه . نه . نه ....................

يابن الحسن !

اقا جان !

بخدا همه ما دروغ نمي گوئيم

همه ما اينطور كه گفتند و نوشتند نيستيم

يوسف زهرا ! تو كه خوب ميدوني

تو كه ميدوني همه ما بد نيستيم

همه ما دروغگو نيستيم

همه ما فريبكار نيستيم

عزيز دل زهرا ! آقاي مهربونم

ميدونم كه خيلي ها اسم قشنگت رو بدون وضو هم نمي برند

ميدونم خيلي ها وقتي از تو حرف ميزنند آسمان چشماشون باروني ميشه

ميدونم خيلي ها از ته ته دلشون اومدنت رو آرزو دارند

ميدونم براي خيلي ها ؛ تو تنها بهانه زندگي هستي

بخاطر توست كه زير بار درد كمر خم نكرده و دوام آوردند

بخاطر توست كه هنوز اينهمه درد و رنج رو تحمل مي كنند

همون كساني كه سالهاي سال است

در اسايشگاهها تاوان عاشقي را با تحمل دردها ي استخوان سوز

با صبرو صلابت ميدهند

همون كساني كه باوجوديكه شعله هاي درد از لابلاي انگشتانشون زبانه مي كشهعاشقانه ازتو مي نويسند

همون هايي كه با وجود همه زخم زبانها ؛ همه طعنه ها

همه تو هين ها ؛ همه نامردمي ها ....

به عشق تو بيدار مي مانند

تا به شب انتظار ؛ چراغي بيافروزند

و محبان ترا گرد آن چراغ جمع كنند

و نگذراند رسم عاشقي فراموش شود

اين عاشقا كم نيستند اقا بخدا ؛

گمنامند اما ؛ هستند ؛

اگر كسي آنها را نمي بينيد و به حساب نمي اورد ؛

تو كه ميدا ني ؛ تو كه مي بيني ؛



آقا اگر ما دروغ مي گيم ؛

تو بخاطر ما نيا ؛

اصلا ما كي هستيم كه تو بخاطر ما بيائي ؟!

توبخاطر اونهايي بيا كه راست مي گويند ؛

بخاطر اونها ئي بيا كه همه عمر چشم به راهت موندند؛

بيا و پناه خستگي هاشون باش

بيا و اشگهاي گرم فرزندان شهدا را ازچهره معصومشان پاك كن

بيا و گل لبخند بر چهره درد كشيده مادر شهدا بنشان

بيا و مرحمي بز زخم دل پدر شهدا بگذار

بيا و بهم بزن بساط دين فروشان خرقه پوش را

بيا و ازهم بپاش بساط سودگراني كه دين را سرمايه تجارت خود كرده اند

توبيا اقا جان تا درخشش خورشيد وجودت ؛ بي رنگ كند همه رنگ ها و نيرنگ ها را

تو بيا تا جلوه وجودت در بازار شهرها ؛ بشكند نرخ هرچه خودنمائي و ظاهر فريبي ست

............


آقا ي مهربونم

بخدا خيلي سخته تو باشي و ما اينطور بي كس باشيم

تو باشي و ما زخم زبان بشنويم

تو باشي و ما هرجمعه ترا ندبه كنيم

توباشي و حسرت ديدنت چشمهايمان را بي فروغ كند

تو باشي و آرزوي آمدنت بر دل پرخون ما بماند

....................

چه طولاني شد اين حكايت

ترا با اين زبان الكن و اين واژ ها نا رسا خسته مي كنم

ميدانم كه اين واژه هاي گنگ نمي تواند احساس مرا بيان كند .!!

ببخش آقا جان ؛

چند روزي بود كه اين حرفها راه نفسم را بسته بود

بايد مي گفتم

بايد فرياد ميزدم :

" آقا جان بخدا همه ما دروغ نمي گوئيم "
[highlight=#c0deed]گویند خدا در قلب و وجود ماست
پس آنانی که‌ سنگ بر ما میزنند
ما نیستیم
!!!سنگ بر خدا میزنند
گویند خدا جان است و جان بند به‌ خدا
پس آنان که‌ مارا میکشند
...خدا را میکشند
گویند خدا مهربان مهربان است
پس آنان که‌ مهربانان را میکشند
...مهر خدا را میکشند
گویند و گویند و
!!!همه‌ گویند
کسی نگوید چرا
ما و خدا را میکشند!؟
[/highlight]
[highlight=#866445]

منـم زیبــا
که زیبا بنده ام را #دوست می دارم


تو بــــــگشا گوش دل پروردگــــــارت با تو می گوید


ترا در بیــــــــکران دنیــــــای #تنـــــهایان [b]رهــــایت من نخواهم کرد


رها کن غیر من را آشــــتی کن با خدای خــود


تو غیر از من چه می جویی؟


تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟


تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب می دانم


تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن


که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم


طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت


که عاشق می شوی بر ما و عاشق می شوم بر تو که


وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

[/highlight]
[/b]
[highlight=#866445]
که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من


قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور


قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من


تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید


ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد



"شعر از زنده یاد سهراب سپهری"

[/highlight]
صفحه‌ها: 1 2
لینک مرجع